ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅 👈

Nobody

Nobody

前往频道在 Telegram

دمی سکوت، در این جهان پُر هیاهو.. t.me/HidenChat_Bot?start=1223268698

显示更多
未指定国家未指定类别
430
订阅者
无数据24 小时
-77 天
-7230 天
帖子存档
هر آن چیز که برای تو باشد، از تو نمی‌گذرد.

هر "پرهیزکاری" گذشته‌ای دارد، و هر"گناه‌کاری" آینده‌ای، پس قضاوت نکن. میدانم اگر قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم، دنیا تمام تلاشش را می‌کند تا مرا در شرایط او قرار دهد تا به من ثابت کند در تاریکی همه‌ی ما شبیه یکدیگریم. محتاط باشیم؛ در سرزنش و قضاوت کردن دیگران. وقتی نه از دیروز او خبر داریم، نه از فردای خودمان...
فئودور داستایوفسکی

هست را اگر قدر ندانی می شود بود

دلم یه شدنی میخواد که همه نشدن‌هارو بشوره ببره

‏همون که خانوم فروغ نوشته: «اگر من شما را از دست داده ام، شما هم در عوض دلی را از دست داده‌اید که تپش های عاشقانه‌ی آن را در هیچ جای دیگری نخواهید یافت»

از آدماى بى ذوق واقعا متنفرم زير بارون راه نميرى چون خيس ميشى روى چمن نميشينى چون لباسات كثيف ميشه از خوردن شيرينى لذت نمى برى چون قند ضرر داره گل واسه چی خريدى؟ فردا خراب ميشه ميندازيش دور اين آدما لذت زندگی كردن رو ازت ميگیرن و كم كم شما رو شبيه به خودشون ميكنن👌🏼

مرا هزار اُمید است وَ هر هزارش خدا..

من تنهایی گریه کردم! تنهایی تلاش کردم! تنهایی به زخمام مرهم زدم! تنهایی برای زندگیم جنگیدم! تو اون شبایی که صبح نمیشدن، من تنهایی منتظر طلوع خورشید موندم.. تنهایی شکست خوردم و دوباره قوی از جام پاشدم! میدونی چی میگم ؟ گاهی مستقل بودن فقط مادی نیست اونی که از نظر روحی مستقل، قوی تره..!

بغل خوبه، موقع ناراحتی خوبه، موقع خوشحالی خوبه، بغل به آدم حس امنیت میده، بغل حس آرامش داره. همدیگرو زیاد و محکم بغل کنید.

کسی چه می‌دانست که ما چندبار تلاش کردیم روحمان را زیبا نگه داریم، وقتی که جهان فقط به ما زخم می‌زد.

‏«امنیت عاطفی» ینی اینکه حتی وسط بدترین بحث‌ها، می‌دونی که قرار نیست ترک بشی و این آخرش باشه!

‏Pmsمیاد میشینه روبروت و میگه: سلام عزیزم ببین تو‌ ناکافی، دوست نداشتنی و بیخودی! حالا بشین خون گریه کن ناله کن زجههه بزن!

بذار به هر کی میخواد پیام بده، بذار هر کی رو میخواد فالو کنه، بذار هر طور که میخواد رفتار کنه چون زمانی که تو دست از کنترل کردن برداری، حقیقت خودش رو نشون میده، تو با عقب نشینی چیزی رو از دست نمیدی بلکه فقط به واقعیت فضا میدی که خودش رو نشون بده.

بَچه که بودیم وقتی یهویی برقامون میرفت بابامون هرجای خونه که بود داد میزد نترسیدا من اینجام الان تویِ جایی از زندگیم دلم یکی و میخواد که وسطِ این تاریکی های زندگی اونجایی که هیچ نورِ امیدی وجود نداره یهو داد بزنهُ بگه نترسیا من اینجام..

میدونی دست خودم نیست، من ناراحت بشم، دلم بشکنه، ذوقم کور بشه، دیگه نمیتونم به چشم‌هاتون نگاه کنم، نمیتونم ارتباط قبلیم رو همچنان باهاتون حفظ کنم، من سرد میشم، جدی میشم، دور میشم.

قدرت کلمات و تو زندگیتون جدی بگیرید واقعا هر کلمه ای به زبون میارم همون میشه.

کاش؛ در پایان این بغض‌ها، خستگی‌ها و اندوه‌ها، چیزی باشد که ارزش این همه دوام آوردن را داشته باشد.

خسته از تمام چیزهایی که به ظاهر پذیرفته‌ام، اما با هر تلنگر دوباره مثل قبل برایم پررنگ می‌شوند.

عشق و ابراز علاقه رو نمیدونم اما مطمئنم «احترام» آدم‌ها رو تا ابد کنار هم نگه میداره.

یکی از جملاتی که تراپیستم خیلی وقت پیش بهم گفته و همیشه موقع سرزنش کردن خودم کمکم کرده اینه که ؛ تو اون زمان و تو اون شرایط همینقدر بلد بودی و اندازه تجربت عمل کردی پس به خودت سخت نگیر.