مخرب
前往频道在 Telegram
355
订阅者
无数据24 小时
-77 天
-2230 天
帖子存档
355
اگر تو فارغی از حال دوستان یارا
فراغت از تو میسّر نمیشود ما را
تو را در آینه دیدن جمالِ طَلعتِ خویش
بیان کند که چه بودهست ناشکیبا را
بیا که وقت بهار است تا من و تو به هم
به دیگران بگذاریم باغ و صحرا را
به جایِ سرو بلند، ایستاده بر لب جوی
چرا نظر نکنی یار سروبالا را؟
شمایلی که در اوصافِ حسنِ ترکیبش
مجالِ نطق نمانَد زبان گویا را
که گفت در رخ زیبا نظر خطا باشد؟
خطا بُوَد که نبینند روی زیبا را
به دوستی که اگر زهر باشد از دستت
چنان به ذوقِ ارادت خورم که حلوا را
کسی ملامتِ وامق کند به نادانی
حبیب من، که ندیدهست روی عَذرا را
گرفتم آتش پنهان خبر نمیداری
نگاه مینکنی آب چشم پیدا را؟
نگفتمت که به یغما رَوَد دلت، سعدی
چو دل به عشق دهی دلبران یغما را؟
هنوز با همه دردم امیدِ درمان است
که آخری بُوَد آخر، شبانِ یلدا را
355
ما ساکتیم و ساده، اما بی صدا نه
بی ادعا و بی دل اما بی وفا نه
از ما چه میخواهی؟لبی تر کن بفرما
سر را جدا باشدولی دل را جدا نه
با ناز خواندی بعد از آن با ناز راندی
حاجت زیاد است از درت حاجت روا نه
با ما به از این باش چون تلخی شنیدن
ساده است از بیگانگان، از آشنا نه
می گفتی از اول نیا،حالا که دیگر
عمری بلا تکلیفم و پا در هوا، نه
از اولش با لرزش پشت صدایت
میخواستی ویران کنی قلب مرا نه؟
یک ذره ایمان را رها کن تا بماند
با خلق جنگیدم برایت، با خدا نه
صد ها غزل گفتم که چیزی را بپرسم
اما جوابم یک کلام است آری یا نه؟
355
Repost from The person I wanted to be
خب اگر راست میگید و استقبال میکنید، این پیام رو فوروارد کنید من براتون فال فروغ بگیرم!!!🥳🥳
