اݪ꯭ـھـ꯭دایـ꯭ة
前往频道在 Telegram
"سـلام بر ڪسانی ڪە زیباییشان در حیاء و غیرتشان نھفتە اسـت."
显示更多未指定国家未指定类别
221
订阅者
无数据24 小时
+17 天
+130 天
帖子存档
عبدالله بن عبدالعزیز العنقری میگوید: پیروی از صحابه در اعتقاد ، ناگزیر مستلزم پیروی از آنان در اخلاق نیز هست زیرا اخلاق ایشان با عقیدهشان پیوند دارد.
تأمل کنید ڪه چگونه [صحابه] از آمیختن دشمنی بهخاطر دین با دشمنی شخصی نهی میکردند.
"میان خالد و سعد سخنی [و اختلافی] در گرفت. مردی نزد سعد آمد تا از خالد بدگویی کند. سعد گفت: بس کن! آنچه میان ما بود، به دین [ اختلاف دینی] نرسیده است."
الحلیة ۱/۹۴
قال ميمون: إذا نزل بك ضيف فلا تكلف له ما لا تطيق، وأطعمه من طعام أهلك، والقه بوجه طلق، فإنك إن تكلفت له ما لا تطيق أوشك أن تلقاه بوجه يكرهه.
میمون بن مهران رحمهالله میفرماید:هرگاه مهمانی بر تو وارد شد، خودت را به چیزی که توان آن را نداری بهزحمت نینداز او را از همان غذایی که خانوادهات میخورند اطعام کن. و با چهرهای گشاده و خوش با او روبهرو شو. زیرا اگر خود را مکلف به چیزی کنی که توانش را نداری، بیم آن است که با چهرهای ناخوشایند با او روبهرو شوی.
پ.ن:چون ممکن است از فشار آن هزینه، دلگیر و کلافه میشوی.-تهذیب الکمال ، سير أعلام النبلاء.
نیازمند زنانی هستیم که زیور و زینت دنیای فانی را از دل بیرون کنند و جان خویش را وقف فراگیری دانشهایی کنند که چراغ راه همسر و فرزندانشان باشد . دانشی که هم خیر این جهان را در بر دارد و هم توشهی آن جهان را فراهم اورد .
اگر بنا باشد بر هر رنج و هر کاستی زاری و ناله کنی ، هرگز نمیتوانی گامی به جلو برداری .
این راه ، راه فداکاری است. راهی که از تو میخواهد جان و خوشیهای زودگذر دنیا را در کفهی ترازو بگذاری و برای رسیدن به مقامی والاتر ، از اسایش انی چشم بپوشی.
گر بد شمردیام، حق باشد سخنت
که خود به چشم خویش، بدتر از تو زدم
از هوش مصنوعی خواستم این بیت را بسازد. دستش درد نکند زیبا بود.
پاکیزهبودن درآمد از اسباب توفیق برای عمل صالح است؛ خداوند متعال میفرماید: «ای پیامبران! از چیزهای پاکیزه بخورید و عمل صالح انجام دهید». ابن کثیر میگوید: این آیه دلالت میکند که حلالبودن، کمکی برای عمل صالح است.
تفسير ابن كثير ، ٥ / ٤٦٢
کاش میشد بعضی از زنها وقتی پای بحث مینشینند، غیبت را کنار بگذارند ، به جای اینکه از بدبختی و بیماری و فلاکت خودشان هفت خان رستم بسازند یا صد عیب از اطرافیانشان پیدا کنند و برچسب بزنند ، کمی سکوت پیشه میکردند ، یا اگر سخنی میگفتند ، از نقاط مثبت و روحیهبخش میگفتند تا آرامش یکدیگر را برهم نزنند.
طلبُ العلم وشدّتُه
[طلب علم و دشواری آن]
أسند الإمام قوّام السنّة عن هلال بن العلاء قوله:
"طلبُ العلم شديدٌ، وحفظُه أشدُّ من طلبه، والعملُ به أشدّ من حفظه، والسّلامةُ منه أشدّ من العملِ به، ثم أنشد يقول:
يموتُ قومٌ ويُحيي العلمُ ذكرهمُ..
والجهلُ يُلحق أمواتًا بأمواتِ".
امام قوامالسنه از هلال بن علاء نقل کرده که گفت:"طلب علم دشوار است، و حفظ آن دشوارتر از طلب آن است، و عمل به آن دشوارتر از حفظ آن است، و سلامت [ماندن] از [آفات] آن دشوارتر از عمل به آن است."
سپس این بیت را سرود:
قومی میمیرند و علم، یادشان را زنده نگه میدارد.
و جهل، مردگان را به مردگان ملحق میکند.
-التّرغيب والتّرهيب ٣/ ٢١٦٥.
حاشیهی توضیحی:
فمینیسم مکاتب گوناگونی دارد.. و همهی آنها التقاطی هستند بهجز آن مکتبی که با جوهر خود یعنی «محوریت زن» تا پایان مسیر حرکت میکند.. پس اگر از این جوهر دست بکشد، صفت فمینیسم بودن را از دست میدهد.
Repost from د. سامي عامري
الحلزونة..
النسوية: "جسدي ثورة وليس بعورة".. ثم تنقُّلٌ بين الأحضان بلا حياء؛ لأنّه "لا قداسة إلّا للحرية".. ثم حملٌ، فقتل إنسان في الرحم بالإجهاض بعد اكتمال نمو الجنين واكتمال شكل ملامحه البريئة، لأنّ "جسدي، خياري" "My Body, My Choice"..
شعارات وفيّة للنسوية القائمة على "مركزية الأنثى" "Gynocentrism".. ولا يمنع ذلك الأنثى النسويّة من أن تشفق على حلزونة تقطع طريقها، لأنّ "كلّ حياة لها قيمة" "Every Life Has Value".
-منشور على هامش القانون الجديد في ولاية ماساتشوستس الأمريكية، والذي ألغى -بضغط من اللوبي النسوي-قيودًا سابقة على الإجهاض بعد الأسبوع الرابع والعشرين، كانت مرتبطة بحياة الحامل أو صحتها الجسدية أو النفسية، أو بتشخيصات جنينية خطيرة-
هامش td توضيح الواضح: النسوية مدارس شتّى.. وكلّها تلفيقية إلا التي تسير مع جوهرها "مركزية الأنثى" حتّى نهاية الشوط.. فإذا تنازلت عن هذا الجوهر، فقدت وصف النسوية.
Repost from عکسِ مهتاب 🌙
«مَن لَعَنَ مُؤمِنًا فهو كَقَتلِه». (بخاری و مسلم)
(هرکس مؤمنی را لعنت کند، این [کار] مانند کشتن اوست).
و از عِمران بن حُصین رضی الله عنهما روایت است که گفت: رسول الله ﷺ در یکی از سفرهایش بود و زنی از انصار بر شتری سوار بود که از راندن شتر به تنگ آمد و لعنتش کرد. رسول الله ﷺ آن را شنید و فرمود: «خُذُوا مَا عَلَيْهَا وَدَعُوهَا؛ فَإنَّهَا مَلْعُونَةٌ»: «بارِ شتر را بردارید و رهایش کنید که لعنت شده است». عمران رضی الله عنه می گوید: گویا اینک آن شتر را می بينم که در ميان مردم راه می رود و کسی به آن توجه نمیکند. (به روایت مسلم)
دوستان گرامی میبینید لعنت فرستادن چقدر خطرناک است، طوری که پیامبر ﷺ حتی امر کردند شتری که لعنت شده را رها کنند و دیگر از آن استفاده نبرند. و همانطور که در حدیث اول خواندید لعنت کردن مؤمن مانند کشتن اوست.این کلمه را از قاموس خود حذف کنیم به طوری که جز در مواردی که مطمئن هستیم اصلا به زبانمان نیاید. به بیان دیگر لعن و فحش نقل زبانمان نشود که بر سر هر خشم و ناراحتی به زبان بیاوریم. خشم نیز عذر نیست.
کار مشهورشدگان (اینفلوئنسر) به جایی خطرناک و وضعیتی رقتانگیز رسیده است؛ برای جلب بازدید با نمایش پیکرشان گدایی میکنند. وای بر آنان اگر بدانند گناه کارشان چیست! چرا که پیامبر صادق و امین از «زنان پوشیدهی برهنهنما» خبر داده، که از حق منحرفاند و دیگران را نیز به راه گمراهشان میکشانند! سرانجامشان این است: «وارد بهشت نمیشوند و بوی آن را هم استشمام نمیکنند»؛ بلکه در روایتی آمده: «آنان را لعنت کنید که ملعوناند».
فتنهٔ زنان، فتنهای بزرگ است، و پیامبر ﷺ از آن برحذر داشته است؛ و این نخستین فتنهٔ بنیاسرائیل بوده، و خداوند از سرگذشت آنان برای پند و عبرت خبر داده است. و این «مشهورشدگان» فرستادگان شیطاناند برای عادیسازی فحشا، و رواجدادن بیحجابی در چشمها، سپس سبکجلوهدادن پیامدهای آن، از روابط حرام تا رسیدن به زنا؛ و نخستین درسی که به ما آموخته شده این است: شیطان از درِ کفر ابتدا نزد تو نمیآید، بلکه اندکاندک، تا در گودالی که خود دوستش دارد فرو غلتی.
و از آثار شوم پیگیری فاسقههای [بدکار] در فضای مجازی بر مردان، همان تخنث (زنانهشدن) طبیعی در گفتار و رفتار بهطور عام است؛ زیرا جاذبهٔ اغواگرانه، ریشههای مردانگی را در نفس پیگیریکننده میکَند، و کارش به جایی میرسد که عقلش را از دست میدهد و کارهایی میکند که سنگریزهها را شرمنده و زنان داغدیده را به خنده میاندازد، بیآنکه اهمیتی بدهد؛ چرا که حتی حیا نیز از او گرفته شده، زیرا حیا شاخهای از ایمان است و او از آن عاری گشته است.
-منقول
+1
شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمهالله فرمود:
«از جمله [بدعتهاست] گرفتن مولد پیامبر صلیاللهعلیهوسلم بهعنوان عید - با وجود اختلاف مردم در [تاریخ] تولد او - زیرا این کار را سلف انجام ندادهاند، با اینکه زمینه و انگیزهی آن وجود داشت و مانعی هم برای آن نبود. و اگر این کار خیر محض یا خیر راجح بود، قطعاً سلف رضیاللهعنهم به آن سزاوارتر از ما بودند؛ چرا که آنان محبت و تعظیمشان نسبت به رسولالله صلیاللهعلیهوسلم از ما بیشتر بود، و آنان بر خیر حریصتر بودند. بلکه کمال محبت و تعظیم او [پیامبر]، در پیروی از او، اطاعت از او، پیروی از دستورش، و زنده نگهداشتن سنت او - چه در باطن و چه در ظاهر - و نشر آنچه با آن مبعوث شده، و جهاد در این راه با قلب و دست و زبان است؛ زیرا این همان راه و روش پیشینیانِ نخستین از مهاجرین و انصار، و کسانی است که به نیکی از آنان پیروی کردند.»
اقتضاء الصراط المستقیم، صفحه ۲۹۴-۲۹۵
ابن قیّم رحمهالله فرمود:
«شیخالاسلام ابن تیمیه -رحمهالله- هرگاه امور بر او سخت و دشوار میشد، آیات سکینه [آیاتی که در آنها واژهی "سکینه" آمده] را میخواند.
و شنیدم که دربارهی واقعهی بزرگی که در دوران بیماریاش برایش رخ داد و عقلها از درک و تحمل آن عاجزند - جنگ با ارواح شیطانی که در آن هنگام، در حال ضعف نیرو، بر او ظاهر شدند - میگفت:
"چون کار بر من سخت شد، به خویشاوندان و اطرافیانم گفتم: آیات سکینه را بخوانید."
گفت: سپس آن حال از من برطرف شد و نشستم در حالی که هیچ درد و ناراحتیای در من نبود.»
فتح الباری، ۷/۳۴۵
Repost from •تذڪرة•
🔸قال ابن القَيِّمِ رَحِمَهُ اللّٰه : " كان شيخ الإسلام ابن تيمية -رحمه الله- إذا اشتدَّت عليه الأمور قرأ آيات السَّكِينَة. وسمعته يقول في واقعة عظيمة جرت له في مرضه تعجز العقول عن حملها من محاربة أرواح شيطانيَّة ظهرت له إذ ذاك في حال ضعف القوَّة، قال: فلمَّا اشتدَّ عليَّ الأمر، قلت لأقاربي ومن حولي: اقرؤوا آيات السَّكِينَة. قال: ثمَّ أقلع عنِّي ذلك الحال، وجلست وما بي قَلَبةٌ(علّة) ". 📙فتحُ الباري ٧/٣٤٥•
قسمت پنجم در درس "فقه النفس"حتما گوش دهید. انشاءالله
یعنی براستی اگر این فایل صوتی ها به فارسی تبدیل میشد شاهکار بود.
انسان وقتی به این فایل گوش میدهد و اخلاق و منش سلف صالح رحمهالله و ورع و زهدشان را میشنود ، از وجودش و از کل زندگیاش پشیمان میشود.
توێژینهوهی دهروونی له ڕوانگهی پێشینی ئیسلام(وانهی پێنجهم) باسی خۆشكاندن و له خۆڕازی نهبوون
🍭 Download by RegaYouTube
