شکفتن در آفتاب
الذهاب إلى القناة على Telegram
3 445
المشتركون
+124 ساعات
+47 أيام
+4030 أيام
جاري تحميل البيانات...
القنوات المماثلة
سحابة العلامات
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
يوليو '26
يوليو '26
+78
في 6 قنوات
يونيو '26
+189
في 5 قنوات
Get PRO
مايو '26
+53
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+14
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '26
+22
في 2 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+364
في 31 قنوات
Get PRO
يناير '26
+48
في 7 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+175
في 30 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+201
في 27 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+179
في 19 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+108
في 19 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+193
في 58 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+245
في 58 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+140
في 13 قنوات
Get PRO
مايو '25
+110
في 13 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+187
في 32 قنوات
Get PRO
مارس '25
+204
في 20 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+254
في 35 قنوات
Get PRO
يناير '25
+341
في 28 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+196
في 15 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+106
في 8 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+145
في 15 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+207
في 21 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+213
في 14 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+221
في 20 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+226
في 7 قنوات
Get PRO
مايو '24
+546
في 23 قنوات
Get PRO
أبريل '240
في 5 قنوات
Get PRO
مارس '24
+27
في 5 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 24 يوليو | +4 | |||
| 23 يوليو | +2 | |||
| 22 يوليو | +3 | |||
| 21 يوليو | +1 | |||
| 20 يوليو | +2 | |||
| 19 يوليو | +2 | |||
| 18 يوليو | +1 | |||
| 17 يوليو | +8 | |||
| 16 يوليو | +4 | |||
| 15 يوليو | +8 | |||
| 14 يوليو | +10 | |||
| 13 يوليو | +1 | |||
| 12 يوليو | 0 | |||
| 11 يوليو | +2 | |||
| 10 يوليو | +4 | |||
| 09 يوليو | +1 | |||
| 08 يوليو | +6 | |||
| 07 يوليو | +2 | |||
| 06 يوليو | +1 | |||
| 05 يوليو | +4 | |||
| 04 يوليو | +5 | |||
| 03 يوليو | +2 | |||
| 02 يوليو | +3 | |||
| 01 يوليو | +2 |
منشورات القناة
| 2 | اصول ساختارشناسی و تأويل متون
با نگاهی به مثنوی معنوی
پنجاه و نهمين نشست مركز پژوهشی ميراث مكتوب با عنوان «اصول ساختارشناسی و تأويل متون با نگاهی به مثنوی معنوی» و با سخنراني دكتر سيد سلمان صفوی (انگلستان) و دكتر محمدحسین ساكت، روز دوشنبه ۱۵ مرداد ماه ۱۳۸۶ در اين مركز برگزار شد.
🔗 حامیان میراث مکتوب:
https://mirasmaktoob.net/hamian
🛍 فروشگاه میراث مکتوب:
🌐 https://mirasmaktoob.net | 100 |
| 3 | رو به معنی کوش ای صورتپرست
زآنکه معنی بر تن صورت پر است
همنشین اهل معنی باش تا
هم عطا یابی و هم باشی فنا
جان محرک بدن است و اوست که بدن را در کار میآورد و بر کار میدارد بدین مناسبت جان را بهمنزلهی بال و پر میگیرد زیرا مرغ، بدون پر از پرواز فرومیماند همچنین کمال و ارتقای صورت بهواسطهی جان و اوصاف روحانی است و اگر صورت مطلوب واقع شود برای آن است که معنی و صفتی در آن متجلی است فیالمثل اگر انسان غذا را طلب میکند بدان علت است که بدن را از ضعف و انحلال حفظ میکند و اگر لباس میپوشد بهجهت آن است که بدن را از گرما و سرما محفوظ میدارد و سایر چیزها را بر این دو، قیاس باید کرد پس بدن انسان هم خود مطلوب آفرینش و اجتماع نیست بلکه اوصاف اوست که بدو صفت مطلوبیت میبخشد و هرچه معنی بیشتر و قویتر این مطلوبیت فزونتر و مؤثرتر است آنگاه مولانا راه وصول بدین مقصد را نشان میدهد و آن به عقیدهی وی صحبت و همنشینی با اهل معنی و مردان کامل است، تأثیر مجالست امری محسوس است و ما در بحث از عقیدهی صوفیه دربارۀ ضرورت وجود پیر بدان اشارت کردهایم ولی مولانا صحبت را پایهی اصلی فقر و سلوک میشناسد و میان علم آموزی که طریق آن روایت و سماع است با درویشی و فقر آموزی فرق میگذارد، درویشی تحقق به اوصاف عالی و احوال قلبی است و آن به نقل و روایت حاصل نمیشود و راه آن صحبت و همگامی است، مقصود از یافتن عطا، حصول راهنمایی است بهوسیلهی مرد کامل و مراد از فتی بودن تحقق به اوصاف فتوت و نیل به کمال است. برای تأثیر صحبت، جع: مثنوی، ج ۵، ب ۱۰۶۲ به بعد. | 206 |
| 4 | 20120326115358-1146-20.pdf | 173 |
| 5 | مولوی خود جز به جاذبۀ عشق و محبت سخن نگفته؛ و مثنوی شریف مولود همین جاذبه است که محرک و کشندهاش دوست عارف دانشمند پاکدل او حسامالدین حسن چلبی بود؛ و بدین سبب مولانا با تفنن شاعرانه مثنوی خود را «حسامینامه» لقب داده است، در سرآغاز دفتر ششم میگوید
ای حیات دل حُسام الدین بسی/ میل میجوشد به قسم سادسی
گشت از جذب چو تو علامهیی/ در جهان گردان حُسامی نامهای
وقتی که آن بهار گلشن جان در حجاب غیبت به معراج حقایق رفته بود[۱] از گلزار طبع مولوی غنچهای نشکفت، و چنگ شعر مثنوی نغمۀ سازی نداشت؛ و چون از آن سفر روحانی آسمانی بازگشت و بزم صحبت ایشان گرم شد، باز نیروی خلاقۀ سخندانی مولوی به کار افتاد، و طبع زایندۀ نکتهآفرین او به جوش آمد و چنگ شعر مثنوی با ساز گردید
چون ضیاء الحق حُسام الدین عِنان/ بازگردانید ز اوج آسمان
چون به معراج حقایق رفته بود/ بیبهارش غُنچهها نشکفته بود[۲]
چون ز دریا سوی ساحل بازگشت/ چنگ شعر مثنوی با ساز گشت
بلبلی ز اینجا برفت و بازگشت/ بهر صید این معانی بازگشت
ساعد شه مَسکن این باز باد/ تا ابد بر خلق این در باز باد
***
ای ضیاء الحق حُسام الدین تویی/ که گذشت از مَه به نورت مثنوی
همت عالی تو ای مُرتَجی/ میکَشد این را، خدا داند کجا
گردن این مثنوی را بستهیی/ میکَشی آن سوی که دانستهیی
مثنوی پویان کَشَنده ناپدید/ ناپدید از جاهلی کش نیست دید
مثنوی را چون تو مبدا بودهای/ گر فزون گردد تواش افزودهیی
چون چنین خواهی خدا خواهد چنین/ حق برآرد آرزوی مُتقین
مثنوی از تو هزاران شکر داشت/ در دعا و شکر، کفها برفراشت
[۱] مشهور این است که غیبت حسامالدین که سبب فترت و تأخیر مثنوی گردید و در سرآغاز دفتر دوم بدان اشاره شده، واقعۀ وفات همسر او بوده است؛ اما من نمیتوانم گفتههای مولوی که «به معراج حقایق رفته بود» و «از اوج آسمان بازگشت» و امثال این تعبیرات را تنها بر آن امر سادۀ عادی حمل کنم؛ احتمال میدهم که مقصود دورۀ ریاضت و چلهنشینی و حالت جذبه و استغراق حسامالدین یاد و واقعۀ توأم باشد (رجوع شود به حواشی تفسیر مثنوی دز هوشربا ۳۱).
[۲] ناگفته بود: خ. | 201 |
| 6 | 1536639444-10116-10-11.pdf | 337 |
| 7 | نگاهی به شعر آیههای زمینی فروغ
تحت تأثیر قسمتهایی از «تورات» و «قرآن» که مربوط به سقوط و زوال انسان میشوند و تحت تأثیر دوزخِ دانته، دوزخی که در آن اجتماع عصر دانته، در هیئتی مسخ شده و وحشتناك، غرامت گناه و رذالت خود را میدهد، و تحت تأثیر ویرانِ الیوت که متأثر از دوزخ دانته و متأثر از فرهنگ رو به زوال غرب است فروغ فرخزاد زبان گویای اجتماعی میگردد که از انواع مختلف انحطاط و سقوط و فساد در ادوار گوناگون تاریخ و فرهنگ بشر به حد کافی سهم برده و گویی سقوط را به اوج رسانده و به تکرار تجربه انحطاط گردن نهاده است. از این رو آیههای زمینی اعتراف خرد کننده پیغمبری است که الهامش از زمین است و وحیهایش را فرشتههای ساقط و جنایتزده اجتماعی به او دیکته میکنند. آیههای زمینی يك اعتراف وحشتناك اجتماعی است، لمس واقعی و عینی رکود و انجماد و پستی و خیانت است و دستِ دخالتی است در الفتی که ما باسقوط و انحطاط پیدا کردهایم و زنگ خطر پرطنین و گوشخراشی است در وسط خوابی شوم در قلمرو بختکها، قلمروی که در آن مرثیه خواندن بر مرگ معصومیتها و صمیمیتها، در شمار جنایتهاست و هر لحظه از هر گوشه این جهان بختکی سر در میآورد و میگوید:
اشکت را پاک کن احمق و گرنه چشمت را کور خواهم کرد! در چنین دنیای وانفسای آیینهها که در آن خورشید مُرده است و همه چیز انعکاسی وارونه در آیینهها دارد و تمام فرازها فرود، و فرودها فراز جلوه داده میشوند شکار انسان ، از شکار حیوان تماشاییتر است و افتخار، استعارهای است برای جنایت، و حماقت از در و دیوار بالا میرود و اندیشه و ذکاوت در زیر پا مدفون گردیدهاست. موقعی که خاک مردگانش را نمیپذیرد، کسی به عشق و فتح که هیچ حتی به هیچ چیز نمیاندیشد، وقتی که فرهنگ طعمه موشها گردیدهاست و هالههای مقدس عیسی یا مریم عذرا، چترهای مشتعلی است برفراز سر دلقکان پست و اعصاب پیر و خسته انسانها از تصوری شهوتناک تیر میکشد و مردم با تمام معصومیتشان مبدل به جانیانی کوچک میگردند در چنین دنیای وانفسای وارونگیِ ارزشها و باژگونگی، تصاویر تخیل فرخ زاد، منتهای آینگی خود را نشان داده در سطحی بلند از واقعگرایی و حقیقتبینی، وضع اجتماعی انسان را همانطور که هست بیان کردهاست.
طلا در مس - رضا براهنی | 383 |
| 8 | 1649216918-10537-98-58.pdf | 323 |
| 9 | فروغ؛ اندیشندۀ دروننگر و عریانگو
آثار فروغ فرخزاد، از شعر گرفته تا داستان کوتاه، از نقد گرفته تا فیلم، با تمام تنوعشان چند ویژگی مشترک دارند و از چند الگوی یگانه پیروی میکنند. به عشق، اهمیت هنر، آزادی و مسئولیت فردی، جامعهای برابر برای زن و مرد، کرامت انسانی، احساس غربت و بیگانگی، دلهره و مرگاندیشی و ارتباط این چند دغدغه با یکدیگر میپردازند. فرخزاد یکی از شخصیتهای کلیدی قرن بیستم در ایران است. او دریچههای نوینی را در ادبیات فارسی گشود. مفهوم مألوفِ شاعر خوب را از انحصار مردان به در آورَد، زبان و ذهن و جسم و جان زنانه را به ادبیات فارسی پیوند زد و چهرۀ آن را برای همیشه عوض کرد. پا را از گلیم سنت فراتر گذاشت. در مقام منِ اندیشندۀ دروننگر و عریانگو، همصدا با بعضی از شناختهشدهترین متفکران عصر تجدد، بر اصالت و اعتبار احساسات و تجربیات فردی تأکید کرد. برای به دست آوردن فرصتی مبارزه کرد تا بتواند مالک بدن خود باشد، باورها و احساساتش را انتخاب و بیان کند، و نسبت به خودش و پیرامونش دیدگاهی انتقادآمیز داشته باشد.
فرزانه میلانی | 361 |
| 10 | در دوره دوم رصدخانه مراغه که چهار دهه به طول میانجامد، ابزار رصدی جدیدی به ابداع غازانخان، هفتمین ایلخان مغول، در رصدخانه مراغه ساخته شدند. غازان حاکمی دانشور بود و اصلاحاتی که او در ساختار سیاسی و اجتماعی ایران پس از ویرانگری اسلافش انجام داد، قابلتوجه بود. در این زمان، رویکرد جدیدی به ساخت ابزار رصدی وجود داشت که ناشی از میل به افزایش دقّت در دادههای تجربی حاصل از رصد بود: بهجای استفاده از قطعات قوسوار، از اجزایی بهشکل خطکشهای طویل مستقیم استفاده شد و ابزار عمدتاً سطح بنیادین مربّعیشکل داشتند. منجمّ معروف این دوران، شمسالدّین محمّد وابکنوی (از روستای وابکنوا در بخارا)، که در دربار غازان و اخلافش، الجایتو و ابوسعید، از حرمت برخوردار بود، همانند محییالدین، منجمّی مبرز و تراز اول در رصد بود (از گزارشهای رصدی او میتوان به کسوف حلقوی سال ۱۲۸۳ میلادی و قران سهگانه مشتری و زحل در ۱۳۰۴-۱۳۰۵ م. اشاره کرد). او نتایج دو زیج دوره اوّل رصدخانه مراغه را در بوته آزمایش گذارد. نتیجه اجتنابناپذیر این بود که زیج محییالدّین که مبتنیبر رصدهای جدید بود، نتایج دقیقتری به دست میداد. این موضوع بهویژه در قران سهگانه یادشده جلب توجه میکرد که زیج ایلخانی فقط قادر به پیشبینی نخستین قران بود.
از بعد تاریخ اجتماعی، رصدخانه مراغه نماد تبدیل نقمت به نعمت و استفاده از فرصت در سایه تعامل با فاتحان بیگانه بود. در این میان تأثیرات مثبت و ماندگار نقشی که سیاست و کیاست خواجه نصیر ایفا کرد، بسی بیش از کاستیهای علمی زیج ایلخانی است. فیالمثل، تصمیم او مبنیبر «اختصاص یکدهم عایدات وقف کل ممالک تحت سیطره ایلخانان به فعالیتهای علمی» میتواند الگوی مناسبی در سیاستهای امروز پیشرفت علمی ایران باشد.
آنگونهکه از ابنبطوطه در سفرنامه خویش یاد میکند، رصدخانه مراغه پس از حدود ۸۰ سال از آغاز فعالیتش ویرانهای بیش نبود. دانشگاه کمبریج در سال ۱۲۰۹ (حدود نیمقرن قبل از رصدخانه مراغه) تأسیس شد و در سال ۲۰۰۹، هشتصدمین سالگردش را جشن گرفت. دانستن چرایی این تفاوت شاید به ما کمک کند که نقشه راه بهتری برای شکوفایی آینده خویش در پیش گیریم. | 427 |
| 11 | حدود ۷۵۰ سال قبل سرزمین ایران دستخوش تجاوز مغولان شد. حجم تخریب و نابودی در توصیفات منابع دست اول تاریخی بر کسی پوشیده نیست. لیکن در همان روزگار صَعب، رصدخانه مراغه بهعنوان مهمترین نماد علمی جهان اسلام و ایران پا به عرصه گذارد. در عوامل دخیل در این امر، هم از علاقه مغولان به علوم دقیقه و منحصراً نجوم یاد میشود (مغولان رصدخانه دیگری نیز در قراقروم و نیز در چین بنا کردند) و هم از سیاست خواجه نصیرالدین طوسی که با تحریک آنان به این امر خدمت بزرگی به حفظ مواریث علمی گذشته و پربارتر شدنشان کرد.
رصدگاهها یا رصدخانهها در جهان اسلام سابقه طولانی داشتند. گاه در فضاهای حکومتی و با پشتوانه مالی حاکمان برپا میشدند (مانند رصدخانه شماسیه در بغداد و رصدخانه دمشق بر بالای تپهای که بهنام صومعهای در آنجا «تلّ ِدِیرِ مُرّان» نامیده میشد) یا در خانههای شخصی منجمّان (مانند خانواده بنوموسی، که در خانه خود در نزدیک پلی در بغداد رصد میکردند یا خانواده بنواماجور با اصالت ترکی که بر ایوان خانه خویش در بغداد، موسوم به «طارمه» رصد میکردند یا یک سده پس از آنان، ابنالأعلم، منجم شیعه که رصدهایش را بر سقف خانهاش در بغداد انجام داد). از آن رصدگاهها تنها نامی باقی مانده است. رصدخانه مراغه از معدود آثار برجایمانده از میراث علمی اسلام و ایران است که هم در منابع متنی، هم از حیث میراث مادّی و فیزیکی و هم در روایت شفاهی حضور دارد.
نتیجه عملی و ملموس رصدهای نجومی فراهم آوردن جداول ریاضی، مثلثاتی و نجومی همراه با دستوراتی برای نحوه استفاده از آنها بود. مجموعه این جداول «زیج» خوانده میشد، نامی برگرفته از «زیگ» پهلوی که گویا آن نیز مأخوذ از «تانترا»ی سانسکریت بود. جداول و دستورات زیج امکان محاسبات از سادهترین تبدیلات تاریخ در گاهشماریهای مختلف و تبدیلات نجوم کروی تا محاسبه مختصات سیّارات برای یک عرض جغرافیایی خاص و روز و ساعت مشخص را ممکن میساختند. (تا همین اواخر، پیش از عصر اطّلاعات، چنین جداول و دستورالمعلهایی منتشر میشد.) مهمترین بخش هر زیج تئوریهای کمّی حرکت سیّارات بود: پارامترهای بنیادین الگوی بطلیموسی (مشتمل بر پارامترهای «ساختاری»، مانند: طول دائرهالبروجی نقطه اوج مداری، خروج از مرکز و شعاع فلک تدویر و پارامترهای حرکتی، مشتمل بر مقدار میانگین حرکت روزانه یک سیاره در امتداد دائرهالبروج) تعیین و سپس جداول تعدیلات و حرکات براساس آنها محاسبه و تدوین میشد.
تاریخ رصدخانه مراغه به دو دوره مشخّص تقسیم میشود: در دوره نخست که با نخستین رصد تاریخدار در سهشنبه، ۱۷ اسفند ۶۴۰ هجری خورشیدی (۷ مارس ۱۲۶۲ م.)، به دست محییالدین المغربی (اسیر جنگی که مغولان از شام بهعنوان «مهمان هلاکو» به رصدخانه فرستاده بودند) آغاز میشود و با مرگ او در ۱۲۸۳م. پایان میگیرد. حاصل این دوره دو زیج بود: نخست، «زیج ایلخانی» که خواجه نصیرالدین طوسی بههمراه چهار دانشور دیگر تدوین کرد. این زیج در تئوریهای سیّارهای از مقادیری برای پارامترهای بنیادین استفاده کرد که سابقاً موجود بودند: تئوریهای خورشید و ماه از ابن یونس (مولّف زیج الحاکمی الکبیر، از مهمترین زیجهای دوره اسلامی) که ۲۵۰ سال پیش از خواجه در قاهره رصد میکرد؛ تئوریهای زهره و مشتری از ابنالأعلم؛ و تئوری سیّاره زحل از ابنالفًهّاد باکوئی شیروانی، منجمّی که یک سده قبل از رصدخانه مراغه در ناحیه شمالی ایالت آذربایجان ایران رصد میکرد و آخرین زیج او «زیج علائی» به زبان فارسی حاوی گزارشهای رصدی او در دهه ۱۱۶۰ میلادی است. در مقدّمه زیج ایلخانی، خواجه به اقتباس از ابن یونس و ابن الأعلم اشاره دارد، ولی از ابنالفهّاد نام نمیبرد.
زیج دوم، «ادوار الأنوار»، از محییالدین المغربی مبتنیبر مقادیر جدیدی بود که او براساس رصدهای خود در رصدخانه مراغه (از رصد پیشگفته در ۱۲۶۲ م. تا آخرین رصد در ۱۲۷۴ م.) محاسبه کرده بود. او رصدهای خویش، مشتمل بر هشت رصد خورشید، شش رصد ماه، رصد هشت ستاره پرنور، ۱۳ رصد برای سیّارات بیرونی و محاسبات انجامیافته براساس آنها را در رسالهای منحصربهفرد، بهنام «تلخیص المجسطی»، شرح داده است. نقل است که شعری از او بر ربع جداری، مهمترین ابزار رصدخانه که او تمام رصدهای خویش را با آن انجام داد، نقش بسته بود: أنا ربع دائره الفلک / طوبی لمن مثلی ملک / بی تدرک الاوقات حقا / و یقینا دون شکّ (= من ربع دایره فلکم / خوشا من که همچون فرشتهام / زمانها با من دقیق و صحیح اندازهگیری میشوند). | 352 |
| 12 | استاد بشر
[پژوهشهایی در زندگی، روزگار،
فلسفه و علم خواجه نصیرالدین طوسی]
در این مجموعه مقالاتی پیرامون زندگی، آثار و اندیشههای خواجه نصیرالدین طوسی، در زمینههای مختلف علمی، فلسفی، کلامی، تاریخی و … گرد آمده است. این مجموعه در واقع گوشهای از پژوهشهایی است که در بیش از یک قرن درباره خواجه نصیرالدین طوسی انجام شده است. برخی از این مقالات از لحاظ تاریخی اهمیت دارند، و برخی دیگر نیز تحقیقات و پژوهشهای جدیدی است که به قلم شماری از اندیشهمندان ایرانی و خارجی به رشتة تحریر درآمده است و یا به درخواست ویراستاران برای درج در این مجموعه تألیف شده است.
مشاهده و خرید کتاب
🔗 حامیان میراث مکتوب:
https://mirasmaktoob.net/hamian
🛍 فروشگاه میراث مکتوب:
🌐 https://mirasmaktoob.net | 293 |
| 13 | این اثر سنت اخلاقی اسلامی برگرفته از فلسفه یونان را در اختیار خوانندگان فارسی قرار داد، اما اکنون مطالب قرآنی را در کنار نظرات افلاطون و ارسطو گنجانده است. عدل به صراحت به مثابه فضیلت والایی که در هر سه قسمت کتاب جریان دارد، مطرح میشود و تلویحاً آن را با کلام شیعی و اولویتی که در دومی به عدالت در میان صفات الهی داده شده، پیوند میدهد.
طوسی در طول زندگی خود نویسنده ای پرکار در ریاضیات و علوم طبیعی بود و در مثلثات، ریاضیات و ستاره شناسی پیشرفت هایی داشت. این جنبه از تلاش فکری او در نهایت با تأسیس رصدخانه مراغه به ثمر نشست. نتیجه مشاهدات و محاسبات نجومی که در آنجا انجام شد، جداول معروف زیج ایلخانی (به فارسی، اما به عربی ترجمه شده) بود. راه اندازی رصدخانه و نهادینه شدن علوم عقلی، تقاضای سرفصل های درسی را ایجاد کرد و طوسی خود مؤلف تعدادی تجدید (تحریر) متون علمی و نیز تلخیص و تلخیص متون کلامی، منطقی و فلسفی بود که به وضوح قصد داشت این نیاز آموزشی را تأمین کند. تأثیر ماندگار طوسی را میتوان در در علوم عقلی در شرق اسلامی به وضوح مشاهده کرد. | 363 |
| 14 | طوسی در اوایل زندگی خود معتقد بود که باید عقل توسط یک ضامن غیرعقلی (یا فراعقلی) پشتیبانی شود، گرایش او به تشیع اثنی عشری، با آموزه امام غایب و غیرقابل دسترس، نشان دهنده قوت فزاینده در اعتقاد او به توانایی عقل است. تغییرات فرقهای او باعث بحثهای زیادی در مورد وفاداریهای اعتقادی واقعی او شده است، اما در طول زندگی او یک رشته فلسفی ثابت وجود دارد که ویژگی اصلی آن دفاع، بازسازی و بسط روش و نظریههای ابن سینا بود. از طریق تفاسیر او در متون، تفاسیر و ردیهها است که نسلهای بعدی در شرق اسلامی به فهم خود از ابن سینا نزدیک شدهاند. آثار او به عنوان یک نویسنده به دو زبان عربی و فارسی، به منطق، متافیزیک، اخلاق، ریاضیات و نجوم کمک بسیاری کرد. منطق، متافیزیک و الهیات سهم اصلی طوسی در منطق «اساس الاقتباس» (زمینه کسب دانش) است که در دوره اسماعیلی نوشته شده است. انگیزه خواجه نصیر از تألیف این کتاب چنانکه در مقدمه آورده است، ارائه اثری فنی و تحقیقی و جامع در علم منطق بوده که هم آموختههای او را از دیگران در برگیرد و هم بر آراء و اندیشههای شخصی او در این علم مشتمل باشد. پس از منطق شفا و شرح ابن رشد بر منطق ارسطو، کتابی به جامعیت اساس الاقتباس تألیف نشده است. همچنین این اثر به دلیل در برداشتن محاسن کتب پیشین و محاسنی که مؤلف به آن افزوده است، بینظیر است. همچنین عمدهترین متنی که شهرت طوسی به عنوان مفسر فلسفه ابن سینا بر آن استوار است، شرح او بر کتاب الاشارات است که در اواخر اقامتش نزد اسماعیلیان نوشته شده است. کار طوسی پاسخی به تفسیر فخرالدین رازی بر همین متن بود. خواجه نصیر الدین طوسی، در مقدمه کتاب، غرض خود را از تالیف چنین شرحی، پاسخ به درخواست بعضی از دوستانش میداند که با دیدن شرح فخر رازی بر اشارات، متوجه گردیدهاند که در واقع جرح است نه شرح، فلذا از خواجه خواستهاند تا با شرح و توضیح مقاصد شیخ الرئیس، از ارزش و منزلت کتاب اشارات دفاع نماید. این شرح، هم به لحاظ علمی و هم به لحاظ شهرت و وثاقت در جایگاه ویژهای قرار دارد؛ از این رو قطب الدین رازی، این شرح را شرح کرده است و در ضمن آن، به اشکالات فخر رازی، پاسخ داده است و در واقع شرح وی، قضاوتی است بین شرح خواجه و شرح فخر رازی. کتاب، در سه بخش عمده منطق، طبیعیّات و ما بعد الطبیعه تدوین شده است. خواجه نصیر الدین طوسی در آغاز شرح خود در مورد شرح الإشارات و التنبیهات (الفخر الرازی) میگوید: «فخر رازی، با وجود اینکه شرح خوبی نوشته، ولی در رد صاحب کتاب راه مبالغه را پیموده است و در نقض قواعد او پای را از حد اعتدال فراتر نهاده به طوری که کوششهای او جز قدح بر ابن سینا به بار نیاورده است». طوسی خدمات متعددی در زمینه الهیات متافیزیکی انجام داد. اولین تلاش در این باره، بیان الهیات قیامت اسماعیلی در روضه التسلیم (باغ تسلیم) بود، اما نتیجه ماندگارتر اثر دوازده امامی بعدی او، تجرید الکلام (چکیده الهیات) بود. اخلاق، ریاضیات و علوم طبیعی. دو اثر اصلی در منظومه اخلاقی طوسی وجود دارد؛ اخلاق محتشمی (اخلاق محتشمی) و اخلاق نصیری (اخلاق ناصری) که هر دو به زبان فارسی نوشته شده اند. اولین کتاب به دستور حاکم اسماعیلی (محتشم) قهستان که طرح کلی را ارائه کرد و مفاد آن را تأیید کرد، اما طوسی را به دلیل نیاز به وظایف سیاسی خود، به انجام کار اصلی دعوت کرد. این اثر یک کتابچه راهنمای احکام اخلاقی است که با نقل قولهایی از قرآن، امامان شیعه و منابع یونانی به وفور نشان داده شده است. «اخلاق نصیری» که نخستین «نسخه» آن به ناصرالدین اختصاص داشت، به عنوان یک اثر اخلاقی فلسفی تنظیم شده است. تقسیمات آن به سه بخش – اخلاق (اخلاق)، اقتصاد داخلی (تدبیر منزل)، سیاست (سیاسات المدون) – الگوی آثار بعدی در مورد فلسفه عملی در سنت اسلامی است. بخش اول اخلاق از تهذیب الاخلاق ابن مسکویه الگوبرداری شده است که این اثر در ابتدا صرفاً ترجمه فارسی آن بوده است. با این حال، طوسی هم در مبحث ابتدایی در باب اصول، که عمدتاً به بررسی نظری روانشناسی (نفس) میپردازد، و هم در پرداخت بعدی او به شخصیت و فضایل، ابن مسکویه را بسط میدهد. منابع بخش دوم درباره اقتصاد داخلی، ترجمه عربی Oikonomikos بریسون و متنی از ابن سینا، کتاب السیاسة او (کتاب سیاست) است، در حالی که بخش سوم، در مورد سیاست، به کتاب السیاسة المدنیة فارابی باز می گردد. بخش آخر شامل بخش مهمی از فضیلت عشق (مهابه) به عنوان مقوم جوامع است. پس از پیوستن طوسی به هلاکو، او مقدمه و خاتمه این اثر را تغییر داد و ستایش قبلی خود از رهبری اسماعیلی را به عنوان محصول ضرورت توجیه کرد. علاوه بر این، او افزود که این کاملاً یک اثر فلسفی است که از اختلافات فرقهای فراتر رفته و در دسترس همگان است. | 327 |
| 15 | خواجه نصیرالدین طوسی مشهورترین عالم قرن سیزدهم در سرزمینهای اسلامی بود. توماس آکویناس و راجر بیکن از معاصران او در غرب بودند. مجموعه تالیفات طوسی در حدود ۱۶۵ عنوان در نجوم، اخلاق، تاریخ، فقه، منطق، ریاضیات، طب، فلسفه، کلام، شعر و علوم عامه است. طوسی در سال ۱۲۰۱ در طوس به دنیا آمد و در سال ۱۲۷۴ در بغداد درگذشت. از دوران کودکی و تحصیلات اولیه او، به جز آنچه در زندگی نامه خود، «سیر و سلوک» مینویسد، اطلاعات بسیار کمی در دست است. او در یک خانواده شیعه اثنی عشری به دنیا آمد و پدرش را در جوانی از دست داد. برای برآوردن آرزوی پدر، علم و دانش را بسیار جدی گرفت و برای شرکت در جلسات درس علمای نامی و کسب دانشی که مردم را به سعادت آخرت رهنمون میسازد، سفرهای دور و درازی کرد. طوسی در جوانی ریاضیات را نزد کمال الدین حسیب آموخت. در نیشابور با فریدالدین عطار، استاد افسانهای صوفی که بعداً به دست مهاجمان مغول کشته شد، ملاقات کرد و در سخنرانیهای قطبالدین مصری و فریدالدین داماد شرکت کرد. در موصل ریاضیات و نجوم را نزد کمال الدین یونس (متوفی ۱۲۴۲) آموخت. بعدها با قیصری داماد ابن عربی مکاتبه کرد و به نظر می رسد که عرفان آن گونه که استادان صوفی زمان او تبلیغ می کردند برای او جذاب نبوده و به محض فرصت کتابچهای کوچک درباره تصوف فلسفی خود با عنوان اوصاف الاشراف تألیف کرد. توانایی و استعداد او در یادگیری، طوسی را قادر ساخت که در یک دوره نسبتاً کوتاه بر تعدادی از رشتهها تسلط یابد. به نظر میرسد طوسی در زمانی که اولویتهای آموزشی به علوم دینی گرایش داشت، به ویژه در خانواده خود که با روحانیت شیعه اثنی عشری در ارتباط بودند، به ریاضیات، نجوم و علوم عقلی علاقه زیادی نشان داده بود. طوسی در بیست و دو سالگی یا چندی بعد به دربار نصیرالدین محتشم، والی اسماعیلی قهستان در شمال شرق ایران پیوست و در آنجا به عنوان نوآموز (مستجیب) در جامعه اسماعیلیان پذیرفته شد. نشانه رابطه شخصی نزدیک با خانواده محتشم را میتوان در تقدیم تعدادی از آثار علمی او مانند اخلاق نصیری و اخلاق محتشمی به خود ناصر الدین و رساله معینیه به پسرش معین الدین مشاهده کرد.
رشد فکری طوسی چگونه رقم خورد؟
رشد فکری طوسی را نمیتوان از زندگی خودش و حمله مغول به شرق اسلامی جدا کرد. طوسی از زمان تولد در طوس در خراسان در شمال غربی ایران در هجری قمری ۵۹۷/۱۲۰۱ تا اواسط یا اواخر دهه بیست در محیط شیعی دوازده امامی در خانوادهای زندگی میکرد که به گفته خودش ایدهی یادگیری، تحصیل احکام دینی بود و رفتارشان با عمل آن سنجیده میشد. با این حال، پدر فقیه او به اندازهای وسعت فکر داشت که او را فراتر از مطالعات مکتبی به علوم فلسفی و طبیعی تشویق میکرد و با عقاید مکاتب و مذاهب دیگر آشنا میشد. طوسی برای تحصیل فلسفه به نیشابور نزدیک شد و در آنجا توسط دانشمندی که نسب تدریس او به ابن سینا میرسید، تدریس کرد. همانطور که خود طوسی بعداً نوشت، در اوایل کارش متقاعد نشده بود که عقل بتواند به سؤالات متافیزیکی نهایی پاسخ دهد، زیرا از این طریق در حال جستجو در ریشههای خودش است، چیزی که از آن ناتوان است. شاید برای رهایی از سردرگمی و احتمالاً در نتیجه پیوندهای فرقهای، به اسماعیلیه که تحت تأثیر گمانه زنیهای نوافلاطونی متفکران اسماعیلی در قرن سوم و چهارم هجری (قرن نهم و دهم پس از میلاد) قرار گرفته بود، روی آورد. طوسی از اواخر دهه بیست یا اوایل سی سالگی در خدمت رهبران محلی اسماعیلیان شمال ایران بود و تعدادی آثار کلامی و فلسفی برای آنها به دو زبان فارسی و عربی نوشت و مشارکت خود را در احیای عمده فلسفه مشاء در شرق سرزمین های اسلامی آغاز کرد. با حمله مغول به ایران در اواسط قرن سیزدهم، سنگرهای اسماعیلیان ویران شد و طوسی خود را درگیر مذاکراتی دید که منجر به تسلیم استاد اعظم اسماعیلی به مهاجمان شد. فاتح مغول، هلاکو از تلاشهای او قدردانی کرد و او را به عنوان مشاور انتخاب کرد. بعدها طوسی مسئول موقوفات و امور دینی شد. هلاکو همچنین رصدخانه و کتابخانه بزرگ مراغه را برای طوسی ساخته بود، جایی که او گروهی از دانشمندان و ریاضیدانان را از دوردست چین رهبری می کرد. روشن است که منابع عظیمی برای این پروژه در اختیار او گذاشته شد، جایی که آموزش و مطالعه فلسفه با علوم دقیق همراه بود. پایان دوره اسماعیلیه خود نیز نشانه چرخش (یا بازگشت) طوسی به تشیع اثنی عشری بود و آخرین دوره زندگی او نه تنها شاهد خروجی چشمگیر آثار علمی بود، بلکه بازنگری کلام امامیه در اصطلاحات فلسفی بود. طوسی در سال ۶۷۲ ق ۱۲۷۴ در بغداد در همان سال توماس آکویناس درگذشت. او را طبق آخرین وصیت خود در کنار مرقد امام هفتم دوازده امامی موسی بن جعفر در کاظمین خارج از بغداد به خاک سپردند. از برجسته ترین شاگردان او میتوان به فیلسوف قطب الدین شیرازی و فقیه و متکلم امامیه، علامه حلی اشاره کرد. | 309 |
| 16 | محبّت پدر و فرزند
خواجه نصیرالدین توسی در کتاب اخلاق ناصری محبت را در نوع انسان دو گونه میداند: محبت طبیعی و محبتِ ارادی. وی در باب محبتِ طبیعی، محبت مادر به فرزند را مثال میزند و معتقد است اگر این نوع محبت در ذات و فطرت مادر نبود به پرورش و تربیت فرزند اقدام نمیکرد و بقای نوع انسان غیرممکن بود. اما محبت ارادی در نظر خواجه محبتی است که بنای آن بر کسب لذّت، نفع و خیر است.
خواجه نصیر محبت پدر بر فرزند را نیز محبتی طبیعی و ذاتی میداند و بر این عقیده است که پدر، فرزند را همنفس خود میداند و او را نسخهای میپندارد که طبیعت از صورت او برگرفته است و به همین دلیل پدر هر کمالی که برای خود میخواهد برای فرزند نیز میخواهد و هر خیر و سعادتی که برای خودش به دست نیامده، همّت بر آن میگمارد که برای فرزند حاصل شود. پدر خود را سببِ وجود فرزند میداند و محبّت او به فرزند همراه با تربیت و رشد فرزند بیشتر میشود. پدر فرزند را آیینۀ آمال خود میداند و با وجود او به بقای صورت خود پس از مرگ اطمینان دارد.
در باب محبتّ فرزند به پدر، خواجۀ توس معتقد است که محبت فرزند به پدر از محبتِ پدر به فرزند، ناقصتر و قاصرتر است. زیرا او تا بر وجود خود و وجودِ سببِ خود آگاهی نیابد و روزگاری از منافع او بهرهمند نشود، محبتِ پدر را اکتساب نمیکند و تا زمانی که به تعقّل و تمییز نرسد، به بزرگداشت مقامِ پدر اقدام نمیکند. به همین سبب است که فرزندان را به احسانِ به والدین سفارش کردهاند ولی والدین را به احسانِ به فرزندان توصیه نکردهاند.
خواجه نصیر حقوق پدر را روحانیتر و حقوق مادر را جسمانیتر می داند. او بر این باور است که آگاهی فرزندان بر حقوق پدر و محبت به او بعد از رسیدن به مرحلۀ تعقّل حاصل میشود؛ اما فرزندان از همان اوّلِ احساس به مادران میل میکنند. به همین خاطر ادای حقوقِ پدران بیشتر باید به صورتِ بذلِ طاعت و ذکرِ خیر و دعا و ثنا که روحانیتر است باشد و ادای حقوق مادران به بذلِ مال و فراهم کردنِ اسبابِ زندگی و انواع نیکیهای جسمانی است.
احمدرضا نادری | 4 |
| 17 | 1652167278-10556-99-40.pdf | 366 |
| 18 | خواجه نصیر و زبان فارسی
یکی از مهمترین کارهای خواجه نصیرالدین طوسی که کمتر به آن دقت میشود ترویج زبان فارسی است. وی با بیان اینکه تمام علوم مطرح در زمان خواجه به زبان عربی بوده است و خواجه در تمام این علوم اقدام به نوشتن رسالهای به زبان فارسی کرده است، معنای این کار را احیای علم در زبان فارسی دانست. خواجه نصیرالدین طوسی اغلب کتب خود را در علومی مانند ریاضیات، هندسه، نجوم، فلک شناسی، عرفان و فلسفه… به زبان فارسی نوشته است. مثلاً در منطق کتاب اساس الاقتباس را نوشته است که شبیه یک دوره منطق شفاست و تفاوت آن این هست که به زبان فارسی است. همچنین کتاب اوصافالاشراف در عرفان، اخلاق ناصری در سیاست و اخلاق هم به زبان فارسی است و غیر از آن ده ها رساله کوچک و بزرگ دیگر در علوم مختلف توسط وی به زبان فارسی نوشته شده است. به نظر می رسد که خواجه نصیرالدین تعمداً در زمانه خاص خود در دوره هلاکوخان و مغولها خواسته است که بیشتر آثار خود را به زبان فارسی بنویسید. البته وی کتبی به زبان عربی مانند شرح اشارات ابن سینا هم دارد ولی تعمد وی در نوشتن آثار علمی به زبان فارسی قابل توجه است که آن هم در دوره ای انجام شده است که زبان علم، عربی بود. نسل کنونی کشور باید به این کار خواجه نصیرالدین طوسی توجه نماید و آن را دامه دهد چرا که وی علوم را وارد زبان فارسی کرد و زبان فارسی را از زبان محاوره ای و بازار به حوزه علوم کشاند که کار خیلی سختی است. بعد از وی هم امثال بابا افضل کاشانی روش وی را ادامه دادند ولی خواجه به عنوان نماینده تفکر ابن سینا، نقش اصلی را در این زمینه ایفا کرده است و قبل از وی، فارسی نویسی در علم، خیلی رواج نداشته است. البه ابن سینا این کار را شروع کرده بود ولی توسعه آن توسط خواجه نصیر انجام شد. وی با بیان اینکه متأسفانه برخی از شاگردان خواجه متوجه هدف خواجه از فارسینویسی در علم نشده بودند و آثار وی به زبان فارسی را دوباره به زبان عربی ترجمه می کردند. به دلیل گستردگی بیشتر زبان فارسی از لحاظ جغرافیایی و جمعیتی در ایران بزرگ، بدین ترتیب خواجه توانست کاری کند که علوم مختلف در تمدن اسلامی در گستره بیشتری منتشر شود. خواجه با نوشتن رساله های متعدد در حوزه منطق و فلسفه توانست مبانی معارف دینی را استدلالی کند و با کتبی مانند تجریدالاعتقاد روش تفکر دینی را توسعه داد و بتفکر در توحید، نبوت و امامت و… را تقویت نمود که تا قبل از وی این امر، جدی نبود. خواجه نصیرالدین طوسی با پاسخ به انتقادات شدید فخر رازی به کتاب اشارات ابن سینا که اخرین کتاب ابن سینا بوده است، از فلسفه ابن سینا دفاع کرد و به نوعی فلسفه ابن سینا را زنده کرد. | 393 |
| 19 | تاريخ علم، منطق و فلسفه
در آثار خواجه نصيرالدین طوسی
در پنجاه و چهارمین نشست از سلسله نشستهای مرکز پژوهشی میراث مکتوب تاریخ علم، منطق و فلسفه در آثار خواجه نصیرالدین طوسی بررسی میشود. در این نشست شادروان استاد سیدعبدالله انوار، دکتر حسین معصومی همدانی و دکتر احد فرامرز قراملکی سخنرانی میکنند. این نشست به تاریخ دوشنبه نهم اسفندماه ۱۳۸۵ برگزار شده است.
🔗 حامیان میراث مکتوب:
https://mirasmaktoob.net/hamian
🛍 فروشگاه میراث مکتوب:
🌐 https://mirasmaktoob.net | 401 |
| 20 | 20120614193357-7090-66.pdf | 607 |
