ch
Feedback
سازِ نوروز

سازِ نوروز

前往频道在 Telegram

سازِ نوروز محملی‌ست برای موسیقی کلاسیک ایران میلاد دیلم صالحی؛ کارشناس ارشد موسیقی، معلم و نوازنده‌ی تار و سه‌تار http://instagram.com/miladdeylamsalehi

显示更多
未指定国家未指定类别
211
订阅者
无数据24 小时
-17 天
+230 天
帖子存档
ساز تنها دستگاه سه‌گاه (گوشه‌ی مخالف) از ردیف سنتور ابوالحسن صبا سنتور: فرامرز پایور https://t.me/saznorooz

ساز تنها دستگاه نوا (گوشه‌ی بیات راجه) از ردیف (سازی) میرزا عبدالله فراهانی تار: حسین علیزاده 🟡 "بیات راجه" اینگونه هم نوشته می‌شود: "بیات راجع". https://t.me/saznorooz

وزن شعر: مَفاعِلُن فَعَلاتُن مَفاعِلن فَعِلُن چو بشنوی سخن اهلِ دل مگو که خطاست سخن‌شناس نه‌ای دلبرا خطا اینجاست (درآمد و کرشمه) در اندرون منِ خسته‌دل ندانم کیست که من خموش‌ام و او در فغان و در غوغاست (رهاوی) حافظ https://t.me/saznorooz

آوازِ تنها دستگاه شور (گوشه‌‌های درآمد خارا، درآمد، کرشمه و رهاوی) شعر: حافظ از ردیف آوازی عبدالله دوامی آواز: محمدرضا شجریان 🔵 "رُهاوی" نام دیگر "رُهاب" است. https://t.me/saznorooz

سازِ تنها آواز بیات ترک (گوشه‌ی مثنوی) از ردیف سازی مکتب اصفهان نی: حسن کسایی https://t.me/saznorooz

در میانِ باغ و در طرف ِ چمن بلبلی می‌گفت با جفتی سخن ما ز سرمای زمستان رَسته‌ایم دل به امید ِ گلستان بسته‌ایم در دهانِ بُلبلک بود این سخن باشکی آمد ربودش در دهن در دهان باش می‌گفت این سخن "عمرِ کوته بین و امید ِ کهن". بیژن ترقی https://t.me/saznorooz

ساز و آواز آواز ابوعطا (گوشه‌ی مثنوی) شعر: بیژن ترقی از ردیف آوازی مکتب اصفهان آواز و سه‌تار: حسن کسایی https://t.me/saznorooz

ساز تنها آواز بیات اصفهان (گوشه‌ی سوز و گداز) از ردیف (سازی) میرزا عبدالله فراهانی سه‌تار: حسین علیزاده https://t.me/saznorooz

🔵 چرا یادگیری "ردیف"‌(های) موسیقی کلاسیک ایران اهمیت دارد؟ 🟠 در نظر بگیرید که کسی می‌خواهد شاعر شود و بر فرض در حوزه‌ی شعر کلاسیک ایران "غزل‌" بگوید. اگر از استادی راه‌نمایی بخواهد، چنین می‌شنود: "که برو غزلیات سعدی، حافظ، مولوی، بیدل، عطار و سنایی را بخوان". در واقع این اسامی، سُراینده‌گان نمونه‌های عالی غزل کلاسیک فارسی هستند که از دل بیت بیت ِ آثارشان می‌توان پی به فنون و رموز کار غزل برد. یک سوالِ مهم: آیا همه‌ی غزل‌ فارسی به همین چند شاعر ختم می‌شود؟ و تمام غزلیات ما را این بزرگان سُروده‌اند؟ پاسخ مشخص است: خیر. شخص ِ جویای موضوع با خواندن و بررسی این نمونه‌ها با رازها و ظرافت‌های غزلِ فارسی آشنا می‌شود و باقی ماجرا.... 🟣 حال برای اینکه دستور زبان، و راه‌ و‌ رسم موسیقی کلاسیک ایرانی را یاد بگیریم باید عالی‌ترین نمونه‌های آن را گوش دهیم و بنوازیم تا چند و چون مطلب دست‌مان بیاید. از این جهت ردیف‌های موسیقی کلاسیک ایران همانند اشعار بزرگان شعر فارسی، بخشی از نمونه‌های عالی موسیقی ما هستند. در نتیجه دانستن ردیف برای نوازنده و آوازخوان از اهمیت بالایی برخورد است و در اساس باید چراغِ راه در نظر گرفته شود. 🟢 در قرن اخیر با توجه به پیشرفت‌های حوزه‌ی ثبت و ضبط، و اختراع رادیو و در پی آن فراگیر شدن و در دسترس‌بودنِ تکنولوژی ضبط و پخش، نوازنده‌گان و آوازخوانانِ برجسته‌ مانند گذشته به دنبال تدوین ردیف نبوده و مجموع‌ اجراهای‌شان را به مثابه‌ی ردیف خود می‌دانند: اجراهای غلام‌حسین بنان، جلیل شهناز، فرهنگ شریف، محمدرضا لطفی، علی اصغر بهاری و... . البته کسانی مانند: ابوالحسن صبا، مرتضی نی‌داوود، سعید هرمزی، یوسف فروتن، فرامرز پایور، حسن کسایی و محمدرضا شجریان هم خلاف بقیه ردیف‌های خود را (با اهداف متفاوتی) تهیه و تدوین کرده‌اند. 🟡 این سال‌ها در فضای مجازی هر "نادرستی" را درست جا می‌زنند برای مثال دو دسته‌ی پیرامون ردیف نظرات مشعشعِ خود را دائماً می‌پراکنند: اول آن‌هایی که ردیف را وحی مُنزل می‌دانند و غیر ردیف را باطل می‌شمارند. این گروه بهره‌ای از خَلق و ابداع نبرده‌ و طوطی‌صفت‌اند و به کار تقلید می‌آیند و در لایه‌ی زیرین ماجرا، ردیف برای‌شان "ُدُکّان" است. امّا گروه دوم ساده‌انگارند و دانستن و یادگیری ردیف را بی‌هوده می‌پندارند. و از بزرگان موسیقی ما به جعل نقل می‌کنند. برای نمونه از "حسن کسایی" استاد برجسته‌ی نی جملاتی بریده و تدوین‌شده جور می‌کنند و تحویل مخاطب می‌دهند. انگاری روی حافظه‌ی ضعیف و شمّ غیر انتقادی مخاطب حساب کرده‌اند. اگر حسن کسایی چنین گفته (و مخالف ردیف بوده؟!!) پس چرا ایشان دو ردیف مفصل سازی (برای نی) و آوازی (برای آواز و سه‌تار) به یادگار گذاشته‌؟!! دُم ِ خروس‌شان آنجا بیرون می‌زند که از قضا این ردیف‌ها دو نسخه‌ی اجرایی دارد: یکی پیش از انقلاب ۵۷ (ضبط شده در رادیو اصفهان)، و دیگری اجرا و ضبط دهه‌ی ۸۰ خورشیدی. از قولِ خیام باید گفت: "که ای بی‌خبران راه نه آن است و نه این"... 🔴 ردیف‌های موسیقی کلاسیک ایران میراث فرهنگی ما هستند و از طرفی هم‌چنان کارکرد خود را دارند. امّا نه "آیات آسمانی‌اند!" و نه "چیزهایی بی‌فایده!"... https://t.me/saznorooz

تحلیلِ ساز و آواز بیات اصفهان وزن شعر: مُستَفعِلُن مستفعلن مستفعلن مستفعلن ای دل‌برِ زیبای من، ای سروِ خوش بالای من لعلِ لب‌ات صَهبای من، آن دل که بردی باز دِه (جمله‌ی اول بیات شیراز) اُفتاده‌ام در کوی تو، پیچیده‌ام بر موی تو مست ِ رُخِ نیکوی تو، آن دل که بردی باز دِه. (جمله‌ی دوم بیات شیراز و فرود) منسوب به مولوی 🔴 در ردیف‌های آوازی "بیات شیراز" یکی از گوشه‌های آواز بیات اصفهان است. امّا در موسیقی آذربایجان باکو، به بیات اصفهان؛ بیات شیراز گویند. https://t.me/saznorooz

ساز و آواز آواز بیات اصفهان شعر: منسوب به مولوی آواز: نورالدین رضوی سروستانی تار: داریوش طلایی از آلبوم ِ رِنگ ِ فرح مدت اجرا: ۰۵:۰۶ https://t.me/saznorooz

وزن شعر: مُفتَعِلُن مفتعلن فاعِلُن هاتفی از گوشه‌ی مِی‌خانه دوش گفت: ببخشند گنه مِی بنوش لطف ِ الهی بکند کارِ خویش مژده‌ی رحمت برساند سروش این خِرَد ِ خام به مِی‌خانه بَر تا مِی لعل آوردش خون به جوش گرچه وصال‌اش نه به کوشش دهد هر قدر ای دل که توانی به‌کوش گوش ِ من و حلقه‌ی گیسوی یار چشم ِ من و خاک درِ مِی‌فروش لطف ِ خدا بیش‌تر از جرم ِ ماست نکته‌ی سربسته چه دانی؟ خموش. حافظ ⚫ مصرعِ دوم ِ بیت ِ اول، اندکی تغییر کرده است. https://t.me/saznorooz

تصنیف ِ پیغام ِ سروش دستگاه شور شعر: حافظ آهنگ: قدیمی (روایت عبدالله دوامی) تنظیم و سرپرست گروه: فرامرز پایور آواز: شهرام ناظری اجرای گروه پایور از آلبوم لیلی و مجنون https://t.me/saznorooz

دور از یاران تا کی، به کجایی؟ که جدا ز تو شد دل غم‌خانه بی تو سیر از جان‌ام، ز جدایی شده کاخِ امیدم ویرانه بی تو غرقِ دردم، چه خطایی آخر کردم، که شدم به عشق‌ات افسانه بی تو کی می‌خندم که چو مرغک پابندم، چه کنم که می‌کند بی تو دل بهانه دل من شکسته بی تو، شده زار و خسته بی تو از ما جدایی تا کی؟ تا کی نیایی تا کی؟ نامهربانی تا چند؟ دیر آشنایی تا کی؟ بی تو پریشان‌ام گویی به زندان‌ام بی تو غرقِ دردم، چه خطایی آخر کردم، که شدم به عشق‌ات افسانه بی تو کی می‌خندم که چو مرغک پابندم چه کنم کجا بجویم ز تو نشانه در هوای تو دل کند بهانه. رحیم‌ معینی کرمانشاهی https://t.me/saznorooz

تصنیف ِ بهانه‌ی دل دستگاه همایون (شوشتری) شعر: رحیم معینی کرمانشاهی آهنگ: عباس خوش‌دل آواز: پریسا 🔴 در میانه‌ی دهه‌ی ۷۰ خورشیدی این ملودی را آهنگ‌ساز با ترانه‌ای از قیصر امین‌پور و آواز علی‌رضا افتخاری تحت عنوان "در هوای تو" (یارا یارا) در آلبوم "نیلوفرانه" بازآفرینی کرده است. https://t.me/saznorooz

وزن شعر: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن مَست آمدم ای پیر، که مستانه بمیرم مستانه در این گوشه‌ی مِی‌خانه بمیرم درویش‌ام و بگذار قَلَندر منشانه کاکُل همه افشان به سرِ شانه بمیرم من دُرّ یتیم‌ام صدف‌ام سینه‌ی دریاست بگذار یتیمانه و دُردانه بمیرم بیگانه شُمردند مرا در وطن ِ خویش تا بی‌وطن و از همه بیگانه بمیرم سربازِ جهادم من و از جبهه‌ی اَحرار انصاف کجا رفته که در خانه بمیرم؟ من بُلبلِ عشاق به دامی نَشَوَم رام در دام ِ تو هم، بی‌طمعِ دانه بمیرم در زندگی افسانه شدم در همه آفاق بگذار که در مرگ هم افسانه بمیرم. شهریار https://t.me/saznorooz

تصنیف ِ سربازِ جهاد دستگاه همایون شعر: شهریار آهنگ: پژمان طاهری آواز: علی‌رضا قربانی از آلبوم ِ سوگ‌وارانِ خموش https://t.me/saznorooz

تحلیلِ ساز و آواز نوا وزن شعر: مُفتَعِلُن فاعِلُن مفتعلن فاعلن عقل کجا پِی بَرَد، شیوه‌ی سودای عشق؟ باز نیابی به عقل، سِرّ معمّای عشق (درآمد) عقل تو چون قطره‌ای‌ست، مانده ز دریا جدا چند کند قطره‌ای، فهم ز دریای عشق؟ (درآمد) گر ز خود و هر دو کَون، پاک تبرّا کنی راست بُوَد آن زمان، از تو تولّای عشق (گردانیه) جان چو قدم در نهاد، تا که همی چشم زد از بُن و بیخ‌اش بِکَند، قوّت و غوغای عشق (بیات راجع) دوش درآمد به جان، دَم‌دَمه‌ی عشق او گفت اگر فانی‌ای، هست تو را جای عشق (بیات راجع و فرود به نوا) عشق چو کارِ دل است، دیده‌ی دل باز کن جانِ عزیزان نِگَر، مست ِ تماشای عشق (عراق) چون اثر او نماند، محو شد اجزای او جای دل و جان گرفت، جمله‌ی اجزای عشق (نهیب و فرود به نوا) هست در این بادیه، جمله‌ی جان‌ها چو ابر قطره‌ی بارانِ او، درد و دریغای عشق (درآمد، رهاب و فرود به شور) عطار https://t.me/saznorooz

ساز و آواز دستگاه نوا شعر: عطار آواز: محمدرضا شجریان کمانچه: علی‌اصغر بهاری از آلبوم ِ دود و عود مدت اجرا: ۱۶:۴۱ https://t.me/saznorooz

وزن شعر: مفعولُ فاعلاتُن مفعول فاعلاتن گفتم: غم ِ تو دارم گفتا: غم‌ات سرآید گفتم: که ماه ِ من شو گفتا: اگر برآید گفتم: ز مهرورزان، رسم ِ وفا بیاموز گفتا: ز خوب‌رویان این کار کم‌تر آید گفتم: که بر خیال‌ات راه ِ نظر ببندم گفتا: که شب‌رو است او از راه ِ دیگر آید گفتم: که بوی زُلف‌ات، گمراه ِ عالم‌ام کرد گفتا: اگر بدانی، هم اوت رهبر آید گفتم: خوشا هوایی، کز باد ِ صبح خیزد گفتا: خُنک نسیمی کز کوی دل‌بر آید گفتم: که نوش ِ لعل‌ات ما را به آرزو کشت گفتا: تو بنده‌گی کن، کو بنده‌پرور آید. حافظ https://t.me/saznorooz