227
订阅者
+124 小时
+37 天
+330 天
帖子存档
227
تو اون کوه بلندی که سرتا پا غروره کشیده سر به خورشید غریب و بی عبوره تو تنها تکیه گاهی برای خستگی هام تو می دونی چی می گم تو گوش می دی به حرفام به چشم من به چشم من تو اون کوهی پر غروری، بی نیازی، با شکوهی طعم بارون، بوی دریا، رنگ کوهی تو همون اوج غریب قله هایی تو دلت فریاده اما بی صدایی!-برای اعلیحضرت🦁-
227
واقعا همیشه فکر میکنم یعنی میشه انقلاب که شد همه فیلما بدون سانسور بیان بیرون
فیلمای توقیفی پخش بشن
227
باز آمدی ای جان من جانها فدای جان تو جان من و صد همچو من قربان تو ، قربان تو من کز سر آزادگی از چرخ سر پيچيده ام دارم کنون در بندگی سر بر خط فرمان تو مگذار از پا افتم ای دوست دستم را بگير روی من و درگاه تو، دست من و دامان تو گفتی که جانان که ام؟ جانان من، جانان من گفتی که حيران که يی؟ حيران تو، حيران تو امشب اگر مرغ سحر خواند سرود، ميخوانمش چون بارها بر بست لب او در شب هجران تو
