Herman¦حِرمآن
الذهاب إلى القناة على Telegram
"به امیدِ نور،حتی اگر دور" - 📬: https://t.me/SendHarfBot?start=63f069bc51f7
إظهار المزيد1 228
المشتركون
-124 ساعات
-217 أيام
-1730 أيام
أرشيف المشاركات
1 228
Repost from "دخترِ کتاب دوست"
"آدمهای عمیق،
کمتر حرف میزنند؛
امّا هر جملهشان
ردّی از فکر، تجربه و احساس دارد."
1 228
Repost from N/a
دلم میخواهد تمام غمهایت را نقاشی کنم و بعد آن تابلو را بسوزانم، چون هیچ تصویری از درد تو زیبا نیست، مگر آنکه به لبخند ختم شود، آن هم کنار من.
-ونگوگ.
1 228
Repost from فرکانس!
کیارستمی در یکی از نامههایش به همسرش مینویسد:
“باوجودی که خیلی بیحوصلهام
ولی در نامه نوشتن برای تو خیلی راحتم.”
به این فکر میکنم که تمام بهانهها برای همین است، برای پیدا کردن یکی که زورش از بیحوصلگی ما بیشتر باشد. یکی که همراهیاش و همصحبتیاش نیاز به حوصله نداشته باشد، یکی که حوصلهی آدم را هیچوقت سر نبرد. همهی داستان همین است.
1 228
Repost from عاڪف
آن یار کز او خانهٔ ما جایِ پَری بود
سر تا قدمش چون پَری از عیب بَری بود
دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش
بیچاره ندانست که یارش سفری بود
تنها نه ز رازِ دلِ من پرده برافتاد
تا بود فلک، شیوهٔ او پرده دری بود
منظورِ خردمندِ من آن ماه که او را
با حُسنِ ادب شیوهٔ صاحب نظری بود
از چنگِ مَنَش اختر بَدمِهر به در برد
آری چه کنم؟ دولتِ دورِ قمری بود
عُذری بِنِه ای دل، که تو درویشی و او را
در مملکتِ حُسن سَرِ تاجْوَری بود
اوقاتِ خوش آن بود که با دوست به سر رفت
باقی همه بیحاصلی و بیخبری بود
خوش بود لبِ آب و گل و سبزه و نسرین
افسوس که آن گنجِ روان رهگذری بود
خود را بکش ای بلبل از این رشک که گُل را
با بادِ صبا وقتِ سحر جلوه گری بود
هر گنجِ سعادت که خدا داد به حافظ
از یُمنِ دعایِ شب و وِردِ سَحَری بود
1 228
Repost from عاڪف
هی میگوید: آخرش چه میشود؟
آخرش دست خداست، بد نمیشود؛
این اوّل را که سپردند دست تو
درست انجام بده. آخرش دست
خداست؛ خوب میشود...
-حاجاسماعیلدولابی
1 228
Repost from N/a
و ۱۲۰ سال قبل،درچنین روزی فرمان مشروطه امضاشد. با تمام بالا پایین هایی که این جنبش یا بهتره بگیم انقلاب درطول عمر خودش داشت اما هنوز در حافظه اکثر ایرانیان باقی ست اگر به سرگذشت مشروطه و چگونگی شکل گیری ش علاقه دارید کتاب مشروطه ایرانی از ماشاالله آجودانی رو پیشنهاد میکنم🍀
1 228
Repost from پناهگاهِ حُسین..
همیشه تا ابد دارد دو حسرت بر دل شیعه
روایت های قال محسن و قال علی اصغر..
1 228
Repost from مُستَمیل
ای خوش آن دم که وصال تو میسّر گردد
چون نفَس، جانِ به لب آمدهام برگردد
_غنی کشمیری
1 228
Repost from مُستَمیل
آن کس که بدم گفت، بدی سیرت اوست
وان کس که مرا گفت نکو خود نیکوست
_شیخ بهایی
1 228
Repost from N/a
🌿و در نهایت
در جست و جوی تکیه گاهی
به خویش میرسی...
و زندگی بارها و بارها و بارها ،
تو را با " خودت " رو به رو خواهد کرد.
1 228
Repost from N/a
بسیار باید "اصیل" باشی
که رنج دیگران؛تو را غمگین
و
شادی آنها؛تو را خوشحال کند.
1 228
Repost from N/a
ای کاش با اشکهایم دریا میساختم ،
تا بدانی سالهاست که غرقت شدهام .
1 228
Repost from ᯽حُب᯽
- دیدن خوابِ آدمی که دلتنگشی . .
از دردناکترین اتفاقاتیه که میتونه بیوفته ')!
1 228
Repost from ᯽حُب᯽
گاهی از اوقات باید باید سکوت را پیشه کنی ؛ زیرا فقط خودت میدانی که شکست این سکوت چه تاوان و عواقبی برای تو خواهد داشت . .سکوت میکنی اما نَه به این خاطر اینکه سخنی نداری بر زبانت بیاوری ، در حالی که در حوالی اطرافت انبوهی از آدمک ها هستند که ظواهر های نگران به صورتک های خود زدهاند و مدام درباره دگرگونی حالت کنجکاوی میکنند . .
اما ، باید سکوت کنی ؛ باید بفهمانی که این سکوت انبوه انبوه از سخن هایی است که به زبان آوردن آنان سخت است .
مگر چگونه است که تمام سختی ها و پستی ها در تعدادی از کلمات خلاصه کرد؟ و فرد متقابل را متحول کرد؟ شاید آدمک ها بعد از شنیدن سخن هایی که از زبان من می آید چَشمان آنها تار بشود و قطره اشک سِمجی ببارد از چَشمان آنها . .
اما ترحم آنها و ظواهر های ناراحت آنها تسکینی برای درد های ناگفته نبود و نخواهد بود .
-نوشته
1 228
Repost from N/a
همان وقتی که در مشایه خوابم برد روی خاک
دلم آن خواب را میخواهد آن رویای بی تکرار..
