ch
Feedback
‌ ‌ارغوانِ بی ابتهاج ‌

‌ ‌ارغوانِ بی ابتهاج ‌

前往频道在 Telegram

" ارغوانم را دیدی سر راه؟ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌مثل من پیر شده بود؟:) 🥀 ‌‌ 『 مرا ببخشید اگر نوشته‌هایم شمارا یاد کسی می‌اندازد』 ‌‌ ناشناس: @Arghavan_ebtehajbot ‌‌ •چنل متعلق به شخص خاصی نیست و پیام‌ها به فرد خاصی اشاره ندارد

显示更多
未指定国家未指定类别
382
订阅者
-824 小时
-277 天
+2430 天

数据加载中...

相似频道
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服。
标签云
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服。
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
9月 '26
九月 '26
+314
在3个频道中
八月 '26
+4
在4个频道中
Get PRO
七月 '26
+35
在5个频道中
Get PRO
六月 '26
+48
在4个频道中
Get PRO
五月 '260
在0个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '260
在3个频道中
Get PRO
一月 '26
+18
在2个频道中
Get PRO
十二月 '250
在2个频道中
Get PRO
十一月 '25
+157
在3个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
30 九月0
29 九月0
28 九月0
27 九月+2
26 九月0
25 九月0
24 九月+23
23 九月0
22 九月0
21 九月0
20 九月+22
19 九月+38
18 九月0
17 九月+1
16 九月+63
15 九月+1
14 九月+5
频道帖子
یکی ازم پرسید: چجوری انقدر آرومی، انگار هیچی برات مهم نیست؟ بهش گفتم: همه چیزایی که ترسیده بودم سرم بیاد، سرم اومد، دیگه نگران چی باشم؟

2
2_5195222261199568344 (1).mp3
11
3
بالاخره یه شب میرسه که وقتی خوابیدم صبحش تو بغل تو چشمامو باز کنم.
11
4
با اولین‌ بارون‌ پاییز‌ یاد من بیوفت . .
14
5
اولاً دوستت دارم. ثانياً هر آن چه بينمان رخ داد، اولاً را از ياد نبر.
21
6
Ajab Oumadi.mp3
18
7
نمی‌دونم تلقینه یا تصادف اما دلم نمی‌خواد باور کنم که دقیقا هربار یه غم گوشه قلبم می‌شینه، غروبِ سه‌شنبه است ..
19
8
به یدونه از این شبا نیاز دارم که از ذوق خوابم نبره.
19
9
مرسی‌که هرچی ابتهاج و ارغوان می‌بینید برام می‌فرستید:))))) تبدیل به خوش‌حال ترین حالتم میشم🥹🫀
21
10
جوانیم در این امید پیر شد.mp3
50
11
خدایا یه "آخیش" بنداز وسط این روزای من.
25
12
شرایط و قسمت دروغ‌اند. اگر انسانی انسان دیگر را دوست بدارد برایش جنگ به پا می‌کند.
24
13
در وصف حضور بعضی از آدم ها، میشه مثل احمد شاملو گفت: «زندگی ترکم کرده بود؛ زندگی آوردی.»
24
14
هر وقت نمی‌دونستی کجا بری، بیا بغلم.
24
15
خوشا صبحی که او آید نِشیند بر سر بالین تو چشم از خواب بُگشایی ببینی شاه شاهانی
24
16
شاید انسان ترجیح می‌دهد درکش کنند تا این‌که، دوستش داشته باشند. ۱۹۸۴ - جورج اورول
32
17
" شعر خواهم شد که شاید در خفا خوانی مرا؛
32
18
شده دلتنگ بشوی چاره نیابی جز اشک؟ من به این چاره‌ی بی‌چاره دچارم هر شب . .
33
19
پدرم گاه صدا می‌زندم شعر سپید بس که آشفته و رنجور و بهم‌ریخته‌ام . .
39
20
没有文字...
82