235
订阅者
-124 小时
-227 天
-4830 天
帖子存档
235
https://t.me/EX1UL/28323
حسرت، تمامِ «ایکاش»های کمالگرایانهٔ انسان است؛ همانها که غریزی و ناخودآگاه، ذهن و جان را از غم پر میکنند...
همان کارها یا چیزهایی که میتوانستند انجام شوند یا وجود داشته باشند، اما نشدند؛ در خیال ماندند و ماندند، راکد شدند، پوسیدند و در نهایت، به چیزی اجتنابناپذیر به نام حسرت بدل شدند...
حسرتِ گذشته، حسرتِ آینده و حتی حسرتِ لحظهای که انسان ناگزیر به زیستن در آن است؛ و انسانی که هیچگاه از خویش راضی نمیشود و هر بار، نیازی تازه برای نشخوار ذهنی پیدا میکند...
سادهانگاری و خونسردی در برابر حسرت نیز نعمت بزرگی است؛ نعمتی که بعضی آدمیان آن را آموختهاند و نقابش را بر چهره کشیدهاند. مگر آنکه بدانی آنها هم در میان سه حرفِ «کاش»، خود را هزاران بار از خواب بیدار میکنند و به دادگاه میکشانند؛ گاه در جایگاه مجرم و گاه در جایگاه قربانی...
قربانیانگاری و مجرمانگاری نیز مکافاتی است برای خویش؛ مکافاتی که کاش میشد درکش کرد، میفهمیدیم زندگی، خود، سرشار از شرایط ناگزیر است. و باز هم این واژهٔ سهحرفیِ حسرتبار، ناخواسته، در جملهای دیگر جا خوش میکند...
235
چون حقیقت، هرقدر هم تلخ باشد، دست کم یکبار اتفاق افتاده است؛ اما احتمال؟ هیچ وقت تمام نمیشود.
235
عجیب است، نه؟
آدم میتواند برای اتفاقی که هرگز نیفتاده، بیشتر از تمام اتفاق های زندگی اش سوگواری کند. میتواند از یک گذشته ی خیالی زخم بخورد؛ از خاطره ای که وجود ندارد، از پایانی که هیچ وقت رقم نخورده.
235
من مدت ها فکر میکردم حسرت، دلتنگی چیزیست که از دست داده ایم؛ حالا گمان میکنم حسرت، عزاداری چیزیست که هرگز نداشته ایم، اما تمام عمرمان را طوری زندگی کرده ایم که انگار روزی سهم ما بوده است.
235
روزی فهمیدم بعضی در ها که بسته میشوند، فقط راهی را به روی آدم نمیبندند؛ تمام زندگی هایی را دفن میکنند که میتوانست پشت آن درها اتفاق بیفتد. تمام آن "اگر" هایی را که شاید میتوانست سرنوشت طور دیگری برایمان رقم بزند؛ تمام آدم هایی را که میتوانستیم بشویم و هرگز نشدیم.
235
و از همه تلخ تر از آن دیدار و آغوش آخر که نمیدانست قرار است آخرین باشد و باید یک دل سیر چشم هایش را تماشا کند.
235
از آن یک قدمی که برنداشتند، از حقیقتی که بلعیدند؛ و از خداحافظی ای که به خیال دیدار دوباره نیمه کاره گذاشتند.
235
گاهی فکر میکنم آدم ها را گذر سال ها نه، بلکه زندگی هایی پیر میکند که هرگز زندگی شان نکردند.
235
Repost from یِ دانش آموز
🔴شما معمولاً حس ناکافی بودن رو از کسی میگیرید که از سرش هم زیادید.
🎓『 @Ye_Student 』
