514
订阅者
+424 小时
+177 天
+4630 天
帖子存档
مدتهاست به هیچ چیز جز «ایران» فکر نمیکنم فقط اندیشه ی «ایران» است، که میتواند نگران و همزمان دلگرمم کند و به زندگی و آینده متصل نگهم دارد.
میبینی چه شب ساکتی است؟
انگار هیچکس در دنیا نیست!
یا شاید...
من در دنیای هیچکس نیستم.
+: اون برگشته؛
به نظرت میتونه مرهم زخم هام بشه؟
-: آه ویلیام. قاتل همیشه به محل جرم بر میگرده. تا اگه مقتول زنده مونده بود اینبار کارو تموم کنه.
زندگی یک وطن بهم بدهکاره که توش فقط به زندگی فکر کنم نه تحریم، نه تورم، نه جنگ، نه بیماری، نه تنش نه استرس.
-دیاکو.
روزی در تاریخ مینویسند:
"درد آنقدر گسترده بود، که اشک ها نمیدانستند بر کدام شهر، کدام زخمِ ایران فرو بریزند."
در ورایِ ابرهای این وطن،
در آسمان بالای سر قهرمانهای بیجانِ این خاک،
در زمستان امسال، هیچ خدایی نبود؛
که اگر بود وطن چنین نبود...
جونیمون بر باد رفت..!
مثل علی صالحی که میگه: جوانیمان صرفِ دوام آوردن شد نه زندگی..!
