230
订阅者
-124 小时
-57 天
+430 天
帖子存档
230
امروز را با چشمانی آزرده، سردرد، دندان درد و پا دردی شروع کردهام؛ امیدوارم ختم بهخیر شود!
230
از من به شما نصیحت:
هیچوقت با ذهنی آشفته و درگیر فوتبال نروید؛ چون با اندکی برخورد و تنش یا به خودتان آسیب میزنید و یا طرف مقابل!
230
دوری
خیلی دوری
و من اینجا در کنج اتاق سرد و تاریک
با تارهای غم قلبم را بخیه میزنم
به عکست میبینم
صدایت را میشنوم
میان ازدحام مردم شهر، دانشگاه، وقت کار، شب، روز، همیشه...
ولی دستت نیست
تا این دستهای یخزده و کمخونم را گرم کند
امواج پرطنین حنجرهات نیست
تا از صدای توحش این مردمان سنگدل آزادم سازد
خندههایت نردههای آهنی قلبم را ذوب میکند
و یادش چکههای داغ آهنیست
که بر جگرم میریزد و میسوزاندش
ولی تو میدانی که آخر این انتظار
راهیست هولناک و پر مخاطره
راهی سیاه و تاریک
سیاهتر و تاریکتر از کنج اتاقی که این خزعبلات را برای تو مینویسم
وحشتناکتر از قیافهی مردی که چند ماه است ریشاش را نتراشیده
و دهشتناکتر از شب نخوابیهای مکرر یک موجود روانی
صعب العبور عزیز من!
هیچ قطاری ما را به همدیگر نخواهد رساند
باد هیچ چرخبالی موهای تو را نخواهد لرزاند
و هیچ لباسی تو را در من نخواهد پوشاند
اما ادامهاش میدهم راهی را که
"پیاده آمده بودم، پیاده باید رفت"
با همان دستهای یخزده و کمخون
با همان نردههای آهنی ِ قلبم
به راهی که ...
راهی که نهایتاش هیچ کجاست
| مصیب ظفر
230
از من به شما نصیحت:
با ذهن درگیر و آشفته فوتبال نروید؛ یا به خودتان آسیب میزنید و یا به طرف مقابل!
230
Repost from N/a
فرزند ناخلف، گریبان جامعه را می گیرد؛ خیلی وقتها ما بهای تربیت نادرستِ فرزندانِ دیگران را میپردازیم...
230
Repost from The Last Of House Romanov
من از این ابر سیاه تشویش که روز به روز بزرگتر میشود و آسمان امیدواریام را تاریک میکند و از اینکه دستم به پراکندن آن نمیرسد، میترسم.
