ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

راهیرا؛ سازمان معناگرا (کانال شخصی دکتر فاطمه قیطرانی)

راهیرا؛ سازمان معناگرا (کانال شخصی دکتر فاطمه قیطرانی)

الذهاب إلى القناة على Telegram

تماس با ادمین کانال @dr_gheitarani

إظهار المزيد
2 223
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+247 أيام
+1530 أيام
أرشيف المشاركات
on_the_basis_of_the_sales_engineering_competences_and_qhzzpfqo41.pdf4.19 KB

برای یکی از مدیران گرامی صنعت جوش، که از بنده فایلهای راهنمای معتبر برای مصاحبه شایستگی محور برای پوزیشن شغلی "مهندس فروش محصولات صنعتی" خواسته بودند، فایلهایی ارسال کردم که در ادامه خدمت اعضای دیگر کانال که از مدیران گرامی در صنایع هستند نیز قرار میدهم، انشالله مورد استفاده قرار گیرد:👇👇👇👇👇👇

طرز پخت سازمانی به مثابه یک زندان با ظاهری شیک، اما باطنی رنج آور: اولین و مهترین شرط برای چنین سازمانی، ثروتمند بودن صاحبان و بنیانگذاران آن است. حالا: ۱.  دستمزدهای بالا پرداخت کنید، تا آدمها معتاد درآمد بالا شوندو نتوانند پیشنهاد کاری سازمانهای دیگر را بپذیرند! چو اصولا انسان، اول نفع فردیش برایش مهم است! ۲. حالا تا میتوانید مسئولیت بدهید و اختیار ندهید... کارهای عجیب و غریب بخواهید؛ ولی مراقب باشید همیشه با یک بهانه، از نتایج بهترین خروجی و کار  هم ناراضی باشید...اصلا بگذارید آدمها همیشه درگیر این باشند که شما حتی کوچکترین حرف و حرکت بدنتان آنها را تایید میکند یا نه؟ مخصوصا آنهایی که تله های ذهنی عمیقی دارند! عجب ترکیبی شد، 👏 میدانید چرا؟ چون در این فضا: شاغل با استعداد و  وجدان حرفه ای،  کار میکند که پول زیادی که میگیرد باعث عذاب وجدانش نشود و دائما ثابت کند لیاقت درآمد بالا را دارد... شاغل بی اخلاق و بی مهارت، ولی باهوش هم، در اوج آرامش، زیرآبی میرود تا بتواند سر ماه حقوق بالایش را بگیرد! اما بیخیال سرزنش و بازیهای هر روزه راس سازمان است! چون فهمیده همه اش بازی است! شاغل بی مهارت بی هوش و ذکاوت هم، در اوج سردرگمی و شلوغ کاری، مشغول حرف و حدیث پراکنی است و دائما غر میزند، ولی تا جاییکه بشود هم نسبت به یادگیری مقاومت میکند، چون نیازی نیست ، پول خوب را دارد میگیرد! جالب است ... همه اینها را هم دستمزد بالا در سازمان نگه داشته... تازه میتوانید شاخص نرخ ماندگاری هم تخمین بزنید: به به... بالاست...عجب برند کارفرمایی!! حالا تیر نهایی را بزنید، دستمزد و پاداش شاغل بی مهارت و بی وجدان را باز هم بیشتر کنید...چون به خوبی توانسته رگ خواب شما را دست بگیرد.. رنگ و لعاب بسازد که بهانه های هر روز شما را زیبا جواب بدهد... و اتفاقا دارد به ناخودآگاه شما، که نیاز دارد شکستن غرور افراد با استعداد و با وجدان، ولی نیازمند درآمد را ببیند و کیف کند ، کمک میکند.... عجب رسپی شد.... یک عده بی وجدان بی مهارت و مسئولیت، در کنار یک عده عملکرد ضعیف غرغرو؛ در کنار یک عده دلسوز با وجدان ولی سرخورده، با زندانبانی غیر قابل پیش بینی که هر ماه دارد کادو می دهد... این شرایط من را یاد نظریه شرطی سازی اسکینر می اندازد... با پول و سرمایه و ثروتتان؛ سیرک راه نیندازید... برای به کرسی نشاندن ایده و نظر و سبک فکر و شاید هم عقده هایتان، کارآفرینی نکنید!! با آدمهای بالغ و نابالغ بازی نکنید... آدمها را درگیر افیون پول نکنید... اینجا سازمان است نه زندان... کسب و کار است نه کاسبی... جای اثر گذاشتن و باقی ماندن است؛  نه جای ریشه زدن و نابود کردن... این روند، به قیمت کشتن روح انسانهای بالغ و نابالغ در یک نسل نه، چند نسل میشود! مطمئن باشید آخر سر خودتان هم چیزی گیرتان نمی آید! سازمان و کسب و کار جای مقدسی است! جای انسان است! انسان.....

طرز پخت سازمانی به مثابه یک زندان روح (وامداری از استعاره های پرفسور مورگان...): ۱. دستمزدهای بالا پرداخت کنید، تا آدمها معتاد درآمد بالا شوند، ۲. حالا تا میتوانید مسئولیت بدهید و اختیار ندهید... کارهای عجیب و غریب بخواهید و همیشه با یک بهانه از نتایج کار ناراضی باشید... عجب ترکیبی شد، 👏 میدانید چرا؟ شاغل با استعداد و وجدان حرفه ای، کار میکند که پول زیادی که میگیرد عذاب وجدانش ندهد و دائما ثابت کند لیاقت درآمد بالا دارد... شاغل بی اخلاق و بی مهارت، فقط زیرآبی میرود تا بتواند سر ماه حقوق بالایش را بگیرد و بیخیال سرزنش و بازیهای هر روزه راس سازمان... جالب است ... هر دو را هم دستمزد بالا نگه داشته... بعد شاخص نرخ ماندگاری بگیرید: به به... بالاست... حالا تیر نهایی را بزنید، دستمزد و پاداش شاغل بی مهارت و بی وجدان را باز هم بیشتر کنید...چون به خوبی توانسته رگ خواب شما را دست بگیرد.. رنگ و لعاب بسازد که بهانه های هر روز شما را زیبا جواب بدهد... و اتفاقا دارد به ناخودآگاه شما که نیاز دارد شکستن غرور افراد با استعداد و با وجدان، ولی نیازمند درآمد را ببیند و کیف کند کمک میکند.... عجب رسپی شد.... یک عده بی وجدان ، در کنار یک عده دلسوز با وجدان و سرخورده، با زندانبانی غیر قابل پیش بینی که هر ماه دارد کادو می دهد... همه هم درگیر سودای عدد حقوق و پاداش .... با پول و سرمایه و ثروتتان؛ سیرک راه نیندازید... با آدمهای بالغ و نابالغ بازی نکنید... آدمها را درگیر افیون پول نکنید... اینجا سازمان است نه زندان... کسب و کار است نه کاسبی... جای اثر گذاشتن و باقی ماندن، نه جای ریشه زدن و نابود کردن...

طرز پخت سازمانی به مثابه یک زندان روح (وامداری از استعاره های پرفسور مورگان...): ۱. دستمزدهای بالا پرداخت کنید، تا آدمها معتاد درآمد بالا شوند، ۲. حالا تا میتوانید مسئولیت بدهید و اختیار ندهید... کارهای عجیب و غریب بخواهید و همیشه با یک بهانه از نتایج کار ناراضی باشید... عجب ترکیبی شد، 👏 میدانید چرا؟ شاغل با استعداد و وجدان حرفه ای، کار میکند که پول زیادی که میگیرد عذاب وجدانش ندهد و دائما ثابت کند لیاقت درآمد بالا دارد... شاغل بی اخلاق و بی مهارت، فقط زیرآبی میرود تا بتواند سر ماه حقوق بالایش را بگیرد و بیخیال سرزنش و بازیهای هر روزه راس سازمان... جالب است ... هر دو را هم دستمزد بالا نگه داشته... بعد شاخص نرخ ماندگاری بگیرید: به به... بالاست... حالا تیر نهایی را بزنید، دستمزد و پاداش شاغل بی مهارت و بی وجدان را باز هم بیشتر کنید...چون به خوبی توانسته رگ خواب شما را دست بگیرد.. رنگ و لعاب بسازد که بهانه های هر روز شما را زیبا جواب بدهد... و اتفاقا دارد ناخودآگاه شما که شکستن غرور افراد با استعداد و با وجدان، ولی نیازمند درآمد است را به خوبی کمک و حمایت می کند... عجب رسپی شد.... یک عده بی وجدان ، در کنار یک عده دلسوز با وجدان و سرخورده، با زندانبانی غیر قابل پیش بینی... همه هم درگیر سودای عدد حقوق و پاداش .... با پول و سرمایه تان، سیرک راه نیندازید... با آدمهای بالغ و نابالغ بازی نکنید... آدمها را درگیر افیون پول نکنید... اینجا سازمان است نه سیرک... کسب و کار است نه کاسبی...

فهم جدید از کنش انسان در سازمان در همه ابعاد مفاهیم مدیریتی و اقتصادی و ناظر بر شکل تمام و کمال حضور، احساس، رفتار و عملکرد فردی، بین فردی و سازمانی انسانها همه آن چیزیست که درک اصول علمی این حوزه رو در کنار قواعد اجرا و زمین بازی، برای مدیریت پیچیده ترین سیستم طبیعت، یعنی انسان، واجب میکنه...

یکی از جنبه های مثبت کار در حوزه مشاوره در شرکتها برای من ایجاد کتابخانه سازمانی و تشویق کارکنان و مدیران به مطالعه و اشتراک آموخته هاست. گروه صنعتی SANI, پاییز ۱۴۰۳ از  شادروان عباس کیارستمی... کانال سازمان انسان مدار ( کانال شخصی دکتر فاطمه قیطرانی) https://t.me/Hrbasedorg

یکی از جنبه های مثبت کار در حوزه مشاوره در شرکتها برای من ایجاد کتابخانه سازمانی و تشویق کارکنان و مدیران به مطالعه و اشتراک آموخته هاست. گروه صنعتی SANI, پاییز ۱۴۰۳

در حال مطالعه این کتاب هستم و این پاراگراف خیلی حرف داشت: یکی از این معیارها که از جایگاهی رفیع و محبوبیتی انکارناپذیر در میا
در حال مطالعه این کتاب هستم و این پاراگراف خیلی حرف داشت: یکی از این معیارها که از جایگاهی رفیع و محبوبیتی انکارناپذیر در میان اکثریت قریب به اتفاق ما «ایرانیان» برخوردار بوده و به‌شدت طرف‌توجه و موردعلاقه است، بحث شیرین گله، شکایت، اعتراض و انتقاد از شرایط امروز، دیروز و حتی فردای جامعه‌مان، آن هم به صورت ممتد و بلاانقطاع و نیز بدون توجه به تخصص، حرفه، دانش، معلومات و جایگاهمان است. سوال مهم : فرهنگ غر زدن سازمانی هم در همین زمره است؟؟! راستش فکر میکنم بله...

دانلود متن کامل نسخه انگلیسی کتاب معروف سایمون سینک: با چرا آغاز کنید!!! که اتفاقا با یکی از مدیران عزیز چند روز پیش در مورد
دانلود متن کامل نسخه انگلیسی کتاب معروف سایمون سینک: با چرا آغاز کنید!!! که اتفاقا با یکی از مدیران عزیز چند روز پیش در مورد این کتاب صحبتی داشتیم. 👇👇👇👇

دانلود متن کامل نسخه انگلیسی کتاب معروف سایمون سینک: با چرا آغاز کنید!!! که اتفاقا با یکی از مدیران عزیز چند روز پیش در مورد این کتاب صحبتی داشتیم. 👇👇👇👇

رفتار ما بیش از اونی که از ذات پایدار درون ما برخیزه، ناشی از موقعیت است... این تئوری با تئوری اسناد در بحث انگیزش هم تفاهم معنا دارد... دکتر مکری گرامی به بیان شیوا و ساده توضیح می دهند...