روزی روزگاری با دَبا🪷
الذهاب إلى القناة على Telegram
اینجا از خودم و هرچیزی که مربوط به منه صحبت میکنم:) https://t.me/studywithcats چنل درس خوندنمون:)))
إظهار المزيد631
المشتركون
+124 ساعات
-97 أيام
+430 أيام
أرشيف المشاركات
صبا هستم.
ملقب به دَبا :))))
۲۱ سالمه
اهواز زندگی میکنم
منتظرِ نتایجِ کنکورمم :)
یه حرکتایی قراره بزنم که بعدا میگم دربارهش
هرچی دوست دارین بپرسین🫶🏻
Repost from Déjà Vu | دژاوو
#زیستشناسی_سلولی_و_مولکولی
• یکم سادهتر و خودمونیتر :)
من از بچگی دوست داشتم دانشمند بشم. نصف کودکیام با مستندهای نجوم شبکهی چهار، کتابهای علمی نقاشیدار، پرسه زدن میان قفسههای کتابخانهها و سؤال پرسیدن از آدمبزرگها گذشت. بزرگترین قهرمان زندگیم بابام بود، و اون موقع فکر میکردم همهچیز دربارهی همهچیز رو میدونه. منم میخواستم بزرگ بشم و مثل بابام بشم: همهچیز دربارهی همهچیز رو بدونم!
دربارهی همهچیز سؤال میکردم و از جوابها به هیجان میاومدم؛ طبیعت، درختها، گلها، سیارهها، کهکشانها، بدن انسان، حیوانات، اتمها و مولکولها. شبها روی پشتبوم میرفتم و ساعتها ستارهها رو نگاه میکردم و تخیل میکردم؛ تخیل میکردم یک روز دانشمند بزرگی میشم و جهان رو نجات میدم. ذهن کودک من باور داشت که جهان رو میشه نجات داد.
بزرگتر شدم. دنیا خیلی عجیب شد. آدمها نمیدونستن دانشمند چیه! چیزهای عجیبوغریبی میپرسیدن.
"یعنی قراره چیکار کنی؟ پول توش هست؟ تو که باهوشی، چرا پزشک نمیشی؟ آمپول هم میزنی؟ نگفتی پول توش هست یا نه؟ ما رو رایگان ویزیت میکنی؟ عه آمپول نمیزنی؟ پس به چه دردی میخوره؟"
آدمبزرگها عجیب و ناامیدکننده بودن. میخواستن چیزایی که خودشون دوست دارن رو به من دوست بدارونن (!). خیلی زود یاد گرفتم چیزایی که دوست دارم رو توی دلم دوست داشته باشم. اما ذهنِ کودک من همیشه از یه چیزی میترسید: "نکنه منم یه روز مثل آدمبزرگها بشم و یادم بره دانشمند چیه؟"
دبیرستان عاشق زیست شدم.
عشق در نگاه اول بود.
بعدش کنکور دادم.
دنیا عجیبتر شد.
کنکور موجود نفهمی بود! نتونسته بود بفهمه چقدر زیست بلدم و چقدر عاشقشم. من بهش میگفتم بیا بهت همانندسازی دیانای رو توضیح بدم، میگفت نه باید بهم بگی "اگر پنجاه سانت دیانای داشته باشیم و سیوپنج بار تاش کنیم و دو بار دور خودمون بچرخونیم و روش فوت کنیم چندتا دیانای خواهیم داشت؟"
تا آخرش نفهمیدم چجوری باید خودم رو بفهمونم بهش. قلقاش هم دستم نیومد. رتبهام هم خوب نشد. برام مهم نبود زیاد. گذاشتم به نفهمی کنکور. هنوز دوست داشتم دانشمند بشم، و بدبختانه یا خوشبختانه آدمبزرگها هنوز هم نمیدونستن دانشمند چیه؛ اونایی هم که میدونستن، نمیخواستن بچهشون دانشمند بشه. در نتیجه، تونستم دانشگاه قبول بشم. دانشگاه خیلی خفنِ باکلاس هم نه حالا. یه دانشگاه غولآسای دوستداشتنی بالای کوه، توی تهران. راضی و خوشحال بودم، چون اسم دانشگاه خوشگل بود: علوم و تحقیقات. سالبالاییها میگفتن باید با وسایل کوهنوری بیاید و کفش خوب داشته باشید. فکر میکردیم شوخی میکنن، اما از هفتهی دوم ما هم وسایل کوهنوری خریدیم و کفش خوب.
دفترچهی انتخاب رشته رو به این ترتیب پر کرده بودم:
۱. بیوتکنولوژی ۲. زیست سلولی و مولکولی
۳. میکروبیولوژی ۴. زیست جانوری ۵. زیست گیاهی
دانشگاهِ اسمخوشگل، متأسفانه اولی رو ارائه نمیداد -که این در نوبهی خودش مایهی اعجابه- ولی دومی رو هم خیلی دوست داشتم خداروشکر. فرق زیادی نداشتن باهم.
اگر میتونستم به عقب برگردم و به اون کودکی که با خیره شدن به ستارهها تخیل میکرد یک چیزی بگم، میگفتم:
نترس و تخیل کن. بهت قول میدم قرار نیست یادت بره دانشمند چیه...
Repost from Déjà Vu | دژاوو
🧬معرفی رشتهی زیستشناسی سلولی و مولکولی
(بخش سوم)
• مسیرهای شغلی:
کارهایی که میشه در حوزهی زیست سلولی و مولکولی کرد بسیار گستردهست و با توجه به توسعه روز افزون تکنولوژی، احتمالاً در آینده رونق بیشتری هم خواهد داشت. اما متأسفانه در داخل کشور کملطفی شده به این رشته و بودجهی کمی برای پژوهش اختصاص داده شده. با این وجود، اگر خودتون زرنگ باشید و زیاد ورجه وورجه کنید و مثل سیاهیلشکرهایی که اومدن دانشگاه فقط مدرک بگیرن نباشید، همهجای جهان براتون کار هست. مسئلهی اصلی و اساسی اینجاست که رشتههای علوم پایه معمولاً مسیر از-پیش-تعیینشدهای ندارن و خودتون باید آستین بالا بزنید؛ اگر دانشگاه چیزی یاد نمیده، باید خودتون برید یاد بگیرید. اگر کار نیست، باید کارآفرین باشید. قرار نیست مثل یه بچهی خوب و مؤدب منتظر بمونید راه رو نشون بدن و شما هم بگید چشم. موفقیت در این رشته -مثل تمام رشتههای علمی دیگه- اولاً علاقهی بسیار زیاد به علم و ثانیاً دقت و تمرکز جدی میطلبه. پس آماده بیایید و سستعنصر نباشید!
۱. کار در آزمایشگاه و بیمارستان:
دانشجوی این رشته میتونه بسته به مهارتهایی که داره، در یکی از آزمایشگاههای ژنتیک، تشخیص طبی، پاتولوژی و پاتوبیولوژی کار کنه. در تمام مراکزی که آزمایشگاه دارن امکان کار هست؛ بیمارستانها، دانشگاهها، شرکتهای دارویی و دانشبنیان، مراکز علمی-پژوهشی و آزمایشگاههای خصوصی. اصولاً "کارشناس آزمایشگاه" باید ارشد باشه و "مسئول فنی آزمایشگاه" باید دکترا باشه. (البته من دو-سه نفر رو دیدم که در مقطع کارشناسی تونستن در آزمایشگاه استخدام بشن بخاطر مهارتها و رزومهی خوبشون.)
درآمد متوسط کار در آزمایشگاه در حال حاضر -تیر ۱۴۰۳- به طور میانگین از ماهی ۱۵ تا ۲۵ میلیون متغیره. با مقطع تحصیلی بالاتر، حقوق هم بالاتر میره؛ اما کلاً اگر دنبال کار علمی-پژوهشی جدی یا حقوق بالا با ساعت کاری کمتر هستید، احتمالاً براتون مناسب نباشه. (نظر شخصی بنده)
میزان درآمد و مهارتهای مورد نیاز رو خودتون از سایتهای کاریابی ببینید.
[لینک سایت جاب ویژن]
۲) تحقیق و پژوهش:
کشورهایی مثل آمریکا و کانادا سالانه ۴۰-۵۰ هزار دلار فاند میدن برای کار پژوهشی. (با دلار ۵۷ هزار تومنی میشه بالای ۲.۵ میلیارد در سال، که میشه ۲۰۰ میلیون در ماه.) یکی از دوستان من در دانشگاه مکگیلِ کانادا ارشد ژنتیک پزشکی میخونه؛ سالی ۴۴ هزار فاند بهش تعلق میگیره، که تقریباً نصفش میره واسه شهریهی دانشگاه. با نصفهی باقیمانده، هم خرج خورد و خوراک و تفریح رو میده، هم تونسته خونه اجاره کنه، و تازه میگه پسانداز هم میتونه بکنه. یعنی یک زندگی کاملاً استاندارد میتونی اونجا برای خودت دستوپا کنی.
۳) تأسیس استارتآپ و شرکتهای دانشبنیان:
در طولانیمدت بیشتر از تمام موقعیتهای شغلی این فهرست صرفهی اقتصادی داره؛ اما ایدهی اولیهی خوب، مهارت در رهبری و کار تیمی، ارتباطات اجتماعی گسترده، و مقداری هم سرمایهی مالی میطلبه. میتونید با ارائهی خدمات علمی یا تولید محصولات دانشبنیان، ثبت شرکت کنید و وارد صنعت و تجارت بشید. به عنوان نمونههای موفقی از همین شرکتهای بیوتکنولوژی، ژنتیک و داروسازی میشه از انستتیو پاستور، پژوهشگاه و کلینیک رویان، سیناژن، آریوژن و... نام برد. تا جایی که اطلاع دارم، شرکتهای دانشبنیان در ایران شامل مالیات نمیشن.
۴) بیوانفورماتیک و زیستشناسی محاسباتی:
بهطور کلی به توسعهٔ الگوریتمها، تکنیکهای تحلیل داده و شبیهسازی محاسباتی برای فهم سامانهها و روابط زیستی، زیستشناسی محاسباتی میگن. کارهای بیوانفورماتیکی و زیست محاسباتی از شاخههای بسیار مهم و آیندهدار این رشتهست. در خارج از ایران، درآمد خیلی خوبه داره؛ و به موازات اون انرژی ذهنی و توان فیزیکی خوبی رو هم میطلبه.
[اینجا دربارهاش بیشتر بخونید]
۵) تأسیس آزمایشگاه یا کلینیک:
هردوتا از کارهای پردرآمد این رشته هستن، اما سرمایهی مالی خوبی هم نیاز دارن. تأسیس آزمایشگاه نیازمند شماره نظام پزشکی از وزارت بهداشته، و فقط بعد از مقطع دکترا میسره؛ ارشد و دکتراتون رو هم باید زیر نظر وزارت بهداشت گذرونده باشید تا جایی که میدونم. اگر هدفتون برای تأسیس آزمایشگاه یا کلینیک ناباروری خیلی جدیه، تحصیل در رشتههای وزارت بهداشت مسیر امنتریه؛ مثلاً اگر علوم آزمایشگاهی خونده باشید، کارتون راحتتره تا زیست سلولی و مولکولی. کلینیک رو باید همراه با یک نفر که پزشکی عمومی خونده تأسیس کنید. کلاً یکسری دنگوفنگهای اداری داره که در روند کار دستتون میاد.
۶) پزشکی قانونی:
پزشک قانونی بر روی جسد کالبدشکافی انجام میده تا روش مرگ جسد از جمله خودکشی، قتل، تصادف یا طبیعی رو تعیین کنه. ژنتیکدان با انجام آزمایشات ژنتیکی از نمونههایی مثل مو، خون، پوست و بافت به این روند کمک میکنه.
Repost from Déjà Vu | دژاوو
🧬معرفی رشتهی زیستشناسی سلولی و مولکولی
(بخش دوم)
• رتبهی مورد نیاز در کنکور:
وضعیت کنکور و امتحانات نهایی هر سال دچار تغییر میشه و حقیقتاً سخته یک رتبه و تراز مشخص بگیم. احتمالاً از خود سازمان سنجش هم بپرسی، نمیتونه عدد دقیق بگه. اما طبق رتبههای دوستان و آشنایان در سالهای گذشته میتونم یک دید کلی بهتونم بدم. حواستون باشه اعدادی که میگم همه تخمینی و حدودی هستن و ممکنه برای وضعیت شما کاملاً فرق کنه.
از دانشگاه تهران شروع کنیم: سال ۱۴۰۲ با رتبهی ۵ هزار منطقهی دو و حدوداً ۳ هزار منطقهی سه و ۲ هزار منطقهی یک این رشته رو در دانشگاه تهران آوردن. برای سال ۱۴۰۱ سایت کانون رتبهی ۷ هزار برای منطقهی سه رو هم قابل قبول دونسته برای دانشگاه تهران.
دانشگاه شهید بهشتی: سال ۱۴۰۲ با ۹۵۰۰ منطقهی سه و حدوداً ۷ هزار منطقهی دو و ۴ هزار منطقهی یک این رشته رو در شهید بهشتی قبول شدن.
سال ۱۴۰۱ یکی از دوستان با رتبهی ۱۵ هزار منطقهی دو دانشگاه خوارزمی این رشته رو آورده. ظاهراً این سال، ورودی این رشته پایین بوده و رقابت کمتر شده.
دانشگاههای آزاد تهران طبعاً دستشون بازتره توی رتبه. بچههایی بودن که سال ۱۴۰۲ با رتبهی ۴۰ هزار منطقهی سه دانشگاه علوم و تحقیقات تهران قبول شدن.
جمعبندی: اگر زیر ۱۰ هزار منطقهی سه آوردید، میتونید امیدوار باشید که حداقل یکی از دانشگاههای دولتی تهران رو قبول میشید. برای منطقهی یک و دو هم طبعاً رتبهتون باید اندکی بهتر باشه.
• کنکور ارشد در ایران:
در مقطع ارشد دو نوع کنکور میتونید شرکت کنید: وزارت علوم و وزارت بهداشت. یعنی شما بخوای ژنتیک بخونی در ارشد، یا ارشد وزارت بهداشت رو میخونی که بهش میگن "ژنتیک پزشکی"، یا ارشد وزارت علوم رو میخونی که بهش میگن "ژنتیک مولکولی". یه گزینهی دیگه هم اینه که کلاً ژنتیک نخونی و چیزای دیگه بخونی، که الان میگم چیا میتونی.
آزمون وزارت بهداشت و وزارت علوم در دو زمان متفاوت و جداگانه برگزار میشن. اگر بخواهیم این دو کنکور رو مقایسه کنیم، بهطور کلی برای رشتههای علوم زیستی قبولی در کنکور بهداشت سختتره و سطح رقابت بالاتره؛ در این حد که ظرفیت ژنتیک پزشکی در سال ۱۴۰۱ در تمام دانشگاههای دولتی ایران ۴۶ نفر بوده، که حدود ۱۵تاشون رو دانشگاههای دولتی تهران میگرفتن. خودِ دانشگاه تهران ۲ نفر گرفته. مدرک وزارت بهداشت معتبرتره و استخدامی بعد از فارغالتحصیلی هم راحتتره. رشتههای زیر نظر وزارت بهداشت بهطور کلی بالینی و کلینیکی هستن و دانشجوهاشون واحدهای عملی بیشتری نسبت به تئوری دارن.
[لینک پست دفترچهی وزارت بهداشت در کانال]
رشتههای وزارت علوم عموماً پژوهشی هستن و واحدهای تئوری بیشتری دارن نسبت به عملی. در مقایسه با کنکور بهداشت، قبولی در کنکور وزارت علوم راحتتره و ظرفیت کلاسهاشون بالاست؛ همین مسئله کیفیت آموزش رو پایین آورده. کلاً وضعیت کنکور علوم شلم شورباست. با هر نوع کارشناسیای میتونی هر چی بخوای شرکت کنی؛ مثلاً تو مهندسی کامپیوتر خوندی و میتونی بری ژنتیک مولکولی بخونی.
اگر مقطع ارشد و دکترا رو در یکی از دانشگاههای زیر نظر وزارت بهداشت درس خونده باشید، بعد از مقطع دکترا شمارهی نظام پزشکی بهتون تعلق میگیره و میتونید کلینیک یا آزمایشگاه تأسیس کنید. البته تا جایی که اطلاع دارم، برای تأسیس کلينيک باید با یک نفر پزشک عمومی همراه باشید.
• گرایشهای پرمتقاضی در وزارت بهداشت:
• ژنتیك انسانی (ژنتیک پزشکی)
• ایمنیشناسی (ایمونولوژی)
• خونشناسی (ھماتولوژی)
• بیوشیمی بالینی
• بیوتکنولوژی پزشكی
• میكروبشناسی پزشكی
• ویروسشناسی پزشكی
• قارچ شناسی پزشكی
• انگلشناسی
• سمشناسی
• اپیدمیولوژی
• علوم تشریح
• فیزیولوژی
• گرایشهای پرمتقاضی در وزارت علوم:
• زیستشناسی سلولی و مولکولی
• ژنتیک مولکولی (مهندسی ژنتیک)
• میکروبیولوژی
• بیوتکنولوژی میکروبی
• بیوشیمی
• بیوفیزیک
• بیوتکنولوژی دریا
• بیوتكنولوژی صنعتی
• بیوتکنولوژی محیط زیست
• برخی از درسهای تخصصی در کارشناسی:
بیوشیمی ساختار، بیوشیمی متابولیسم، جانورشناسی، گیاهشناسی، زیستشناسی تکاملی، میکروبیولوژی، ایمنیشناسی، بیوفیزیک، مهندسی ژنتیک، بیوانفورماتیک و شبیهسازی مولکولی، سلولهای بنیادی، زیستشناسی سرطان، متون تخصصی زیستشناسی سلولی و مولکولی، چرخهی سلولی و مسیرهای پیامرسانی، زیستشناسی مولکولی پروکاریوتها و یوکاریوتها
- بعضی از این درسها واحد عملی (آزمایشگاه) دارن.
- برای اطلاعات بیشتر، دفترچهی برنامهی درسی رشته رو توی کانال گذاشتم. [لینک پست]
Repost from Déjà Vu | دژاوو
🧬معرفی رشتهی زیستشناسی سلولی و مولکولی
(بخش اول)
• کلیات:
اجازه بدید همین اول یک چیزی رو شفافسازی کنم: در حال حاضر ما رشتهای با عنوان ژنتیک در مقطع کارشناسی نداریم. تا سال ۹۷ این رشته به اسم ژنتیک شناخته میشد، اما بعدها در دفترچهی انتخاب رشته اسمش به زیستشناسی سلولی و مولکولی تغییر پیدا کرد و کار درستی بود؛ چون ژنتیک فقط یکی از زیرشاخههای این رشتهست و درسهای مهمی مثل بیوشیمی، بیوفیزیک، ایمونولوژی، بافتشناسی و زیست تکوینی هم داخل برنامهی درسی این رشته هست. با این وجود، هنوز در میان دانشجویان به اسمِ "ژنتیک" معروفه. (شایدم چون اسم اصلی گفتنش سخته!)
• زیستشناسی سلولی و مولکولی در حال حاضر یکی از مهمترین و پررشدترین حوزههای علوم زیستی محسوب میشه، که با دستاوردها و تکنولوژیهای نوین مثل مهندسی ژنتیک و ویرایش ژنی انقلابی در پزشکی، داروسازی، کشاورزی و صنایع غذایی بهپا کرده. تکنولوژی CRISPR که در سال ۲۰۲۰ جایزهی نوبل رو برای دانشمندانِ توسعهدهندهاش بههمراه آورد، از نقاط شکوفایی و اوج این علم بود.
[مطالعهی بیشتر کریسپر]
• این رشته بسته به گرایش شما در ارشد و دکترا، میتونه هم پژوهشی و هم درمانی باشه. یعنی هم زیرشاخهی علوم پزشکی و هم زیرشاخهی علوم تحقیقاتی محسوب میشه. دامنهی کار پژوهشی در این رشته بسیار وسیع و گستردهست. در حیطههایی مثل داروسازی، بیوشیمی، بیوفیزیک، مهندسی ژنتیک، سرطان، علوم اعصاب، علوم شناختی، بیماریهای ژنتیکی، پزشکی مولکولی، سمشناسی مولکولی و صدها موضوع دیگه پژوهش کرد.
• علت گسترده بودن محدودهی پژوهش هم اینه که رشتههای علوم پایه رشتهی مادر محسوب میشن و یهجورایی پایه و اساس تمام علوم تخصصی دیگه هستن. از طرف دیگه، ژنها بهطرز خارقالعادهای بخش اعظم شخصیت ما رو شکل میدن؛ جدا از تأثیرشون در فیزیولوژی و متابولیسم بدن، خصیصههای شخصیتی، ضریب هوشی، استعدادها، اختلالات روانی، انعطافپذیری مغزی و حتی در بعد وسیعتر فرهنگ یک جامعه رو تحت تأثیر قرار میدن.
• طبق آمار گرفته شده در سال ۲۰۲۴ از چند میلیون دانشجو، این رشته جزو ۱۰ رشتهی دشوار جهان شناخته شده. [منبع]
• امکان تحصیل در خارج از کشور با رشتههای پژوهشمحور بسیار بالاست و بورسیه و فاند خیلی خوبی هم به پژوهشگران این حیطهها تعلق میگیره. مخصوصاً زیست سلولی و مولکولی که یکی از مترقیترین و پرمتقاضیترین رشتهها در خارج از کشوره. من چند ماه پیش با استادی در آمریکا صحبت میکردم و از ایشون پرسیدم که وضعیت این رشته در آمریکا چطوره؛ گفت یکی از بهترین رشتهها رو داری میخونی و اگر روی رزومهات کار کنی احتمالش زیاده بتونی فول فاند بیای اینجا؛ حتی میتونی Direct Phd اپلای کنی اما موقعیتهای محدودتری داره. گفت همین الانش ما توی چندین پژوهش آدمِ کاربلد در ژنتیک لازم داریم و میتونیم با فاند بپذیریمش.
• خیلی از چیزهایی که برای مسیر شغلی و کنکور ارشد قراره بگم، برای تمام گروههای علوم زیستی -بیوتکنولوژی، میکروبیولوژی، زیست گیاهی و زیست جانوری- هم صدق میکنه. این رشتهها واحدهای درسی مشترک زیادی باهم دارن و مسیرهای شغلیشون هم شباهتهایی داره. بحث تفاوتهاشون مفصله.
من کلا ۳ جلسه سر کلاس رفتم ولی اطلاعاتی که دوستم فرستاد رو دوباره میفرستم🫶🏻
زیست شناسی سلولی مولکولی درساش دقیقا چجوریه؟ بازار کارش ؟ مهاجرتش؟
کدوم دانشگاه ها دارن؟
میشه لطفاً یکم درباره همه چیش توضیح بدی
تو انتخاب رشته به دردمون میخوره🫠💜بوس
