ch
Feedback
دُژَم🪐

دُژَم🪐

前往频道在 Telegram

و من، مصمم در سبز زیستن در انسانِ بهتری بودن در انسانِ بهتری شدن 💚🪴

显示更多
未指定国家未指定类别
279
订阅者
-224 小时
-47 天
+630 天
帖子存档
از آدمی که هفتم سنبله(شهریور) پارسال بودم، چیز زیادی یادم نیست. اما در عکس‌ها خوشحال است و می‌خندد. فکر می‌کند اوضاع از این بدتر نمی‌شود. بیچاره!

راه حلی داری؟راه نجاتی؟ برای کشتی شکسته‌ای که نه غرق می‌شود، نه نجات پيدا می کند؟ |نزار قبانی|

از روزی که سفر را شروع کرده‌ام و غذاهای دیگری جز دستپخت مادرم را می‌خورم، تازه می‌فهمم که هیچ‌جای دیگر نمی‌توانم آن خوشمزگی غذاهای مادرم را پیدا کنم. درس دو از سفر: برای به‌دست‌آوردن بعضی چیزها، ناخواسته چیزهای دوست‌داشتنی دیگری را از دست می‌دهی.

از روزی که سفر را شروع کرده‌ام و غذاهای دیگری جز دستپخت مادرم را می‌خورم، تازه می‌فهمم که هیچ‌جای دیگر نمی‌توانم آن خوشمزگی غذاهای مادرم را پیدا کنم.ب درس دو از سفر: برای به‌دست‌آوردن بعضی چیزها، ناخواسته چیزهای دوست‌داشتنی دیگری را از دست می‌دهی.

در این سیاه قرن، بی قلب زیستن آسان‌تر است از بی‌زخم زیستن... |نصرت رحمانی|

"Sad birds still fly." _ Maverick

"Sad birds still fly" _ Maverick

با یک دختر زابلی هم‌مسیر شده‌ایم در سفر. هرچه تا حالا تعارف کرده، نخورده‌ام؛ رفته و برایم خوراکی‌های کنسروشده گرفته و می‌گوید: «چون می‌خوام تو احساس راحتی کنی و نگران نباشی. » درس یک از سفر: انسان‌های خوب هنوز وجود دارند.

به تعداد لبخندهایی که از هم دریغ می‌کنیم؛ احمقیم!

"Giving up is not in the blood sir; is not in the blood!"

Giving up is not in the blood sir; is not in the blood!

از من، به منِ آینده: خیلی تلاش کردی؛ و من به بودنت افتخار می‌کنم.

این روزها دارم از هر چیزی یک تکه برمی‌دارم؛ گرافیک یاد می‌گیرم، می‌نویسم، درس‌های دانشگاه را می‌خوانم، تدریس می‌کنم، کار می‌ک
این روزها دارم از هر چیزی یک تکه برمی‌دارم؛ گرافیک یاد می‌گیرم، می‌نویسم، درس‌های دانشگاه را می‌خوانم، تدریس می‌کنم، کار می‌کنم... و وسط این همه «خواستن»، به این فکر می‌کنم که: آنقدر دارم تلاش می‌کنم همه‌کس باشم، نکند آخرش خودمم یادم برود.

ما داریم سخت‌ترین کار دنیا را می‌کنیم چون هم غمگینیم و هم امیدوار.

ما همه در افغانستان هستیم، همه در اسارت هستیم و همه رنج می‌کشیم. اما گویا شدت رنج در هر نقطه‌ی این خاک، فرق می‌کند. مثلاً ماهایی که در هرات هستیم، به آزادی کسانی که در کابل و مزار هستند؛ غبطه می‌خوریم. در حالی که در واقع آن‌ها هم آزاد نیستند و فقط وضعیت‌شان شاید بهتر از ما باشد. همین‌طور کسانی که در تخار، غزنی، قندهار یا دیگر ولایات هستند؛ به آزادی ما غبطه می‌خورند، در حالی که ما نیز هیچ نوع آزادی نداریم.

امیدوارم زندگی گاهی تو را از قوی بودن معاف کند و فقط اجازه دهد خوشحال باشی.

🩵

Repost from N/a
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مرا سرطان نمی‌کشد، ولی کمال‌گرایی خواهد کشت! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

‏مولانا می‌گوید از سه چیز کمتر سخن بگو: یکی از راه و مقصدت دیگری از سیم و زر و دارایی‌ات و سومی از اعتقادات خودت

در بیانِ این سه، کَم جُنبان لبت از ذَهاب و از ذَهَب، وَز مَذهبت