ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

Coconut diaries

Coconut diaries

前往频道在 Telegram

جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! دامپزشک پاره وقت، اورثینکر تمام وقت! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa

显示更多
未指定国家未指定类别
262
订阅者
-124 小时
无数据7 天
+1030 天
帖子存档
نوشته: ″بدم میاد آخر کار که می‌شه اینجوری گند می‌زنن. حیف این همه زندگی کردن باهم نبود؟″ به دیوار خیره شدم و دیدم خیلی حیفه. خیلی چیزا حیفن.

اگه دیروز می‌اومدم خیاطی لباسم رو بگیرم باید ۷ دلار می‌دادم، ولی چون امروز اومدم ۵ دلار دادم^^ خدایا شکرت.

وقتایی که هیچ‌جا نمی‌تونم با خودم خلوت کنم، ترافیک و صف پمپ‌بنزین اتفاقا خیلی هم جای مناسبیه!

این واقعا یکی از آندرریتد‌ترین آهنگای اندیه:))))

زندگی همین یه باره نذار فرصت بره از دست

بزرگسالیم از اون روزی شروع شد که دیگه خودکارای رنگیمو کنار گذاشتم و با یک خودکار آبی ادامه دادم.

اوضاع.
اوضاع.

انسان واقعا بنده هورمون‌هاشه.

Repost from دو در یک
‏واقعاً دیگه حوصله‌ بیشعوری هیچ‌کسی‌ رو ندارم. : پویا

چقد من خوشحالم چندماه یکبار می‌بینمتون، همونم زیادیه حتی!

واقعا از فامیل و نظرات بیخودشون خسته‌ام. ول کنین دیگه برین دنبال زندگی خودتون، کی من نظر خواستم از شماها!

فکر جدیدی که توی سرم افتاد بعد نوشتنش این بود که: Isn’t everything, in some way, some kind of addiction? Or aren’t we all addicted to whatever makes us feel good?

بطورکلی وقتی یک کیفیتی رو تجربه کنید، نمی‌تونید به آدمی که قبلش بودید، برگردید. حالا اون کیفیت می‌تونه توی تجربه یه رابطه عاشقانه خوب باشه، یه سبک زندگی لوکس باشه، ورزش باشه یا هرچیز دیگه‌ای. چون یک‌سری احساسات جدید رو کشف کردید و بعد از اون، زندگی عادی اونقدرا راضیتون نمی‌کنه! شاید این یه ساید دارک درمورد هرچیز خوبی هم باشه! چون هیچ‌چیز دائمی نیست!

توصیفش برام سخته، ولی اگر طولانی‌مدت به ادبیات و شعر و موسیقی عادت کنید، انگار یک عمق و یک احساساتی رو تجربه می‌کنید که وقتی درگیر زندگی روزمره و زمخت عادی می‌شید، دلتنگ اون احساسات و اون لطافت می‌شید و حس می‌کنید روحتون هم زمخت شده، مثل یه سنگی که باید صیقل داده بشه تا زبری و زمختیش از بین بره و به حالت قبل برگرده. انگار تجربه یک‌سری احساسات باعث می‌شه آدم هرگز نتونه به آدمی که قبل از اون تجربه بود، برگرده. انگار که یک لذت وسیعی رو چشیده باشید و بعد از اون نتونید با اتفاقات روزمره اونقدری که باید، احساس لذت کنید. و طبیعتا همچین حس لذتی از تجربه‌های این چنین دیگه‌ای هم به دست میاد، من فقط سعی کردم احساسی که یه زمانی خودم داشتم رو توصیف کنم. الان واقعا زبر و زمختم!

یه ویس می‌خوام بفرستم توش فقط ۳ دقیقه جیغ بکشم. از هر چیزی خسته شدم.

داشتم قسمت آخر کرکره رو می‌دیدم، درمورد این بود که گاهی بعضی‌ها وقتی ازشون نخواستی، زیادی نظر می‌دن و اینجوری بودم که همینه! چقدر به موقع! گاهی واقعا دوست دارم به یه سریا بگم ببین اینکه سبک زندگی تو با من متفاوته، به خودت ربط داره، دیگه عالم دهر که نیستی دو دیقه یه بار وقتی ازت نخواستم منو موعظه می‌کنی که! برو هرجور دوست داری زندگی کن، موقعش شد کاپ برتری رو میاریم تقدیمت می‌کنیم! فعلا ببند!

واقعا دوست دارم یه چند روز آدم نبینم. هربار به این فکر می‌کنم که قراره بیدار شم و یکی هی حرف بزنه باهام دیوانه می‌شم.

یه چایی ما رو نجات داد.

پنجول🐾
پنجول🐾

پارسال درحالی که مریض و بیحال بودم و کله‌ام نامناسب بود، با یکسری آدم آشنا شده بودم که احتمالا توی ذهنشون شدم «اون دختر نچسبه که اخلاق نداشت» و قراره دوباره ببینمشون ولی امیدوارم اون دیدار اول رو یادشون رفته باشه!