مَزیدِ بَر عِلَّت
الذهاب إلى القناة على Telegram
اگر جدی هستید یا به دنبال محتوای خاصی به اینجا آمدهاید، این کانال برایتان مفید نخواهد بود. @MazicomunBot : واحد ارتباطی Literature & Bullshits & thoughts ----------------------------- Push the Sky away
إظهار المزيد1 651
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
1 651
همیشه این وسواس رو داشتم که باید کار مفیدی انجام بدم، و انقدر درگیر این باید شدم که کمکم بیفایده شدم.
1 651
دل به زبان نمیرسد، لب به فغان نمیرسد
کس به نشان نمیرسد، تیر خطاست زندگی!
بیدل دهلوی
1 651
گر من از سرزنشِ مدَّعیان اندیشم
شیوهٔ مستی و رندی نَرَوَد از پیشم
زهدِ رندانِ نوآموخته راهی به دِهیست
من که بدنامِ جهانم چه صلاح اندیشم؟
شاهِ شوریدهسران خوان منِ بیسامان را
زان که در کمخِرَدی از همه عالم بیشم
بر جَبین نقش کُن از خونِ دلِ من خالی
تا بدانند که قربانِ تو کافِرکیشم
اعتقادی بِنُما و بِگُذَر بهرِ خدا
تا در این خرقه ندانی که چه نادَرویشم
شعر خونبارِ من ای باد، بِدان یار رسان
که ز مژگانِ سیَه، بر رگِ جان زد نیشم
من اگر باده خورم ور نه چه کارم با کس؟
حافظِ رازِ خود و عارفِ وقتِ خویشم
حافظ
1 651
گر بدین سان زیست باید پست
من چه بیشرمم اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیاویزم
بر بلند کاج خشک کوچه بنبست
گر بدین سان زیست باید پاک
من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود، چون کوه
یادگاری جاودانه بر تراز بیبقای خاک!
احمد شاملو
1 651
اگر شاه شدم
خلقم را میگویم
طلای خورشیدسای سکهام را
به رخسار تو
ضرب زند
و اگر تبعیدی
در آن دورتر دور
در برگریزان جهان در توندرا
در آنجا که باد شمال
با شطحها
چانه میزند
نامت را
لیلی
بر زنجیرم
حک میکنم
نامت را
لیلی
در ظلمت تبعید
بر زنجیر
بوسه میزنم
ابر شلوار پوش | ولادیمیر مایاکوفسکی
1 651
حاشا که من به موسم گل ترک می کنم
من لاف عقل میزنم اين کار کی کنم
مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علم
در کار چنگ و بربط و آواز نی کنم
از قيل و قال مدرسه حالی دلم گرفت
يک چند نيز خدمت معشوق و می کنم
کی بود در زمانه وفا جام می بيار
تا من حکايت جم و کاووس کی کنم
از نامه سياه نترسم که روز حشر
با فيض لطف او صد از اين نامه طی کنم
کو پيک صبح تا گلههای شب فراق
با آن خجسته طالع فرخندهپی کنم
اين جان عاريت که به حافظ سپرد دوست
روزی رخش ببينم و تسليم وی کنم
حافظ
1 651
صد دشنه بر دل میخورم، وز خویش پنهان میکنم
جان گریه بر من میکند، من خنده بر جان میکنم
وحشی بافقی
1 651
اونجایی میخوره تو ذوقت که میفهمی اون آدمی که ازش متنفری و به نظرت یه احمق میآد، توی سینما و فیلم و موسیقی سلیقهای شبیه خودت داره و دقیقا همون چیزهایی رو دوست داره که تو هم دوست داری.
1 651
حکایت از این قراره که ما یک عمر درد میکشیم و در آخر، سرگذشت این تیرهبختی ما، خستهکنندهترین صفحه از کتاب تاریخ دانشآموزی میشه که خمیازهکنان و بیحوصله از روش رد میشه، بدون اینکه بفهمه همین چند سطر، تمام زندگی کسی بوده.
1 651
پرِ طاووس بر اوراقِ مَصاحِف دیدم
گفتم این مرتبه از حد تو میبینم بیش
گفت خاموش که هر کس که جمالی دارد
هر کجا پای نهد، دست ندارندش پیش
سعدی
1 651
فریاد من شکسته اگر در گلو، وگر
فریاد من رسا؛
من از برای راه خلاصِ
خود و شما
فریاد میزنم؛
فریاد میزنم!
نیما یوشیج
