مَنه مَن.
الذهاب إلى القناة على Telegram
إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
200
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
-330 أيام
أرشيف المشاركات
200
میخندید، لبخندی ک انگار دنیا را به بازی گرفته بود، اما توی نگاهش، اگر دقیقتر میشدی، غمی را میدیدی ک فریاد میزد. هر شب، وقتی همه خواب بودند، توی ذهنش هزار بار داستان پایان خودش را مینوشت، دوباره و دوباره خط میزد و باز از اول شروع میکرد.
200
تاحالا تو عمرم تا اینجا انقدر احساس تنهایی نکرده بودم ...
یه حسی شبیه به ترد شدگی؟
شاید ...
انگار که آخرین نفر از مدرسه اومدم بیرون و همه جا ساکته و کلاسا نیمکتهاشون خالیه
انگار خواب موندم و منو نبردن مسافرت و تنها موندم ...
انگار تولد گرفتم و هیچکدوم از دوستام نیومدن ...
انگار تو بازی سنگ کاغذ قیچی ، همه سنگ شدن و من قیچی ...
همینقدر حس شکنندگی !
200
هیچ بند محکمی مرا به این زندگی گره نزده. با اولین طوفان بعدی، میتوانم تمام میزهای جهان را واژگون کنم و بگذارم هر گرهای که روزی با تمام توانم نگه میداشتم، بیهیچ مقاومتی از هم باز شود؛ گرههایی که تا دیروز با دندان جان بهشان بسته بودم، و امروز دیگر رمقی برای نگهداشتنشان در من نمانده است.
200
مامان ببخشید اینقدر بد اخلاقم، واقعا هیچی خوب پیش نمیره، واقعا هیچی درست نیست،
واقعا سخته مامان.
200
یه روز میفهمی که درسته همه چیز رو برای بقیه تحمل کردی ولی وقتی که نوبت خودت شده هیچکسی تحملت رو نداره.
200
برای رنجی که میکشم این روزها زیادی نابلد و ناشی ام. گیجم، شوکم، غمگینم، مستاصلمو با وجود همه ی این ها تظاهر میکنم قوی ام، از پسش بر میام.
200
بچهها شما جدی فکر نمیکنید خب آخرش که چی؟ خب به دنیا اومدیم، خب زندگی کردیم، خب موفق شدیم، خب ازدواج کردیم و نوه و نتیجه و نبیرهمون رو دیدیم و آخرش مردیم.
همهی اینا که چی؟
200
⋆ نزار قربانی : من از کسانی که دوستشان دارم بیشتر میترسم، زیرا تنها آنان هستند که میتوانند مرا برنجانند.
