ar
Feedback
𝙥𝙝𝙞𝙡𝙤𝙢𝙚𝙣𝙖

𝙥𝙝𝙞𝙡𝙤𝙢𝙚𝙣𝙖

الذهاب إلى القناة على Telegram
189
المشتركون
+124 ساعات
-47 أيام
-5330 أيام
أرشيف المشاركات
:)..
:)..

Repost from I never told you
"بیا گازت بگیرم"یه نوع love language محسوب میشه💕💕

میسوخت در تب و داشت جان میداد بر لبانش نام او بود که جولان میداد هزیان میگفت و صدایش میکرد پلک میزد و نگایش میکرد میدید دو چشم خمارش را نفس میکشید عطر هوایش را توهم زده بود یا که لبانش بود؟ خواب میدید یا که نگارش بود؟ او بود که صدایش میکرد؟ تیمار و دوایش میکرد؟ صدایش زد و انگار صدایش نشنید دم گرفت و انگار عطر هوایش نشنید دست برد سمتش و پس زده شد انگاری یارش حتما قایم شده بود در جایی میدانست مریض احوال است؟ از غم دوریش نصف از جان است؟ گر در شهری محلی مکانی جایی چه میدانم در پس کوچه شهرستانی چشمتان او را دید بگویید که بیاید،اخه من بیمارم میاید به خدا گر بگویید که مریض احوالم او گرفتار من است خودش گفته هوادار من است دنبال دوای الکی هی نروید دوای اصلیم اوست که خود هم درد و هم درمان است

واسه خندهات هنوز دنیارو میدم‌.

+1
0:42

photo content
+4

photo content
+4

photo content
+4

تنم در قید بیماریست بی‌ تو.... - اوحدی

تنم در قید بیماریست بی‌ تو....
- اوحدی

یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه او پر ز لیلا شد دل پر آه او گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای نشتر عشقش به جانم می زنی دردم از لیلاست آنم می زنی خسته ام زین عشق، دل خونم مکن من که مجنونم تو مجنونم مکن مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو … من نیستم گفت: ای دیوانه لیلایت منم در رگ پنهان و پیدایت منم سال ها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی عشق لیلا در دلت انداختم صد قمار عشق یک جا باختم کردمت آوارهء صحرا نشد گفتم عاقل می شوی اما نشد سوختم در حسرت یک یا ربت غیر لیلا بر نیامد از لبت روز و شب او را صدا کردی ولی دیدم امشب با منی گفتم بلی مطمئن بودم به من سر میزنی در حریم خانه ام در میزنی حال این لیلا که خوارت کرده بود درس عشقش بیقرارت کرده بود مرد راهم باش تا شاهت کنم صد چو لیلا کشته در راهت کنم.

عزیزم دووم بیار،خوب میشه زخم و کبودیات:)

وقتی میای بخوابی که اون تایم و بیدار نباشی ولی دقیقا همون دیقه چشمات باز میشه:

16:27 شد یک سال..

Repost from Ew
photo content

الان رسیدم به روشنایی سیاهی و ترک کردم..

16:27 یک سال شد..

تاریکی مانع طلوع صبح..!

0:13 یاد خدا میندازتم

God..
God..