200
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-230 天
帖子存档
200
نمیدانم که خمارم، یا عاشقم یا که معترض.
زیر تیغ ندامت خود، نیمه جانم
و تنها، پژواک قهقهه ی عقل است
در جمجمه ی تهی از همه چیزم.
200
همه حواسم پیِ تو بود که نکنه یه موقع یه کلمهت رو خوب نفهمم.
نکنه یه موقع از دم و بازدم های نفست عقب بمونم.
شرمنده که عین مار پیچیدی دورم و من احمقانه تصور میکردم یه پیچک پرِ گل هایِ کوچیکِ آبی پیچیده دورم و منو قشنگ تر از قبل کرده.
