ar
Feedback
نجواهایِ شبانه

نجواهایِ شبانه

الذهاب إلى القناة على Telegram

دفترِ ذهنِ من در شب جایی برای فکرهای خام برای حس‌هایی که جا موندن

إظهار المزيد
422
المشتركون
-524 ساعات
-47 أيام
-530 أيام
أرشيف المشاركات
+3
دیوان عالی کشور حکم اعدام بنیامین نقدی، جوون 26 ساله‌ای که تو اعتراضات دی ماهِ شیراز رو یکی از مامورها بنزین ریخته و آتیشش زده بود رو تأیید کرد. @worldsmoments

کمال‌گرایی یه زندانه؛ زندانی که قفلش دست خودته. انقدر دنبال بی‌نقص بودن می‌دوی که آخرش حتی جرئتِ شروع کردن رو هم از خودت می‌گیری. هی منتظر «بهترین زمان» و «بهترین نتیجه» می‌مونی، اما زندگی منتظر کامل شدنِ هیچ‌کس نمی‌مونه. حقیقت اینه که یه قدمِ ناقص، از هزار فکرِ بی‌نقصی که هیچ‌وقت عملی نمی‌شن، ارزشمندتره.

Repost from N/a
This is part of life in Iran:

تولدت مبارک آیدای عزیز. لاله‌ی واژگون وطن🖤🌿
تولدت مبارک آیدای عزیز. لاله‌ی واژگون وطن🖤🌿

Fereshte.mp38.26 MB

Repost from دومنیکو
هیچوقت کنسرت نرفتم. خواننده‌های مورد علاقه‌ام یا مردن یا ایران نیستن.

پناهِ من، ورزشِ.

Repost from FOu!
پناهِ من، بغلِ توئه.

یه چیزی ته دلم سنگینی می‌کنه، انگار مدت‌هاست می‌خواد گفته بشه. آدمشم هست، که بشنوه، بفهمه، قضاوت نکنه. مشکل اینجاست که خودم نمی‌دونم از کجا شروع کنم یا چی باید بگم. حتی دقیق نمی‌دونم چی داره اذیتم می‌کنه که بخوام به زبون بیارمش. فقط می‌دونم یه چیزی هست… یه چیزی که نمی‌ذاره راحت باشم.

Repost from N/a
‏چه آدم هایی را به خاک سپردیم که بیشتر از ما لایق زندگی بودند.

سوختم..
سوختم..

Cheshme Man.mp35.15 MB

«حقیقت همیشه طعمش گسه، ولی تهش چاره‌ای نیست؛ مجبوری اون جام رو سر بکشی. چه به دلت بشینه و کامت رو شیرین کنه، چه تلخیش تا عمقِ وجودت نفوذ کنه.

Repost from 13:13
جوری شده که آدم می‌ترسه صبح اخبار رو چک کنه.

Repost from شُرود
بچه ها این دوتا پوستر به سه تا زبان درخواست کمک و همکاری کرده، کمتر از ده دقیقه وقت داریم هرجایی که میتونید نشر بدید لطفاً هی
+1
بچه ها این دوتا پوستر به سه تا زبان درخواست کمک و همکاری کرده، کمتر از ده دقیقه وقت داریم هرجایی که میتونید نشر بدید لطفاً هیچ توییتی بدون پوستر نمونه.

این مردم هر شب با ترس می‌خوابن، هر صبح با داغ تازه بیدار می‌شن.

برای آناهیتا آذرشب… خانومی که دیشب وسط جمعیت، فقط برای اینکه حکم اعدام چند ساعت عقب بیفته، ایستاد… و کشته شد. چه دل بزرگی می‌خواد که آدم جون خودش رو بذاره وسط تا شاید جون یکی دیگه نجات پیدا کنه. اسمش حالا فقط یک خبر نیست؛ یک زخم، یک فریاد، یک یادگاری از شجاعتی که خیلی‌ها حتی تصورش رو هم نمی‌تونن بکنن. روحش شاد و یادش جاودان🖤

حوالی چهار صبح برایم ترسناک شده، وقتی صدای اذان می‌پیچد. انگار هر اذان، خبر رفتن یک جوان است؛ یک آرزو خاموش می‌شود، یک خانه سیاه می‌شود.

شب برایم ترسناک شده… مخصوصاً حوالی چهار صبح، وقتی صدای اذان می‌پیچد. انگار هر اذان، خبر رفتن یک جوان است؛ یک آرزو خاموش می‌شود، یک خانه سیاه می‌شود.