ar
Feedback
چـکـامـهـ زار 🌘📜

چـکـامـهـ زار 🌘📜

الذهاب إلى القناة على Telegram

سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2

إظهار المزيد
451
المشتركون
-124 ساعات
+67 أيام
-730 أيام
أرشيف المشاركات
این پست را فور بزنید که این بار مروه یادگاری برای‌تان در نظر دارد.🌸💗🎀 (ظرفیت فقط هفت نفر اول)

باران که ببارد، دلتنگ خواهی شد، به خیابان خواهی رفت، قدم خواهی زد. باران که ببارد، کُنج کافه‌ای آشنا خواهی نشست، و انگشتانت را دور فنجان قهوه‌‌‌ی یخ‌کرده‌ات حلقه خواهی کرد. باران که ببارد، هر کجای دنیا هم که باشی، بخواهی یا نه، یاد چیزی خواهی افتاد. یاد روزی، دستی، نگاهی، کسی …

لحظاتی از زندگی ام را دارم می‌گذرانم که از طرفی می‌خواهم زمان بایستد و من ثابت بمانم در آن لحظات و اما از طرفی دیگر می‌خواهم این لحظات به سرعت نور بگذرند...!

محبوب من؛ اگر مى‌توانستم جاى گل صدايت را در گلدانى مى‌كاشتم.

گویی دل به سکوت حتی در برابر درد عادت کرده است، دیگر برای شادی نمی‌لرزد و برای غم نمی‌شکند، چهره‌اش مانند صفحه‌ای از آب در زمستانی طولانی یخ زده است، ضربان‌هایش غایب‌اند همان‌طور که خورشید از شهری که غروب آن را خسته کرده غایب می‌شود، سردی‌ای که در اعماق سکون دارد و درمانی ندارد، گویی احساسات برای همیشه خاموش شده‌اند، نه مرگ... بلکه آرامشی شبیه به فنا...

تا که آمدنم وقت یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن حالی حیرانم چطوری بیدارش کنم 😔😂

sticker.webp0.14 KB

گلو

sticker.webp0.13 KB

همه چیز درونم خسته است، قلبم دیگر آنچه بود نیست، شکننده شده مانند شیشه‌ای که با صدایی که هیچ‌کس نشنید شکست، لبخند می‌زنم انگار ترک‌ها به من درد نمی‌دهند، و تظاهر به قدرت می‌کنم در حالی که غم به آرامی دندان‌هایش را فرو می‌برد، از نزدیک شدن به چیزهای زیبا می‌ترسم، چرا که هر آنچه دوست داشتم رفت، و هر آنچه به آن تکیه کردم سقوط کرد، قلبی که زمانی پر از زندگی بود، اکنون فقط یک خرابه است که جز سکوت چیزی بلد نیست.

آدمی‌ست دیگر گاهی حتی با یک کلمه به هم می‌ریزد...

گاهی چنان بدم که مبادا ببینی‌ام...

آدم‌ها هرچی با همدیگر صمیمی‌تر می‌شوند، به همان نسبت پتانسیل شبیه به هم شدن‌شان بیشتر می‌شود. مثلاً یک دفعه به خودت میایی و می‌بینی خندیدن تان مثل هم است، نظرات و افکارتان مثل هم است، سلیقه‌های تان ن مثل هم است، و یک دفعه می‌بینی یک نفر شبیه خودت کنارت داری! همان‌قدر عزیز، همان‌قدر دوست‌داشتنی، همان‌قدر نزدیک ...

الحق...

در زندگی هر کدام از ما یک‌ وقت‌هایی هست که اسمش «وقت بودن است» اگر اون آدم زندگی‌مان وقتی که باید می‌بود نبود، دیگر نمی‌شود رویش حساب کرد! آن لحظه باید در احساساتت را رویش ببندی... بار تنهایی هایت، غم هایت، درد هایت را بگذاری روی دوش خودت...!

یاد گرفته بود برای همه مرز تعیین کند! و همین بود که او را نسبت به همه متمایز می‌کرد. #دوشیزه_سادات
یاد گرفته بود برای همه مرز تعیین کند! و همین بود که او را نسبت به همه متمایز می‌کرد. #دوشیزه_سادات

خنده ها گم شدند آرزو ها کمرنگ و ما ؛ تبدیل شدیم به کسی که قرار نبود باشیم.

خنده ها گم شدند آرزو ها کمرنگ و ما ؛ تبدیل شدیم به کسی که قرار نبود باشیم.

Repost from N/a
آن‌هایی را که ما را همان‌گونه که هستیم می‌پذیرند، و تلاش می‌کنند لبخندهایمان عمیق‌تر و آرامشمان طولانی‌تر باشد؛ همان‌هایی هستند که ماندگار می‌شوند:))∼

ای خیر بیبینه د کل کانال ها ریکت میمانه بیسارررر نیک آدم است