ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

واژگان‌ِ‌ حل شده؛

واژگان‌ِ‌ حل شده؛

前往频道在 Telegram

ردی از روزهایی که گذشتند؛ در قاب و کلمه. ‌ @VazhehBanbot :🦢

显示更多
未指定国家未指定类别
397
订阅者
-824 小时
-87 天
-830 天
帖子存档
این چند روزه تیک‌تاکم رسما تبدیل شده به موزه‌ی خاطرات بچگیم؛ از انیمیشن اژدهاسواران بگیر تا سریال پاستا و ..؛عجیبه که بعضی داستانا با گذشت این‌همه سال، هنوزم همون‌قدر قشنگ و دوست‌داشتنی‌ان؛ جوری که دلت می‌خواد دوباره از اول بشینی و ببینیشون و همون حس خوب قدیمو تجربه کنی. مثلا اژدهاسواران رو دوباره می‌بینی و با خودت می‌گی وای، این چه شاهکاری بود اصلا؟ از گرافیک و دنیایی که ساخته بودن بگیر تا داستان و شخصیت‌هاش؛ همه‌چی انقدر جذاب بود که فکر نمی‌کنم انیمیشن‌های امروزی به‌راحتی بتونن حریفش بشن؛ و خوشحالم که خاطرات نسل من با همچین شاهکارایی ساخته شد؛ با داستانایی که حتی گذر زمانم نتونست از قشنگی‌شون کم کنه. #احوالات

تو جای من نیستی، منم جای تو نیستم، ساده‌ست.

بذار با دید تو، خورشیدُ تماشا کنم؛

1_4918196204887607511.m4a3.33 MB

می‌دونید پولدار واقعی کیه؟ اونیه که چندتا چندتا از نشر بیدگل کتاب می‌خره.

من یه ضعف عجیبی دارم برای چیزای قدیمی و نوستالژیک؛ از فرش‌هایی که انگار خاطره‌ی چند نسل رو توی تار و پودشون نگه داشتن، تا آدمای قدیمی‌ای که با وجود تفاوت‌هامون سعی می‌کنن با دنیای من جوون کنار بیان. مکانای قدیمی، خونه‌هایی که تبدیل به کافه‌ سنتی شدن، کتابا، خوراکی‌ها، این خنزر پنزرها... نمی‌دونم، انگار یه چیزی توی قدیمی‌ها هست که دلم نمی‌خواد هیچ‌وقت از دستش بدم؛ اصلا یه مامان‌بزرگ درونی دارم که عاشق چیزمیزای نوستالژیک و سنتیه که با دیدن هر چیزی که این حس رو بهم بده ذوق می‌کنه. #یادداشت

انگار این روزها همه بیشتر از اینکه دنبال فهمیدن باشن، دنبال نظر دادنن. کمتر کسی حاضر می‌شه قبل از قضاوت کردن، یه کم بیشتر فکر کنه، حرف مخالفش رو هم بشنوه و احتمال بده که شاید خودش هم همه‌چیز رو درست نمی‌دونه.

فضای مجازی به هر کسی یه تریبون داده که با چند تا جمله‌ی قاطع و یه مشت اطلاعات نصفه‌نیمه، درباره‌ی همه‌چیز و همه‌کس نظر بده. یکی دو تا کتاب زرد می‌خونه، چند تا پیج با تکه‌کتاب‌های روشنفکرانه دنبال می‌کنه، بعد فکر می‌کنه به درک عمیقی از جهان رسیده و حالا وظیفه داره بقیه رو هم آگاه کنه. از یه تجربه‌ی شخصی، برای خودش قانون می‌سازه و همون رو به یه قشر کامل از آدم‌ها تعمیم می‌ده؛ انگار آدم‌ها نسخه‌های تکراری هم‌دیگه‌ان. #یادداشت

ما از عبور تلخ لحظه‌ها، قصه ساختيم.

از پروفایل یکیتون کش رفتم💘:)

امروز احساس ناکافی بودن زیاد رو به کوکی‌های زیاد تبدیل کردم.

ریشه داران را هراسی از هجوم باد نیست...

شما تو یخچال خونه غذا و خوراکی‌هاتونو از دست داداش و آبجیتون قایم می‌کنید، من از دست بابام. الان از باشگاه اومدم، دیدم غذای نازنینمو خورده و رفته سر کار:)

بعضی وقت‌ها بعد از تموم شدن یه کتاب خوب، فیلمی که دلت نمی‌خواست تموم شه یا دور شدن آدمی که دوستش داشتی، همه‌چیز یه‌دفعه بی‌مزه می‌شه. انگار چیزی که به روزهات رنگ می‌داد، دیگه نیست و تو موندی و روزمرگی‌هایی که حالا باهاشون غریبه‌ای. شاید برای همینه که مشغول بودن این‌قدر خوبه؛ درگیر یه کار، یه ورزش، کلاس یا هر چیزی که به روزها معنا و تنوع بده. و در نهایت برای اینکه هر روز تجربه‌ی تازه‌ای داشته باشی و شب، بی‌فکر و خیال بخوابی. #یادداشت

نمیدونم والا؛ کاش شکوفه‌ی گیلاسی، پروانه‌ای، شکلات صبحونه‌ای، ابری چیزی بودم.