مخفیگاهِ آبیِ پری؛
前往频道在 Telegram
- بال هایش را گشود و اتاق را در بُهت یک رویا گم کرد - خونهی امنِ شیرکاکائوی آسمونی که گاهی غرغرو میشه🧚🏼♀️ t.me/HidenChat_Bot?start=562763327
显示更多未指定国家未指定类别
220
订阅者
无数据24 小时
-67 天
+1430 天
帖子存档
Did you get to be a star? And don't it make you sad to know that life Is more than who we are?
افسوس کشور مسکین!
غمگین است از شناخت خویش. دیگر او را
نتوان مادر خواند، لیک، گور، چرا!
که، هیچکس
هیچ خندهییش به لب نیست،
جز او که بیخبر است.
که، به آه و ناله و فریادها که میدرند هوا را،
هیچ اعتناییش نیست، که اندوه شدید
نوعی خلسه به چشم میآید.
و ناقوس مرگ چون به جرنگ آید،
کس نپرسد که ناقوس مرگ کیست؟
و زندگی نیکمردان به پایان رسد،
پیش از پلاسیدن گلی که بر کلاه زدهای؛
چه، میمیرند بی بیمار شدنی.
- مکبث، ویلیام شکسپیر
کتابِ مرشد و مارگاریتا رو تموم کرده و بهم میگه "مارگاریتا پر از جرات زندگی کردن بود، برای همین من و یاد تو میانداخت."
