ar
Feedback
دپارتمان شاعران زجر کشیده

دپارتمان شاعران زجر کشیده

الذهاب إلى القناة على Telegram

درباره‌ٔ کتاب‌ها، ادبیات، گربه‌ها و من. ‌‌ یوتیوب💌 https://youtube.com/@ellascardigan ‌ چنل پلی‌لیست: t.me/playlistforpoets

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام دپارتمان شاعران زجر کشیده

تُعد قناة دپارتمان شاعران زجر کشیده (@ttpdella) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 15 070 مشتركاً، محتلاً المرتبة 2 447 في فئة الكتب والمرتبة 21 538 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 15 070 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 07 يوليو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 283، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -4، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 7.42‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 11.33‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 1 117 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 1 706 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 34.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل چیز, نمایشنامه, نامه, کریسمسی, a2/b1.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
درباره‌ٔ کتاب‌ها، ادبیات، گربه‌ها و من. ‌‌ یوتیوب💌 https://youtube.com/@ellascardigan ‌ چنل پلی‌لیست: t.me/playlistforpoets

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 08 يوليو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الكتب.

15 070
المشتركون
-424 ساعات
+877 أيام
+28330 أيام
أرشيف المشاركات
یلداتون مبارک🍓🤍

او آدم خوش قلبی بود. اما در این دنیا فقط خوش قلب بودن کافی نیست. - ماجراهای ناگوار، لمونی اسنیکت

کـــافه کـــتاب پـایـیـزی 🍁 بــهترین‌ و بزرگـترین کـانال‌های ادبـی مخصوص دورهمی کــتاب‌خــون‌ها : « عضـویت در بــوک‌کــلاب »
+1
کـــافه کـــتاب پـایـیـزی 🍁
بــهترین‌ و بزرگـترین کـانال‌های ادبـی مخصوص دورهمی کــتاب‌خــون‌ها : « عضـویت در بــوک‌کــلاب »

موقع خرید این نمایشنامه هیچ‌چیزی ازش نمی‌دونستم. حتی نویسنده‌ش رو هم نمی‌شناختم، فقط به‌خاطر مترجم تصمیم به خوندن گرفتم؛ اما واقعا دوستش داشتم.
نمایشنامهٔ خواندنی و گیرای ارثیهٔ باد برگرفته از روایتی تاریخی در ژوئیهٔ ۱۹۲۵ در ایالت تنسی ایالات متحدهٔ آمریکاست و ماجرای دادگاهی شدن یک معلم به سبب تدریس نظریهٔ تکامل که در آن دوره بسیار جدال‌انگیز بود. - نوشته‌ی پشت کتاب
من به طور کلی داستان‌هایی که نقدی بر دین هستن و طعنه و کنایه دارن رو دوست دارم. این داستان هم در یک شهر کوچیک با ساکنینی بسیار متعصب و مذهبی اتفاق می‌افته. جایی که یک معلم مدرسه به علت عنوان کردن نظریهٔ تکامل دادگاهی می‌شه. بحث‌های در دادگاه بین دادستان و وکیل متهم خیلی برای من جذاب بود. تلاش وکیل برای از بین بردن تعصب احمقانه‌ای که مردم روی دین و کتاب مقدس داشتن، لحظات جالب و کاملا غیر منتظره‌ای رو به وجود می‌آورد.

نمایشنامه‌ی دو؛ ໑ ارثیهٔ باد ໑
نمایشنامه‌ی دو؛ ໑ ارثیهٔ باد ໑

عزیزترینم دیگر زمستان همین‌جا است! سرمایی که مجبورم می‌کند لباس‌های کاموایی تن کنم، قهوه‌ای که ثانیه‌ای انگشتان یخ‌زده‌ام را گرم می‌کند و هوایی که تمام روز ابری است، همه نشانه‌ی این هستند که زمستان همین‌جا است. نمی‌دانم یادت می‌آید یا نه، اما وقتی همدیگر را برای اولین‌بار ملاقات کردیم هم زمستان بود. شب گذشته را نخوابیدم. نامه‌ای که نوشتی را هزاران بار خواندم. حداقلش الان می‌دانم که تو هم این نامه‌ها را می‌خوانی. خوشحالم که حداقل تو توانستی به آرزوهایمان نزدیک‌تر شوی. شنیدن خوشحالی‌های تو همیشه مرا خوشحال می‌کند. حالا ساعت نزدیک به ۹ صبح روز پنجشنبه است که این را می‌نویسم. موهایم را پشت سرم جمع کرده‌ام، دوتا از شمع‌های روی میز را روشن کرده‌ام و بافتنی‌ای به رنگ سیاه پوشیده‌ام. باید این طراحی‌ها را تا عصر به پایان برسانم؛ اما تنها چیزهایی که می‌خواهم یک لیوان شیرکاکائوی گرم، نشستن کنج اتاق و خواندن یک کتاب خوب است. آخر فکر می‌کنم هیچ‌چیزی در این دنیا نیست که شیرکاکائو و یک کتاب نتواند درستش کند. آرام با خودم زیرلب تکرار می‌کنم که هیچ چیز شبیه گذشته نخواهد شد و تو هرگز دوباره آن آدمی نمی‌شوی که من معتقد بودم برای من ساخته شده است. راستش من تمام روز را با خودم حرف می‌زنم و مدام خود بیچاره‌ام را فریب می‌دهم. می‌گویم همه چیز درست می‌شود. شاید اصلا یک روز صبح بیدار بشوم و دیگر هرگز به تو فکر نکنم. دوستانم هرروز مرا به خاطر تو سرزنش می‌کنند؛ اما آن‌ها نمی‌دانند. هیچ‌کس به غیر از ما دو نفر نمی‌داند چه شد و هیچ‌کس به غیر از ما دو نفر درک نمی‌کند چرا نمی‌توانیم یکدیگر را فراموش کنیم. پی‌نوشت: لطفا باز هم برایم بنویس.
A hundred thrown-out speeches I almost said to you - نامه‌ی هفده

برای پارت بعدی کتاب‌های کلاسیک کریسمسی رو می‌ذارم☝️💘

کتاب‌هایی برای خوندن در کریسمس🎄
کتاب‌هایی برای خوندن در کریسمس🎄

این‌جا بهم چندتا کتاب کریسمسی معرفی کنید🎄💘

پستای چنلش ارزش هـزار بـار دیدن رو داره :)
کافیه فقط پستای چنلشون رو ببینید متوجه منظورم می‌شید.
توی این چنل یه ورژنـی از خودت می‌سازی که حتی فکرش رو هم نمی‌کنی.

🪷🪷🍵:REALITY CHECK: Why Your Life Still Hasn’t Changed (Even After All Your Effort) چرا با وجود همه تلاش های که داری میکنی زندگیت تغییر نکرده؟ و هنوز به چیزای که میخوای نرسیدی؟ زیرنویس فارسی

بله آقای براتیگان، من هم گاهی می‌پرسم: «چرا زندگی به همان سادگی که می‌توانست باشد نبود؟»

Do you want me or not? just let me go. @ttpdella

کیتس: آقای دراموند من نمی‌توانم بخندم. من می‌ترسم. دراموند: این نشانهٔ خوبی‌ست. اگر ترسی نداشتی آدم بسیار احمقی بودی. - ارثیهٔ باد، جروم لارنس، ترجمهٔ امیرحسین مسعودی خراسانی

‌ ‌⊹ شیرینی دهم پاییز؛ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ 𖨂 ֶָ ゚پای سیب💘🕯️ ★ رسپی
+1
   ‌ ‌ شیرینی دهم پاییز؛ ‌‌   ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ 𖨂 ֶָ  ゚پای سیب💘🕯️ ★ رسپی