ᴹᵉᵗᵃˡ ¹²⁰ ᴰᵃʸˢ ⁱⁿ ᵀᵃᵇʳⁱᶻ
前往频道在 Telegram
293
订阅者
无数据24 小时
+117 天
+3630 天
帖子存档
گوش هایم را میگیرم
چشم هایم را میبندم
زبانم را گاز میگیرم
ولی حریفِ افکارم نمیشوم
چقدر دردناک است فهمیدن.
خوشبحال عروسکِ آویزان به آینهی ماشین،
تمام پستی بلندی زندگیش را فقط میرقصد.
کاش زندگی از آخر به اول بود،
پیر بدنیا میآمدیم
آنگاه در رخداد یک عشق؛ جوان میشدیم،
سپس کودکی معصوم میشدیم و در
نیمهشبی با نوازشهای مادر آرام میمردیم.
