«ادبیاتِ عُصیان»
前往频道在 Telegram
350
订阅者
-324 小时
+77 天
+630 天
帖子存档
تو میگی چشماش خوشگله،
ولی حافظ میگه:
چه خوش صیدِ دلم کردی
بنازم چشمِ مستت را
ک کَس مرغانِ وحشی را
از این خوش تر نمیگیرد!
همراه خود نسیم صبا میبرد مرا
یا رب چو بوی گل به کجا میبرد مرا؟
سوی دیار صبح رود کاروان شب
باد فنا به ملک بقا میبرد مرا
با بال شوق ذره به خورشید میرسد
پرواز دل به سوی خدا میبرد مرا
گفتم که بوی عشق که را میبرد ز خویش؟
مستانه گفت دل که مرا میبرد مرا
برگ خزان رسیده بیطاقتم رهی
یک بوسه نسیم ز جا میبرد مرا
رهی معیری،بوسهینسیم
دوتا اهنگ همیشه و در هر شرایطی برام زیباترینن و نوستالژی...
اخرین بار از اِبی
و خونهی آرزو از معین.
زیباییِ مصر قابل وصف نیست؛
قطعا یکروز میرم و از تاریخ و هنر و معماری لذت میبرم، شاید ندونید اما مصریان معروفاند به "اهالیِ خاکِ سیاه" و حقیقتا من عاشق این لقبم.
اونا خاک کشورشون رو هدیهی رود نیل میدونن که بهشون داده شده :))))
چنانَت دوست میدارم،
که گر روزی فراق افتد
تو را شاید شکیبایی،
مرا طاقت زِ جان افتد
عصیان"
من به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود
هر دمی بر من نظر کردی، که جانم میرود
هر زمان میگفتم این بار آخر است این بار، هان
بار دیگر آمدی دیدم که جانم میرود
سایهی طوبی و دلجوی حور و جوی کوثرم
همه هیچ است و نمیارزد که جانم میرود
وحشی بافقی"
مرا به یاد خواهی آورد
روزی که چشمانت خیس و
زیبایی ات تنها در شعرهایم باقی مانده باشد.
هر لحظه دلم به کوی تو میپوید
چون سایه به پای عشق میموید
گفتم که وفا کنی، نیامد پاسخی
این قصهی تلخ با غمت میروید
عصیان"
از چشم تو خون دل به بار افتادهست
از هجر تو عقل، بیقرار افتادهست
من سوختم و نگفتمت ای جانِ من
این سوختن از تو یادگار افتادهست
عصیان"
دل خستهام از جفایدورانای دوست
از تیر غمت شکسته پیکان ای دوست
عشقت همهسو کشیدوجان داد به من
لیکن نرسید هیچ به جانان ای دوست
عصیان"
