ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

مخرب

مخرب

前往频道在 Telegram

نقش اصلی پشت صحنه بود، من فقط تماشاچی ام. http://t.me/HidenChat_Bot?start=6617477537

显示更多
未指定国家未指定类别
383
订阅者
+124 小时
+207 天
+1830 天
帖子存档
دیدم که جانم میرود

شوریده به سری و آشفتگی حالم نه مانند خوره است که ذره جانم را بخورد نه بختک است که روی سینه ام سنگینی کند ، یک بلاتکلیفی محض و پوچ است که هردم مرا به یک‌ سو می کشاند . و این بدتر از همه است ، این که ندانی برای چه و چرا و حتی به کجا کشانده میشوی ، بدتر از بختک است بدتر از فکر هایی است که مرا میکشند و سپس برایم سوگواری میگیرند. تنها یک پوچی محض است که تمامم را در برگرفته است و دست بردار نیست.

+1
4_5913490683154406297.mp34.51 MB

خوب ویرانم ، نفهمیدی مرا.

photo content
+1

پرده از میان برداشته ام، تا سوی چشم هایم برگردد، اما تنها تهاجم بادهای پوچ را می بینم که مرا به سخره میگیرند و به هر سوی می‌کشانند ، تنها دستی بیداد گر است که مرا سر به فلک و صمغ سخت میکشاند تنها و تنها یک بازیچه ام و باد بهانه است بد قلقی روزگار هم بهانه اس، و فقط یک چیزی هست که لاپوشانی اش میکنم و بهانه نیست که آن هم فریب خوردن افکار خودم است ، به دام میوفتم ، به دام میندازم و بیرون نمی جهم، نه از از بیرون و نه از درون.

4_5847955409272315623.mp38.22 MB

یاد تو مرا به گریه انداخت.

اکنون که عبور زندگی را از بند بند وجودم می بینم ، و از واقعیت می هراسم، در صورتی که درش غوطه ور و غرق شده ام، نه به دنبال تقلا ام نه نجات. همانند همیشه میگذارم مرا آرام در خود ببلعد، احساسات، و سپس معصومیت را ،و جز تفاله یک جسم و هیولایی خوف آور باقی نگذارد. هیولایی که در خلوت خود انسان و نزد جوامع بیگانه است. در خلوت خود، افکارم عریان است، لخت مادرزاد میگردنند و کسی نمی‌گوید چرا؟ کسی قضاوت نمیکند، و تویی، فقط تو و یک گورستان تاریک ،با لاشه های تجزیه ناپذیر جسمت، که حتی خوره هم پسش میزند. چقدر رقت بار است و چه دور از حیای آدمی است . اما رنج است که مسبب شده است، دروغ است، بهت و ابهام است، که میگویند رنج تورا آدم بهتری می‌کند ، کیست که میگوید قاتل خود را می پذیرم و اجازه میدهم چاقوی زیر گلویم را بدون هیچ مقاومتی بیشتر فشار دهد؟ رنج فقط کورسوی عواطفم را تیره و تار می‌کند ، بی روح و کدر می‌کند. رنج زیرک است خیلی زیرک . اول تورا به امید نجات و عرفان در خود خو می‌دهد و بعد روی واقعیش، و بعد قاتل و مقتول به جریان می افتد و بیگ بنگ ، تو گولش را خورده ای و دیگر کاری نمی شود کرد . خدا بیامرزد آقازاده را ،می‌گفت چیزی را که شروع می‌کنی ، با هر حالتی، و بیشتر با ترس ادامه بده چرا که اگر صبر کنی تا آب از آسیاب بیوفتد ، تورا باد میبرد ، اما چه بگویم به حرفش گوش نکردم نه تنها مرا باد برد، بلکه همه آنچه که بود را باد برد ، سپس خیالم را، و بعد امید چیزی جز حقیقت نمی‌تواند دلم را ریش ریش کند.

photo content

در دستان من زندگی و در چشمان تو معنا بود ، اما بینشان حقیقت بود که مانع زیستن میشد

چه بد است زندگی و تورا یک جا ببازم و آنوقت برای من هیچ چیزی نمی‌ماند جز پوچی نبودن

همچین تورا

زندگی را باخته ام

photo content

درونت فرو میریزد و میخندی ، سرپوش میگذاری بر رنج خود و دوای درد دیگری میشوی ، کسی از تو میپرسد که طوفان درونت خوابید؟ اکنون چگونه است؟ خورشید تابید یا زمستان تورا در برگرفته است؟

بعضی زخم ها گواهی شکستت هستند که از روی شجاعت حاصل میشود . قرار بر این نیست از بین بروند. اما بر این مقعر است که تا حافظه داری در یادت جای بگیرد، که با هر تلنگری، سوز سرما در استخوانت بپیچد و درونت یخ بزند، نمیدانم ، نمیتوانم، برای چنین زخم هایی سرم را بلند بکنم و بگویم که من زنده ماندم . مفتخر سگ جانی خودم،و به اصطلاح هنر زیستن در مصلوب شدن به رنج را بشوم ، دلم میسوزد ، دلم میسوزد برای آن کودک خرد سال که زیر بار رنج دفع شد، و با سرتقی خود از آن بیرون آمد و به دنبال کندوکاو بود . کاش می‌دانست ، کاش می‌دانست که این یک اسباب بازی نبود، تا برای رسیدن به آن نه بازی ، بلکه سقوط کند . کاش می‌دانست که از آن رازهایی نبود که اگر بشنود کنجاویتش را کاهش میدهد اما بیشتر شد، بیشتر و بیشتر ، رنج در پی رنج، و کودک در همان آواری که از آن بیرون جهید مدفون شد.

4_5892993926691822515 (1).mp32.63 MB

Mordeh am Dar To Marmareh.m4a4.69 MB

4_5846063489063326810.mp34.48 MB