ar
Feedback
‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

قناة بسيطة

  ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦  ` ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .

إظهار المزيد
2 954
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-77 أيام
-2830 أيام
أرشيف المشاركات
کدومو بنویسم ( همشون گی عه )
Anonymous voting

یکی که تو رول رقابتی کارش خوبه و نژاد هارو بلده بیاد پی برای رول گروهی @Kiiliiian

تیگه هایی از رول میزاریم تو این چنل ، برای کسایی که میخوان بخونن تا قوی بشن @togetherstyle

یکی که تو رول رجز خونی و رقابتی ماهره بیاد پی وی @Kiiliiian

نظرتون درباره پسر چموش چیه؟

اونایی که دنبال نمونه رول برای حرفه ای تر شدن میگردن . تو این چنل ، بخش هایی از رولی که تو گپ میریم رو قرار میدین @togetherstyle

شاهد یه فمدام خوشگل هستیم

باتم یه مدل تازه وارد بود که به خاطر آژانس تاپ که باهاش قرارداد بسته بود طی یک سال به محبوبیت و شهرت بالایی رسید اون یه پسر چموش و لجباز بود که علاقه زیادی به فناش داشت و با همشون مخصوصا دخترا گرم میگرفت و خوش و بش مبکرد ولی این صمیمیت برای تاپ اصلا خوشایند نبود تاپ رئیس آژانس ، زن سن بالای جذاب و خوشتراشی بود که از همون اول ، باتم رو محدود کرده بود تا خیلی با همه لاس نزنه و تبدیل به لکه ننگی برای آژانس نشه و حواسش به مطبوعات باشه ، ولی باتم تمام نیتش برای نزدیک شدن به دخترا ، جلب توجه تاپ بود ، وقتی میفهمه تاپ هم توی دفترش با پسرای کوچیک تر از خودش رابطه داره ، با دستکاری دوربیناش و هک اون دوربینا ویدئو های رابطشو میدزده اون خودشو به زور و با زبون بازی به عمارت تاپ دعوت میکنه و بعد از کمی دلبری کردن ویدئو هارو به تاپ نشون میده و اونارو تبدیل میکنه به اهرم فشار ، تا تاپ راضی بشه یه شب این پسر چموشو تو تخت کنترل کنه ‌ ‌ ‌ t.me/PixieHalllow 〞#Straight
‌፥ 🥓 ˖ ##Femdom ,#Romance

‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ
+1
‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ

سبد توت فرنگی بدید بهش؟

خودم که عاشقش شدن

زیاادی صافت و نرم بود

تاپ و باتم درست در یک شب به باری رفته بودن، اونجا هر دو کمی بیش از حد نوشیدند و مست شده بودن، به طور اتفاقی اونها به هم برخورد کردن و بخاطر مستی باهم بیشار د بیشار صمیمی شدن. اون شب باتم همراه تاپ به خونه اش رفت و شب پرشوری باهم گذروندن، صبح وقتی تاپ بیدار شد تنها یک خاطرات مبهم و گنگی داخل سرش بود علاوه بر خونه ای که پر از رایحه ی زیبای امگا. تاپ مدت زیادی دنبال امگاش گشت و حتی شب های زیادی به امید برگشتن اون ، به همون بار میرفت و منتظرش میومد اما هیچ اثری از اون پسر پیدا نکرده بود. تاپ بعد از سه سال مجبور به سفر کاری ای به شهری دورتر میشه، اونجا درحالی که داشت سوار ماشینش میشد امگا رو با فرزند کوچیکی داخل بغلش میبینه، با دیدن باتم انگار مه خاطرات تاپ کنار میره و بلاخره چهره ی امگا رو یاداوری میکنه ، تاپ که تونسته بود بعد از مدت ها امگای شیرینش رو پیدا کنه بهش نزدیک میشه اما با هر قدم بیشتر و بیشتر متوجه ی این میشه که فرزند داخل بغل باتپ چقدر شبیه خودشه و این فکر که اون فرزند خودشه رو پررنگ تر میکرد. ‌ ‌ ‌ t.me/PixieHalllow 〞#Gay
‌፥ 🍒 ˖ #Omegavers ,#Soft

‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #Iliad ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ
+1
‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #Iliad ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ

یه پلیر برای رول رقابتی و شرور میخوایم بیایید پی رولتون قوی باشه @Kiiliiian

نژاد دارید و قدرت های خاص تو رول رقابتی قوی باشید ، جنگ و فایت نیست

یه پلیر برای رول ماورایی و رقابتی بیایید پی @Kiiliiian لطفا تو رول حرفه ای باشید وگرنه از رقبتون کم میارید