ch
Feedback
اِنقباضِ مغزَم؛

اِنقباضِ مغزَم؛

前往频道在 Telegram

𝘐 𝘩𝘰𝘱𝘦 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘪𝘴 𝘤𝘢𝘭𝘮 𝘢𝘵𝘮𝘰𝘴𝘱𝘩𝘦𝘳𝘦; 𝘓𝘦𝘵'𝘴 𝘧𝘳𝘦𝘦 𝘰𝘶𝘳 𝘮𝘪𝘯𝘥𝘴 𝘢𝘯𝘥 𝘥𝘦𝘢𝘭 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘥𝘪𝘧𝘧𝘦𝘳𝘦𝘯𝘵 𝘵𝘩𝘰𝘶𝘨𝘩𝘵𝘴; 𝘛𝘩𝘢𝘯𝘬 𝘺𝘰𝘶 𝘢𝘯𝘥 𝘸𝘦𝘭𝘤𝘰𝘮𝘦 Instagram: @simon_helia

显示更多
伊朗133 145未指定类别
339
订阅者
无数据24 小时
+17 天
-530 天
帖子存档
فقط میدانم آدم گاهی آنقدر خسته میشه که دیگه منتظر هیچی نیست.

‌ همه چیز را از دست داده بود حتی تنهایی را. آلبر کامو ‌

عشق، تنها بهانه‌ای بود برای زنده ماند.

سکوت و تنهایی عجیبی در جریانه

معاشرت با آدما حالم رو به هم میزنه

هرقدر هم برف ببارد سیاهی این روزهایمان را سفید نمیکند.

برای کشورم برای مردم ؛ زنده باد ایران

و قسمت ناراحت کننده همینه

هنوز زندم

حس بدیه که از خواب پاشی و ببینی اونی که نباید بلاکت کرده و برای همیشه رفته

‌ چرا نمی‌ایستیم؟! این را اولی گفت؛ با پاهای تاول‌زده و زانوهای دردآلود، زنش را کشته بودند با گلوله‌هایی مقدس که از تفنگ‌هایی مقدس شلیک می‌شدند؛ خودش را کشته بودند با قرص‌هایی که نمی‌دانست کجاست؛ که چرا عقربه‌های ساعت تکان نمی‌خورند، که این اتاق قبلا برای دو نفر جا داشت، این تخت برای دو گریه؛ که در این قابِ‌عکس‌ها هنوز عکس کسی‌ست، که موبایلش را درآورده بود تا فیلم بگیرد از آن‌همه دیوانگی که در سرزمین‌هایی دور، امید صدایش می‌زنند؛ که خواسته بود بگوید ما... که گلوله حرف میم را ناتمام گذاشته بود مثل بیداری، که رؤیایی شیرین را ناگهان تمام می‌کند..

بن‌بست‌های تنهایی طعنه تو را به من می‌زنند؛ بگو از کدام خیابان رفته‌ای که بعد از تو هیچ راهی به خانه ختم نمی‌شود؟

نه قهرم، نه دلخور. فقط دیگه دلم برای اون چیزایی که یه وقتی برام مهم بودن ، نمیلرزه فهمیدم که هر چیزی ارزش جنگیدن نداره و بعضی جنگا فقط خستت می‌کنن، نه برنده ت.

فردا..

Alone 00:00

hs-Pidar-Maybe-Im-Depressed.mp32.46 MB

در وجودم حس فقدانی‌ست که قادر به بیان آن نیستم؛ گویی همه چیز می‌توانست جور دیگری باشد.

سال‌ها بعد در مورد ما خواهند نوشت؛ مردمانی بی‌ تصمیم، در حاشیه جهان خویش گران زندگی می‌کردند اما، ارزان می‌مردند.