ar
Feedback
سرندیپیتی🪄

سرندیپیتی🪄

الذهاب إلى القناة على Telegram

serendipity به معنیِ اتفاقِ خوبِ غیرمنتظره! فاطمه ام خانوم معلمی که تو مسیر پزشکیه ۴/۱۴ از شیرازِ زیبا🍊

إظهار المزيد
إيران144 506الفئة غير محددة
284
المشتركون
-224 ساعات
-127 أيام
-1430 أيام
أرشيف المشاركات
حس مفید بودن دارم به عنوان دکتر کلی دوخت و دوز کردم

بچه های کاروان تاولاشونو دادن براشون دوخت و‌ دوز کنم. گفتن دکتری بیا یه چیزی یاد بگیر.

رسیدم کربلا الحمدلله
رسیدم کربلا الحمدلله

دوستِ ساری اینا خطاب ب اون نیست😔😂

مثلا بنتی هدی مریم و به ویژه سارینای خوجکلمممم

بنده عهد میبندم زین پس فقط با دوستای خوجکل موجکلم میرم سفر. نه کاروان نه خانواده نه هیچی

ساعت ۵:۳۰ عه و من ناشتا اومدم آمپول بزنم…

انقد حالم بده که رفتم دکتر تاولمو پانسمان کنه آقای دکتر گفت دخترم حالت خوبه؟ گفتم نه گفت بعدش بیا برات سرم بزنم

رفته بودم سرویس یه خانومی که دیابتی بود قندش افتاد صاف افتاد کف دسشویی اونم با چشمای باز و صورت رنگ پریده خیلی دارک بود💘

دیشب ساعت ۲ کربلا رو زدن( پسر لبنانیه داشت میگفت ۵ کیلومتری، نمیدونم ۵ کیلومتری حرم منظورش بود یا ۵ کیلومتری ما) اگه جدی جدی بر نگشتم حلال کنید.

تا امروز فکر میکردم خیلی نابالغ و نپخته ام بعد که یه یارویی رو دیدم متوجه شدم نه بابا نابالغ بودن یه لول دیگه ست.

یه طومار نوشتم براش فرستادم که دلم خنک شه بفهمه میفهمم نسبت بهم داره حسادت میکنه م حسادت و مقایسه اش دهنمو سرویس کرده. چند دقیقه بعد دلم نیومد دو طرفه پاک کردم فقط منتظرم سفر تموم شه برگردم خونه به حال خودم گریه کنم.

تو یکی از سخت ترین و پر چالش ترین سفرای زندگیمم و تا حالا هزار بار دندونامو ب هم ساییدم از حرص خوردن برا آدم نفهم.

از اول کار با یکی هم سفر شدیم که باهاش همگروهم و روانیم کرده جوری ازش متنفرم که نگاه کردن بهشم تموم وجودمو پر از نفرت میکنه.

خیر منظورم آدم بد سفره.

که ما نداریم. یو یوووو

همسفرِ خوب تموم ماجراست.

رفتیم با خادم موکب حرف زدیم درمورد بد رفتاری خادم دیشب هم صحبت کردیم خادمه خیلی دلش سوخت عذرخواهی کرد گفت شما ایرانیا رو سر ما جا دارین منم یه عکس از آقا بهش دادم گفتم ایران لبنان یمن عراق کلنا واحد