ch
Feedback
Evden uzakta

Evden uzakta

前往频道在 Telegram

Polyglot : 🇮🇷🇹🇷🇬🇧🇩🇪 🔜🇮🇹🇱🇧 🌲فارست تایم میزنم. ارتباطات: @MRassi_bot

显示更多
未指定国家未指定类别
285
订阅者
+724 小时
+177 天
+1330 天
帖子存档
۹ صبح با حس غم شدید از خواب بیدار شدم، سرم درد میکرد، هوای اتاق خفه بود و چشمام باز نمیشد. ساعت ۱۱ از تخت پاشدم پنجره رو باز
۹ صبح با حس غم شدید از خواب بیدار شدم، سرم درد میکرد، هوای اتاق خفه بود و چشمام باز نمیشد. ساعت ۱۱ از تخت پاشدم پنجره رو باز کردم، روتختی رو مرتب کردم و قهوه درست کردم. تقویم جلوی مانیتور هنوز روی شهریور بود، انگار دنیای اطراف من مدتی فیکس شده بود تا من برگردم بهش. یه برنامه ی جمع و جور برای آزمون نوشتم و سعی کردم فقط حرکت کنم•••

میز شلوغ شب امتحانی! 🪴
میز شلوغ شب امتحانی! 🪴

Repost from Ami Corner 💜
درون توست اگر خلوت و انجمنی ست برون ز خویش کجا می روی جهان خالی ست!

از امروز و مدرسه و اتمام کلاس اول. 🪴
از امروز و مدرسه و اتمام کلاس اول. 🪴

کارهای امروز زیاده، از پروژه که برای من سخت‌ترینه شروع میکنم بریم برای دو ساعت تمرکز .🌱
کارهای امروز زیاده، از پروژه که برای من سخت‌ترینه شروع میکنم بریم برای دو ساعت تمرکز .🌱

آدمیزاد موجود عجیبیه! چطور میشه دلتنگ چیزایی شد که داریشون؟ و عجیب ترین دلتنگی ای که تو این سن تجربه کردم؛ دلتنگی حس تعلق بود
آدمیزاد موجود عجیبیه! چطور میشه دلتنگ چیزایی شد که داریشون؟ و عجیب ترین دلتنگی ای که تو این سن تجربه کردم؛ دلتنگی حس تعلق بود!

بین کلاسام یه زنگ خالی دارم و ببینم میشه زبان امروز و دیروز رو جمع کرد. پ.ن: عکس تخته تصویر کلی هست که بچه‌ها برای ارائه پروژ
+1
بین کلاسام یه زنگ خالی دارم و ببینم میشه زبان امروز و دیروز رو جمع کرد. پ.ن: عکس تخته تصویر کلی هست که بچه‌ها برای ارائه پروژه رو تخته کشیدن.

ظهر یک روز آفتابی پاییزی طهران🍁 چیزهایی که دلتنگشون میشم…
+2
ظهر یک روز آفتابی پاییزی طهران🍁
چیزهایی که دلتنگشون میشم…

گود ظهرینگ🥸 امروز، روز کارهای پراکنده و متفرقه ی اجباریه برای من🫠 سعی میکنم وسط هاش درس بخونم🙂
گود ظهرینگ🥸 امروز، روز کارهای پراکنده و متفرقه ی اجباریه برای من🫠 سعی میکنم وسط هاش درس بخونم🙂

مسیر مثل هوای این چند روزه ابریه ولی دلخوشم و امیدوار☁️
مسیر مثل هوای این چند روزه ابریه ولی دلخوشم و امیدوار☁️

وسيقضي الله أمراً كنت تحسبه مستحيلا!❤️‍🩹 خدا چیزی را ممکن می‌کند که شما آن را غیرممکن می‌دانستید!
وسيقضي الله أمراً كنت تحسبه مستحيلا!❤️‍🩹
خدا چیزی را ممکن می‌کند که شما آن را غیرممکن می‌دانستید!

spotimp3_691226c064e1e.mp32.50 MB

Ist die Dunkelheit mit dir nur eine andere Form von Licht?! به شدت عاشق این آهنگ شدم❣️
Ist die Dunkelheit mit dir nur eine andere Form von Licht?!
به شدت عاشق این آهنگ شدم❣️

قبل رفتن به سرکار سعی کردم چندتا سوال ساده مدار حل کنم تا هم ذهنم گرم بشه هم امروز که خیلی وقت درس خوندن ندارم، رها نکنم. روز
قبل رفتن به سرکار سعی کردم چندتا سوال ساده مدار حل کنم تا هم ذهنم گرم بشه هم امروز که خیلی وقت درس خوندن ندارم، رها نکنم. روز چهارم

دیروز متاسفانه نتونستم چیزی بخونم. نه مدار و نه زبان. امشب زبان رو جبران کردم تا چیزی عقب نیافتاده باشه و الان هم دارم میرم سراغ مدار خوندن.

میخواستم از فردا گزارش دادن روزانه رو شروع کنم اما نظرم عوض شد. روز اول.
میخواستم از فردا گزارش دادن روزانه رو شروع کنم اما نظرم عوض شد. روز اول.

از صبح ۴ ساعت؛ در واقع ۴ صفحه!
از صبح ۴ ساعت؛ در واقع ۴ صفحه!

چطور دوام آوردم؟ ظهر تو پارک نشستم کلاس اولی هارو دیدم! یک ساعت نشستم نگاهشون کردم؛ بازی کردنشون، حرف زدنشون، ذوقشون و غر زدنشون... چند تا پسربچه دبستانی داشتن تو مسیر خونه در مورد شغل دوست داشتنی آینده‌شون صحبت میکردن؛ یکیشون میخواست کارشناس محیط زیست شود! تا هوای تهران دیگر آلوده نباشد. و اون یکی میخواست پرستار باشد! در سمت دیگری از پارک، دختربچه ای کیکش را با دوستش تقسیم کرد و دو تا دختر دبیرستانی با ذوق درمورد آهنگ مورد علاقشون حرف میزدن. دو پسر دبیرستانی، دوست مشترکشان رو برای انتخاب رشته ی تجربی و جدا شدن ازشون سرزنش میکردن. و همه با تعجب به چشم های خیس من نگاه کردن! من گذشته رو میدیدم و آنها آینده رو تصور میکردن. منی که امید رو گم کرده بودم، منی که ترسیده بودم و خسته بودم، منی که یادم رفته بود میتونم رویا داشته باشم...

و من در سال های جوانی یاد گرفتم چگونه در خودم رنج عظیمی را به آرامش بدل کنم -شروع مهرماه- چطور دوام آوردم؟!
+1
و من در سال های جوانی یاد گرفتم چگونه در خودم رنج عظیمی را به آرامش بدل کنم -شروع مهرماه- چطور دوام آوردم؟!

نشسته‌ام به ارورها نگاه میکنم.
نشسته‌ام به ارورها نگاه میکنم.