ch
Feedback
a piece of your cake.

a piece of your cake.

前往频道在 Telegram

🫖@herladyofcameliasBot /t.me/HidenChat_Bot?start=6375112375 'nothing just tea addiction [مرا به خانه‌ام ببر اگرچه خانه، خانه نیست]

显示更多
未指定国家未指定类别
231
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-230 天
帖子存档
خودم از طرف تو با خودم کات کنم؟

خاک به سرم

و تو پروفایلم-

ریحانه این پینه اینجا😭

back_to_her_man_-_damien_rice.mp313.32 MB

Googoosh-Khabam-Yaa-Bidaaram-128.mp33.57 MB

کاش یک فرجام سعیدی جیبی داشتم

الان وقت انسان بودن و مزخرفات مربوط بهش نیست ولی نمی‌دونم این هفته‌ی کنکور چه طلسمی داره که هربار گیرش می‌افتم

تولد محبوب‌ترین دختر شهریه اینجوریه دیگه😉

هرروز هرروز سوپرایز

علی عظیمی «کهربای آرزو» را ادامه‌ی «از عشق و شیاطین دیگر» می‌داند. نه فقط ادامه‌ی یک آلبوم، که ادامه‌ی یک قصه. او گفته این دو آلبوم در کنار هم، روایت یک رابطه‌اند «از آغاز تا انجام و شاید آغازی دوباره». روایتی که به گفته‌ی خودش، بخش زیادی از آن از مشاهدات و تجربه‌های زیسته‌اش آمده و ساختنش شش سال از زندگی‌اش را گرفته. در «از عشق و شیاطین دیگر»، رابطه از شیفتگی و روزهای عسل شروع می‌شود، به باهم‌بودن و زیر یک سقف رفتن می‌رسد و بعد، کم‌کم خراب می‌شود. اما در «کهربای آرزو»، این قصه شکل دیگری پیدا می‌کند. «از این شاخه به اون شاخه» با سودای یک آغاز دوباره شروع می‌شود؛ راوی هنوز از این رابطه و این میل به شروع‌کردن دست نکشیده. «رسوا» جایی‌ست که با وجود همه‌چیز، هنوز نمی‌تواند از یاد معشوق کم کند. بعد «همین الان» می‌رسد؛ اضطرابِ از دست‌دادن و خواستنی که دیگر نمی‌خواهد به فردا موکولش کند. «تنهایی بسه» انگار بعد از همه‌ی این رفت‌وآمدها، فقط یک چیز می‌خواهد: دوباره صدا زده شود و تنها نماند. بعد «از عشق و شیاطین دیگر» دوباره ما را به خودِ رابطه برمی‌گرداند؛ به فرسوده‌شدن عشق، عادت و پژمردگی. و «بازی» دقیقاً از همان زخمی حرف می‌زند که بعد از این تجربه‌ها می‌ماند: بی‌اعتمادی به عشق و این حس که همه‌چیز یک بازی بوده و آدم همیشه بازنده‌اش بوده. بعدتر «پیل‌بان» می‌آید؛ انگار راوی این بار درباره‌ی خودش هشدار می‌دهد: شاید من آن آدمی نباشم که تو تصور کرده‌ای. «شریک جرم» رابطه‌ای را نشان می‌دهد که هر دو نفر در خراب‌شدنش سهم داشته‌اند؛ تصویری که ذره‌ذره محو شده و در نهایت شکسته. و بعد، «کهربای آرزو» می‌رسد با شعر هوشنگ ابتهاج و تصویری از عشقی که، با وجود همه‌ی گزندها، هنوز چیزی در دوردست از آن باقی مانده. یک آرزو، یک نور، چیزی که آدم دوباره و دوباره به سمتش برمی‌گردد. آخرش هم «دل‌درد». جایی که تلخی‌ها، بدبختی‌ها و دلتنگی‌های عشق انکار نمی‌شوند، اما راوی هنوز می‌گوید شیرینیِ آن عشق به همه‌ی تلخی‌هایش می‌ارزید.

+9
Ali Azimi - Azin Shakhe be oon Shakhe.mp34.22 MB

بگذریم دوستان. بنده مثل یک پیرمرد ۷۸ ساله مبتلا به سرطان ریه و آسم با سابقه‌ی شیمیایی شدن در جنگ سرفه می‌کنم. Help.

واقعاًها.

چرا کسانی که دی ماه یقه‌ی ما را گرفته بودند و می‌گفتند جاویدشاه گفتن برخلافِ مسیرِ زن زندگی آزادی‌ست این‌روزها حتی زحمتِ یادآوری نام‌ها را هم به خود نمی‌دهند؟

حالا یک سوالِ کوچک

"رازِ همیشگی شدن، همیشه از تو گفتنه."

Ebi Raz Hamishegi.mp34.76 MB

من پیری را دوست دارم

پیر داریم میشیم وانیا چه هیجانی؟