ch
Feedback
نمی‌دانم،

نمی‌دانم،

前往频道在 Telegram

اینجا قطعه‌ای‌ست از زیست انسانی که ناتوان از درک و درگیری‌ست؛ بی‌تسلط بر اخلاق اجتماعی، غایب از جهان، حاضر در خیال.

显示更多
未指定国家未指定类别
217
订阅者
无数据24 小时
-57 天
-530 天
帖子存档
چند فریم از دوستان تریاکی.
+2
چند فریم از دوستان تریاکی.

پراکنده در کثرت، بلاتکلیف در امکان، مفرد در اجتماع و کصکش در مواجهه.

Repost from N/a
تا ابد جنگ، جق، تریاک و ممه.

در اندیشهٔ تخلیهٔ ذهن از هرگونه خیال، تصور و ازدحامِ افکارم.

+2
Sadegh-Bi-Dalil-Feat-Mehrdad-Gheflat.mp37.45 MB

Tara Gosha Shalo Arif Baloch.m4a5.48 MB

یک پرامت بدین غصه هامون رو بشوره ببره.

مصلوبِ فلاکت و بگایی ممتد.

من مادر عشق را گاییدم؛ جوانی‌ام در وهم و خیال مستحیل شد.

میانِ گمان‌ها سرگردان بودم؛ مشکوک، مضطرب و گرفتارِ تردید.

از نظر چپ هر هنرمند و ورزشکاری که موافقشون باشه میتونه گه بخوره ولی اگه نظری باب میلشون نده باید بچسبه به هنر/ورزشش و توی مسائلی که بهش مربوط نیست دخالت نکنه

Repost from G>۷۸
زندگی بی‌رحم تر از اینه که هرچی بخوای بشه.

این کله در جریانِ افکار، به گره‌خوردگی و فرسایشِ وجودی رسیده است.
این کله در جریانِ افکار، به گره‌خوردگی و فرسایشِ وجودی رسیده است.

افکاری را به سیلانِ آبِ دریا واگذار کردم.
افکاری را به سیلانِ آبِ دریا واگذار کردم.

+2
Habib-Shadi.mp33.49 MB

من زندگی را بُرده‌ام.
من زندگی را بُرده‌ام.

از آدم‌بودن در این‌جا خسته‌ام؛ آدمی که باید فکر کند، بسوزد و پاسخ‌گو باشد. کاش گاو بودم، محترم و بی‌سؤال، ترجیحاً در هندوستان.

در این چند سال، تمام زیستم در امتدادِ اسکرول‌کردنِ وحید آنلاین سپری شد. کیرم دهنت جمهوری اسلامی.

داشتم پیاز خرد می‌کردم برای شام. چشم‌هایم بیش از حد می‌سوخت و اشک از آن‌ها جاری شد. همان لحظه به مصائب و فلاکت‌های خویش اندیشیدم تا مبادا این اشک‌ها بی‌ثمر و بی‌معنا مستهلک شوند.