ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

واژگان‌ِ‌ حل شده؛

واژگان‌ِ‌ حل شده؛

الذهاب إلى القناة على Telegram

ردی از روزهایی که گذشتند؛ در قاب و کلمه. ‌ @VazhehBanbot :🦢

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
420
المشتركون
+1224 ساعات
+117 أيام
+1130 أيام
أرشيف المشاركات
1_5690656862031052801.mp35.21 MB

کاش می‌شد حال خوب رو خشک کرد و گذاشت لای کتاب.

گاهی به این فکر می‌کنم که آسمون هیچ‌کس شبیه بقیه نیست؛ هرکسی به اندازه‌ی درکش آسمونش بلنده. گاهی چیزی که برای یکی اوج دنیاست، برای یکی دیگه حتی کف زمینه…

ای که می‌جویی گشاد کار خود از آسمان آسمان از ما بود سرگشته‌تر در کار خویش

مَن؟! کلکسیونرِ «اتفاقات نیفتاده، زاده‌ی سناریوهای بی‌پایان ذهنم»، «احتمال‌های دور از ذهن و غیرمنتظره‌ترین کارها»، «تفکرات ترسناکی که گاهی جامه‌ی واقعیت می‌پوشن» و «ماجراهای مهم عزیزِ من که همیشه یک قدم تا فاجعه فاصله دارن»

آدمی یه‌چیزایی می‌بینه، می‌خونه، می‌شنوه، قلبش مچاله می‌شه؛ نمی‌دونه چی‌کنه.

هنرِ رفتن، رها کردن، عبور کردن، دل کندن، پیگیر نبودن، دلتنگ نشدن، فرصت ندادن، بی‌تفاوت گذشتن، تمام شدن و یا حتی تمام کردن.

بنده تا خانواده ایرانی رو راضی کنم جوونیم تموم شده👵🏻.

*خطبه ۲۰۲ #نهج‌البلاغه / درد دل امام با پیامبر هنگام دفن فاطمه س* اى پيامبر خدا، صبر و بردبارى من با از دست دادن دختر برگزیده‌ات كم شده، و توان خويشتندارى ندارم اما براى من كه سختى جدايى تو را ديده، و سنگينى مصيبت تو را كشيدم، شكيبايى ممكن است. اين من بودم كه با دست خود تو را در ميان قبر نهادم، و هنگام رحلت، جان گرامى تو ميان سينه و گردنم پرواز كرد [پس همه ما از خداييم و به خدا باز مى گرديم]. پس امانتى كه به من سپرده بودى برگردانده شد، و به صاحبش رسيد، از اين پس اندوه من جاودانه، و شبهايم، شب زنده دارى است، تا آن روز كه خدا خانه زندگى تو را براى من برگزيند. به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امت تو چگونه در ستمكارى بر او اجتماع كردند، از فاطمه (س) بپرس، و احوال اندوهناک ما را از او خبر گير، كه هنوز روزگارى سپرى نشده، و ياد تو فراموش نگشته است. سلام من به هر دوى شما، سلام وداع كننده‌اى كه از روى خشنودى يا خسته دلى سلام نمى‌كند.

این چند روزه تیک‌تاکم رسما تبدیل شده به موزه‌ی خاطرات بچگیم؛ از انیمیشن اژدهاسواران بگیر تا سریال پاستا و ..؛عجیبه که بعضی داستانا با گذشت این‌همه سال، هنوزم همون‌قدر قشنگ و دوست‌داشتنی‌ان؛ جوری که دلت می‌خواد دوباره از اول بشینی و ببینیشون و همون حس خوب قدیمو تجربه کنی. مثلا اژدهاسواران رو دوباره می‌بینی و با خودت می‌گی وای، این چه شاهکاری بود اصلا؟ از گرافیک و دنیایی که ساخته بودن بگیر تا داستان و شخصیت‌هاش؛ همه‌چی انقدر جذاب بود که فکر نمی‌کنم انیمیشن‌های امروزی به‌راحتی بتونن حریفش بشن؛ و خوشحالم که خاطرات نسل من با همچین شاهکارایی ساخته شد؛ با داستانایی که حتی گذر زمانم نتونست از قشنگی‌شون کم کنه. #احوالات

تو جای من نیستی، منم جای تو نیستم، ساده‌ست.

بذار با دید تو، خورشیدُ تماشا کنم؛

1_4918196204887607511.m4a3.33 MB

می‌دونید پولدار واقعی کیه؟ اونیه که چندتا چندتا از نشر بیدگل کتاب می‌خره.

من یه ضعف عجیبی دارم برای چیزای قدیمی و نوستالژیک؛ از فرش‌هایی که انگار خاطره‌ی چند نسل رو توی تار و پودشون نگه داشتن، تا آدمای قدیمی‌ای که با وجود تفاوت‌هامون سعی می‌کنن با دنیای من جوون کنار بیان. مکانای قدیمی، خونه‌هایی که تبدیل به کافه‌ سنتی شدن، کتابا، خوراکی‌ها، این خنزر پنزرها... نمی‌دونم، انگار یه چیزی توی قدیمی‌ها هست که دلم نمی‌خواد هیچ‌وقت از دستش بدم؛ اصلا یه مامان‌بزرگ درونی دارم که عاشق چیزمیزای نوستالژیک و سنتیه که با دیدن هر چیزی که این حس رو بهم بده ذوق می‌کنه. #یادداشت

انگار این روزها همه بیشتر از اینکه دنبال فهمیدن باشن، دنبال نظر دادنن. کمتر کسی حاضر می‌شه قبل از قضاوت کردن، یه کم بیشتر فکر کنه، حرف مخالفش رو هم بشنوه و احتمال بده که شاید خودش هم همه‌چیز رو درست نمی‌دونه.