ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

سایه روشن

سایه روشن

前往频道在 Telegram

«اینجا چراغی روشنه»

显示更多
未指定国家未指定类别
259
订阅者
无数据24 小时
+87 天
+3630 天
帖子存档
مهمون امروز ما❤️‍🔥
+2
مهمون امروز ما❤️‍🔥

شب های چمپیونزلیگ🔥

ساعت ۱ شبه از ۷ صبح بیدارم و درگیر مدرسه و مقاله نوشتن و برگه تصحیح کردن و کتاب خوندن و برنامه دادن به بچه ها دکمه انصراف از زندگی✅

اشک رازی‌ست لبخند رازی‌ست عشق رازی‌ست اشکِ آن شب لبخندِ عشقم بود. قصه نیستم که بگویی نغمه نیستم که بخوانی صدا نیستم که بشنوی یا چیزی چنان که ببینی یا چیزی چنان که بدانی... من دردِ مشترکم مرا فریاد کن. درخت با جنگل سخن می‌گوید علف با صحرا ستاره با کهکشان و من با تو سخن می‌گویم نامت را به من بگو دستت را به من بده حرفت را به من بگو قلبت را به من بده من ریشه‌های تو را دریافته‌ام با لبانت برای همه لب‌ها سخن گفته‌ام و دست‌هایت با دستانِ من آشناست. در خلوتِ روشن با تو گریسته‌ام برایِ خاطرِ زندگان، و در گورستانِ تاریک با تو خوانده‌ام زیباترینِ سرودها را زیرا که مردگانِ این سال عاشق‌ترینِ زندگان بوده‌اند. دستت را به من بده دست‌های تو با من آشناست ای دیریافته با تو سخن می‌گویم به‌سانِ ابر که با توفان به‌سانِ علف که با صحرا به‌سانِ باران که با دریا به‌سانِ پرنده که با بهار به‌سانِ درخت که با جنگل سخن می‌گوید زیرا که من ریشه‌های تو را دریافته‌ام زیرا که صدای من با صدای تو آشناست. ۱۳۳۴ / احمد شاملو

گویند طبیبان که بگو درد خود اما دردی که گذشتست ز درمان به که گویم؟ هلالی جغتایی

شادش کنیم🔥

یک قفل زدم بر دل و پیمانه شکستم  ساقی نظر انداخت، به میخانه نشستم  بر چشم زدم طعنه، که این بار، نبازی  زان، مستیِ چشمش، دلِ دیوانه شکستم گفتم، نزنم زخمه بر این سازِ مخالف  با نغمه‌ی تارش به طربخانه نشستم  دیدم نتوان بگذرم از مستیِ عشقش  مجنون شدم و از خود و بیگانه شکستم تا آنکه نسوزم، به ره عشق، دگر بار  بر شمعِ رخش، باز چو پروانه، نشستم  مستانه وضو کردم و در محضرِ ساقی  افسانه و پیمانه و بتخانه، شکستم مولانا

دوش رفتم به در میکده خواب آلوده خرقه تر، دامن و سجاده شراب آلوده آمد افسوس کنان مغبچهِ باده فروش گفت: بیدار شو ای ره رو خواب آلوده شست‌و‌شویی کن و آن گه به خرابات، خرام تا نگردد ز تو این دِیر خراب، آلوده به هوای لبِ شیرین پسران، چند کنی جوهر روح به یاقوتِ مذاب، آلوده به طهارت گذران منزل پیری و مَکُن خِلعت شیب چو تشریف شَباب، آلوده پاک و صافی شو و از چاهِ طبیعت به درآی که صفایی ندهد آب تُراب آلوده گفتم: ای جان جهان دفتر گل عیبی نیست که شود فصل بهار از می ناب، آلوده آشنایانِ رهِ عشق در این بحرِ عمیق غرقه گشتند و نگشتند به آب، آلوده گفت: حافظ لُغَز و نکته به یاران مفروش آه از این لطف به انواع عِتاب، آلوده

Abbas Ghaderi - Raaz [320].mp35.61 MB

نباید این انشاء رو می‌خوندم💔
نباید این انشاء رو می‌خوندم💔

چه برداشت زیبایی امیرحسین جان و چه خط خوبی🤝
چه برداشت زیبایی امیرحسین جان و چه خط خوبی🤝

آخِرِ کار آدمی مرگ است، احمق مردا که دل در این جهان بندد، که نعمتی بدهد و زشت بازستاند. ذکر بر دار کردن حسنک وزیر ۱ آبان روز بزرگداشت ابوالفضل بیهقی پدر نثر فارسی

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت حافظا روز اجل گر به کف آری جامی یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت حافظ

آقای اصفهانی هر چی می‌خونی شاهکاره👌

Homayoun Shajarian - Havaye Gerye (320).mp36.66 MB

دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من گر از قفس گریزم، کجا روم کجا من؟ کجا روم که راهی به گلشنی ندانم که دیده بر گشودم به کنج تنگنا، من نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل چو تخته پاره بر موج رها رها رها من ز من هرآنکه او دور چو دل به سینه نزدیک به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی که تر کنم گلویی به یادِ آشنا من ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟ که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟ ستاره ها نهفتم در آسمان ابری دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من ... سیمین بهبهانی

Roozbeh Bemani - Alaaj (128).mp33.83 MB

شبیه کاغذ خط‌خورده‌ای مچاله شدن و بعد همنفسِ کیسه‌ی زباله شدن بدون شرط نشستن به پای وعده‌ی عشق به صد گزاره‌ی نامحتمل حواله شدن تلاش کردن و در چشم ماه، کم بودن ترانه خواندن و در گوش باد، ناله شدن تو را نخواهد و با این بهانه‌ی عوضی عوض شوی... [شده تا حد استحاله شدن] که گربه‌های حوالی خانه‌اش با لطف صدا کنند تو را هم به هم‌پیاله شدن که کارگر بشوی بعد شصت سالگی‌ات که محترم باشد قبل بیست ساله شدن میان این همه غربت، به جای آخر شب پناه می‌برم از تلخیِ تفاله شدن سعید مبشر

Dariush Shekanjegar 128 .mp39.61 MB

مدرسه بهشتی = دیوانه خانه 🤝