ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

مَنه مَن.

مَنه مَن.

前往频道在 Telegram

显示更多
未指定国家未指定类别
200
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-330 天
帖子存档
میخندید، لبخندی ک انگار دنیا را به بازی گرفته بود، اما توی نگاهش، اگر دقیق‌تر می‌شدی، غمی را میدیدی ک فریاد میزد. هر شب، وقتی همه خواب بودند، توی ذهنش هزار بار داستان پایان خودش را مینوشت، دوباره و دوباره خط میزد و باز از اول شروع میکرد.

تاحالا تو عمرم تا اینجا انقدر احساس تنهایی نکرده بودم ... یه حسی شبیه به ترد شدگی؟ شاید ... انگار که آخرین نفر از مدرسه اومدم بیرون و همه جا ساکته و کلاسا نیمکت‌هاشون خالیه انگار خواب موندم و منو نبردن مسافرت و تنها موندم ... انگار تولد گرفتم و هیچ‌کدوم از دوستام نیومدن ... انگار تو بازی سنگ کاغذ قیچی ، همه سنگ شدن و من قیچی ... همینقدر حس شکنندگی !

«دورم از وصال او زندگی چه کار آید جان به لب نمی‌آید این چه سخت جانی‌هاست»

Reza Pishro – Nilofar Abi.mp37.95 MB

Mohsen Chavoshi ~ UpMusic – Man Bayad Miraftam~ UpMusic.mp38.76 MB

خواب دیدم توی دشت از نعنا روی پاهای تو خوابم برده..

هیچ بند محکمی مرا به این زندگی گره نزده. با اولین طوفان بعدی، می‌توانم تمام میزهای جهان را واژگون کنم و بگذارم هر گره‌ای که روزی با تمام توانم نگه می‌داشتم، بی‌هیچ مقاومتی از هم باز شود؛ گره‌هایی که تا دیروز با دندان جان بهشان بسته بودم، و امروز دیگر رمقی برای نگه‌داشتنشان در من نمانده است.

مامان ببخشید اینقدر بد اخلاقم، واقعا هیچی خوب پیش نمیره، واقعا هیچی درست نیست، واقعا سخته مامان.

یه روز میفهمی که درسته همه چیز رو برای بقیه تحمل کردی ولی وقتی که نوبت خودت شده هیچکسی تحملت رو نداره.

برای رنجی که میکشم این روزها زیادی نابلد و ناشی ام. گیجم، شوکم، غمگینم، مستاصلم‌و با وجود همه ی این ها تظاهر میکنم قوی ام، از پسش بر میام.

چیزی مرا به وَجد نمی‌آورد دلم می‌خواهد گریه کنم.
محمود درویش.

بچه‌ها شما جدی فکر نمی‌کنید خب آخرش که چی؟ خب به دنیا اومدیم، خب زندگی کردیم، خب موفق شدیم، خب ازدواج کردیم و نوه و نتیجه و نبیره‌مون رو دیدیم و آخرش مردیم. همه‌ی اینا که چی؟

به من فک کن به تنهاییام به این خونه ی بهم ریخته..

ولی من با خیالت از شب یلدا‌ گذر کردم..

فرداها دردناک ترن.

دقیقا:)))))

صب نشه این شب.

  ‌ ‌⋆ نزار قربانی : من از کسانی که دوست‌شان دارم بیشتر می‌ترسم، زیرا تنها آنان هستند که می‌توانند مرا برنجانند.

جونِ چِشات.. بِده نِجات مَنو.

و سلام بر کسانی که دیگران را تسلی می‌دادند، با کلماتی که خود خواهانِ شنیدنشان بودند.