مکتوباتِ زن آقا...☫
前往频道在 Telegram
زنآقا تعریف نیست؛ شهرتِ منه. و اینجا، حرفها مکتوب میشوند با چاشنیِ روزمره. ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=1f81bf5d1688
显示更多未指定国家未指定类别
233
订阅者
+124 小时
+17 天
-330 天
帖子存档
خودم خیلی به این سؤال فکر کردم...
آخرش دیدم اگه قرار بود من یه کلمه باشم، احتمالاً «شُکر» بودم.
+1
از لحاظ روحی؛ نیازمند کولهی برگی و کرمِ جینگیلیِ سبز برای سفرهای رشتم هستم.🌱🐛
دختره بدونِ روسری تو خیابون وایساده، سرشم همینطوری پر قدرت میخارونه.
مامانم رفت کنارش گفت:
عزیزم، روسری سر نمیکنی، حداقل شپشاتو نریز تو خیابون💆🏻♀
بخدا خیلی زشته؛
خیلی خیلی زشته که آدم ساده ترین چیزها رو درمورد پیامبر و امام خودش ندونه.
بخونید دوستان، کتاب بخونید.
فیلم ببینید.
خلاصه هرچی هی با بغض یاکریم نگاهم کردن و ریز ریز گفتن برسون.
منم خودمو زدم به اون راه که نمیشنوم💆🏻♀
یه مسلمونی که حمال و کافره حقشه که بیافته✨
انقدر سوالا چیزایی بود که بارها و بارها شنیده بودیم.
باورم نمیشد اینا هیچی ننوشتن.
بعد رفتم سر جلسه؛ اینجوری بودم که چقدر راحته و کاش همهی امتحانا انقدر راحت بودن.
تا حالا دقت کردی آدمها وقتی خیلی به هم نزدیک میشن، کمکم شبیه هم میشن؟
نه فقط توی ظاهر و سلیقهها...
یه جایی از مسیر، حتی خندههاتون هم شبیه هم میشه، نگاههاتون، واکنشهاتون، طرز فکر کردنتون...
یه روز وسط یه خندهی دو نفره، ناگهان میفهمی دقیقاً مثل هم میخندید.
یا وقتی چیزی میگی، میبینی قبل از تو همون فکر از ذهن اون گذشته...
لباسی رو دوست داره که تو دوست داری، غذایی رو انتخاب میکنه که تو انتخاب میکنی، از چیزهایی خوشش میاد که تو عاشقشونی...
و قشنگتر از همه اینه که هیچکدومتون نفهمیدین از کی اینقدر شبیه هم شدین.
انگار عشق، آروم و بیصدا، از تو یه تکه برداشته و از اون هم یه تکه...
بعد این دوتا رو کنار هم گذاشته و شما رو ساخته؛
دو نفری که کمکم مرز بین «من» و «تو» براشون کمرنگ شده و رسیده به یک «ما».
یه روز بهش نگاه میکنی و با خودت میگی:
«چقدر شبیه منه...»
و بعد لبخند میزنی، چون میفهمی شبیهترین آدم به تو، همون آدمیه که حالا عزیزترین آدمِ توئه.
انگار روبهروی آینه ایستادی؛
با این تفاوت که این تصویر، دستت رو میگیره، بغلت میکنه، دلتنگت میشه و کنارت میمونه...
شاید زیباترین اتفاقِ عشق همین باشه؛
اینکه یک نفر، آنقدر با جانت عجین بشه
که وقتی نگاهش میکنی،
هم خودش رو ببینی، هم خودت رو...
و دلت بخواد تا همیشه، همین «شبیه هم شدن» ادامه داشته باشه.
#یادداشتهاینصفشبی
