ch
Feedback
یادداشت‌ها

یادداشت‌ها

前往频道在 Telegram

显示更多
伊朗146 529未指定类别
230
订阅者
-124 小时
-57 天
+430 天
帖子存档
Careless Whisper.mp312.02 MB

از اینجا که منم!
از اینجا که منم!

می‌گفت: “با همه حرف کم میارم، با تو زمان!”

“Love all, trust a few.”

Asad_Badi__Bidar_Eshqam__new_song(128k).mp34.70 MB

Me as a Father:
Me as a Father:

‎⁨فـرهـاد_دریـا_–_بـیـا_اِی_دِل⁩.mp314.11 MB

…!
…!

Elliot James Reay – I Think They Call This Love.mp32.99 MB

امروز را با چشمانی آزرده، سردرد، دندان درد و پا دردی شروع کرده‌ام؛ امیدوارم ختم به‌خیر شود!

چه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی!

Arman Garshasbi - Shab.mp39.78 MB

Mohsen Chavoshi – Mariz Hali.mp34.85 MB

از من به شما نصیحت: هیچ‌وقت با ذهنی آشفته و درگیر فوتبال نروید؛ چون با اندکی برخورد و تنش یا به خودتان آسیب می‌زنید و یا طرف مقابل!

دوری خیلی دوری و من اینجا در کنج اتاق سرد و تاریک با تارهای غم قلبم را بخیه می‌زنم به عکست می‌بینم صدایت را می‌شنوم میان ازدحام مردم شهر، دانشگاه، وقت کار، شب، روز، همیشه... ولی دستت نیست تا این دست‌های یخ‌زده و کم‌خونم را گرم کند امواج پرطنین حنجره‌ات نیست تا از صدای توحش این مردمان سنگ‌دل آزادم سازد خنده‌هایت نرده‌های آهنی قلبم را ذوب می‌کند و یادش چکه‌های داغ آهنی‌ست که بر جگرم می‌ریزد و می‌سوزاندش ولی تو می‌دانی که آخر این انتظار راهی‌ست هولناک و پر مخاطره راهی سیاه و تاریک سیاه‌تر و تاریک‌تر از کنج اتاقی که این خزعبلات را برای تو می‌نویسم وحشتناک‌تر از قیافه‌ی مردی که چند ماه است ریش‌اش را نتراشیده و دهشتناک‌تر از شب نخوابی‌های مکرر یک موجود روانی صعب العبور عزیز من! هیچ قطاری ما را به همدیگر نخواهد رساند باد هیچ چرخبالی موهای تو را نخواهد لرزاند و هیچ لباسی تو را در من نخواهد پوشاند اما ادامه‌اش می‌دهم راهی را که "پیاده آمده بودم، پیاده باید رفت" با همان دست‌های یخ‌زده و کم‌خون با همان نرده‌های آهنی ِ قلبم به راهی که ... راهی که نهایت‌اش هیچ‌ کجاست | مصیب ظفر

از من به شما نصیحت: با ذهن درگیر و آشفته فوتبال نروید؛ یا به خودتان آسیب می‌زنید و یا به طرف مقابل!

“Because it’s common!”
“Because it’s common!”

Repost from N/a
فرزند ناخلف، گریبان جامعه را می گیرد؛ خیلی وقت‌ها ما بهای تربیت نادرستِ فرزندانِ دیگران را می‌پردازیم...

من از این ابر سیاه تشویش که روز به روز بزرگ‌تر می‌شود و آسمان امیدواری‌ام را تاریک می‌کند و از اینکه دستم به پراکندن آن نمی‌رسد، می‌ترسم.

Die With A Smile.m4a7.96 MB