ꜰᴇᴇʟ
前往频道在 Telegram
حقیقت.
显示更多未指定国家未指定类别
234
订阅者
无数据24 小时
+27 天
+230 天
帖子存档
234
مرگ با پوزخندی در گوشم گفت:
تو حتی مرا هم نمیتونی داشته باشی
مجازات تو این است که زنده بمانی.
234
+مگه چقدر از دیدنش خوشحال میشی؟!
- لحظهی تشییعِ من از دور، بویت میرسید
تا دو ساعت بعدِ دفنم، همچنان جان داشتم.!
234
تو هیچگاه ندانستی مه با چشمانِ قهوهایِ خود
چه بر سر من آوردی.
من در آن نگاه،
نه عاشق شدم و نه شیفته؛
من در آن نگاه، خانه کردم.
و مـگر میشود خانه را از آدم بـگیرند
و هنو از او انتظار داشته باشند که احساسِ غربت نـکند؟
تو برای دیـگران،
انسانی از میانِ هزاران انسانی؛
اما برایه من،
آخرین دلیلِ آنی که هنوز صبحها چشم میگشایم
و شبها،
با تمامِ شکستگیِدل،به فردا امید میبندم.
234
و من شیطان درونمو نکشتم
فقط بهش صبرکردن یاد دادم
الان از تو قفس نگاه میکنه و هر
بار یکی قفلشو امتحان میکنه
لــبــخــنــد مــیــزنــه. !
234
پدرم هیچوقت اجازه نمیداد شب
بیرون بمونم اما،
حتی یکبارم گوشیمو چک نکرد؛
اونجا بود که فهمیدم فرق بین
«محافظ بودن» و «مالک بودن»
چیه.
