art saved me
前往频道在 Telegram
242
订阅者
无数据24 小时
+17 天
+2130 天
帖子存档
242
من از او که دوستم دارد، میگریزم.
از تویی که دوستت دارم هم، میگریزم.
من از آغوشی که گرم است میترسم،
همان قدر که از آغوشی که نیست.
من از فاصلهای که هرروز بیشتر میشود، میترسم.
از نزدیک شدن تدریجی میترسم.
از خیالهایی که رویاهایم را میدزدند، میترسم.
از بیخیالی میترسم.
از دیدن دوباره چشمهایت میترسم.
از هرگز ندیدنشان میترسم.
