🎒 اتاق ضروریات
前往频道在 Telegram
"یه موقعهایی برای پریدن رو به جلو باید یه چیزهایی رو پشت سر جا بذاری" طبقه هفتم برج شمالی هاگوارتز پشت تابلوی بارناباس و غولهای غارنشین برای ورود سه بار باید بگید: من به جایی برای نوشتن از ماجراهای فراموششدهٔ انسانها نیاز دارم
显示更多未指定国家未指定类别
366
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-130 天
帖子存档
مداح که گفت "و برای شادی روح آقای شهیدمون..." انگار تازه مجبور شدم بپذیرم تو دیگه آقای شهید مایی... دیگه رفتی...
عزیزم روی دستهای عاشقانت رفتی
تمام مراسم بدرقهات برای ما روضه خواند
از شلوغی سرازیری تا طواف هاجروار دلشکستگانت
از تابوت شکسته تا پرچم پاره پاره
از عاشقانِ پریشانت تا داغ ابدیت
تو حتی تا آخرین لحظه روضهدار آقات بود...
واقعا پلاکارد جواب نیست
باید اینو تتو کنیم رو پیشونی بگیم تهران و بندرعباس فرقی ندارند
خدا رو شکر مادرت باهات شهید شد عزیزم و پیکر چاکچاکت رو ندید
اگه تو رو ببینن اهل حرم
قبل اسارت میمیرن همه
چی به سرت اومده که از رباب
تو خیمهها رو میگیرن همه ...
کاش ما اندکی شبیه تو بشیم
دست بکش بر قلبهای داغدار ما
یاعلی بگو در گوش ما
علمت بر زمین نمیمونه عزیزم...
ما شهادت میدیم عزیزم
ما اون دنیا شهادت میدیم و يوم ينادي كل اُناس بإمامهم، ما فریاد میزنیم امام ما تو بودی
ما در تو شجاعت امیرالمؤمنین رو دیدیم
در تو رشادت سردار جمل رو دیدیم
در تو شهادت سیدالشهدا رو دیدیم
در تو لطافت کلمات سیدالساجدین رو دیدیم
در تو دریای علم باقرالعلوم رو دیدیم
در تو تمامی قالصادقها را دیدیم
در تو تمام عفو و بخششهای موسیبنجعفر رو دیدیم
در تو تجلی سلطان علیبنموسیالرضا رو دیدیم
در تو جود و بخشش جوادالائمه رو دیدیم
در تو تمام درسهای جامعهکبیرهی امام هادی رو دیدیم
در تو همه حسرت زیارتهای برجا ماندهی حسنبنعلی رو دیدیم و اشک ریختیم
ما در تو سربازی صاحبالزمان رو دیدیم
چه افتخاری بهت میکنه پدرت
با چه سربلندی امروز رفتی پیشش
چه فخری میفروشه به ملائکه
خدا امروز نشونت میگه دیدید إنّي أعلم ما لاتعلمون...
بله عزیزم برای تو شلوغش میکنیم.
خیلی شلوغ.
آنقدر که بالاخره صدای ما یک روز برسد به آن طرف دنیا.
به گوش همهی آدمهایی که نمیخواهند بشنوند.
۱۴ قرن شیعه تماشا کرده سلالهی پیامبر را به خاک و خون میکشند و صدا در گلو نگه داشته و در غم و غربت تشییع کرده و دست به دندان گرفته صدای گریهاش را همسایه نشنود.
نه عزیزم این بار فرق میکند.
این بار انقدر داغ تو را داد میزنیم که رسم امامکشی را از سر جهان بیندازیم.
حتی اگر دست من به قاتلت نرسد، فریادم بالاخره راهش را به گوش او پیدا میکند.
بگذار این صداها و نالهها در رثای تو تا ابد زنگ کابوسی بیپایان در سر او باشد.
در سر او و در سر تمام عملههایش، هرکجای این کره خاکی که ما را به جرم ارادت به علی میکشند.
