چنلِ کُدی :»
الذهاب إلى القناة على Telegram
خونواده، چایی و افرینشِ طعم نورایِ زندگیِ منَن🍩 @Codeiinm_bot http://t.me/BluChtBot?start=60a2ad06bddea9808f42 @labkhandlotfann لبخند فروشی کتاب صوتیا: @codeinesbook اگه خواستین خودمونی تر شیم: https://www.instagram.com/thecodeiine?igsh=OGQ5ZDc2ODk2ZA==
إظهار المزيد407
المشتركون
-824 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+1830 أيام
أرشيف المشاركات
405
Repost from سرمست•
و در نهایت جاویدان ایران.
«اگر سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن بِه که کشور به دشمن دهیم»
405
Repost from وَرتایِ خیال
فــوروارد کنـیـد ,
فــ📂ـولدر بسازم.
جوین باشید. تا زمانی فولدر بارگذاری نشده ، لفت ندید و پیام رو حذف نکنید.@vartayekhyal | وَرتای خیال
405
بنظرم عشق وَرزیدن و ظرفیتِ عشق ورزی، یه ظرف و یه حدی داره؛ ینی ازون حد که بگذره و پر بشه، دیگه نه میخوای نه میتونی بخوای که عشق پذیر باشی. سخته کلی عشقِ تلنبار شده دست نخورده توو دلت باشه، ولی اگه خرجِ ادمای رندوم و مختلف کنی، یه روزی به خودت میای میبینی دیگه اثری از عشق توو وجودت نیست. شاید اون روز، عشقِ واقعی که لیاقتشو داری بیاد سمتت، توعم اینو متوجه بشی ولی دیگه نتونی عشقی توو وجودت بکاری، چون همه عشقِ وجودت رو به شکلِ اشتباه خرجِ ادمایِ اشتباهی کردی. حیفه، خرابش نکن، خرابش نکنیم. فرصتِ حضورِ عشقِ واقعی توو زندگیِ ادم صد بار اتفاق نمیفته.
405
Repost from چآی دارچین '
خیلی سادست؛ اگه طلا زنگ زد طلا نبوده، اگه عشق تموم شد عشق نبوده و اگه دوستا رفتن هیچوقت دوست نبودن!
405
دقت که میکنم، میبینم هَمیشه واسه کارایی عجله داشتم که به اندازه کارایی که بهشون کَمتر اهمیت میدم مهم نبودن؛ عجله واسه زودتر رسیدن به کُنسرتی که بخاطر اینکه خواهرم کنارمه دوسِش دارم، چت کردنِ عجله ای با یه ادم رندوم، وسطِ پختنِ نون برنجی، دوستی که بخاطرش برای اخرین بار نَرفتم مامابزرگمو ببینم، بعدش هم مامانبزرگمو از دست دادم، هم دوستم از دستَم رفت. من چیزای مهم تر و بخاطرِ چیزای کم اهمیت تر از دست دادم. همین چایی خوردن با خونوادمه که مهمه، نه بیرون رفتنایِ ادایی، بغل کردنِ مامان قبل بیرون زدن از خونه مهمه، نه چند ثانیه دیرتر سوارِ اسنپ شدن، حرف زدن با خواهرم مهمه نه چک کردن بی وقفه پیامرسانایِ مختلف. مهم تر رو بخاطرِ ظاهرا مهما از دست میدیم واسه رسیدن به زندگی ای که خودمونم نمیدونیم چه شکلیه، فقط فِکر میکنیم اینطوری درستشه.
405
بعضی آدما فقط شرو کننده خوبیَن؛ نه بلَدن درست و حسابی ادامه بدن، نه بلَدن درست و حسابی نگه دارن، نه بلَدن درست و حسابی تموم کنن. متسفانه این بعضی، شاملِ تعداد خیلی زیادی از ادما میشه؛ طوری که هَمه تجربه برخورد باهاشون دارن و حتی گاهی خودشون همون ادمَن.
405
از ارتباطایِ بی سر و ته
آدمایِ تاریخ انقضا دار
رها شدنایِ مکرر
بازی داده شدنایِ پی در پی
گریه های زیاد سرِ رفتن یه ادمِ بیفکر
اورثینکِ تموم نشدنی واسه پیدا کردن دلیلِ رها شدن
تلخیِ تجربه شکست به دلایل نامشخص توو رابطه
حرفایِ توو خالی ادمای دوزاری
و از هرچی ارتباطِ ظاهر و باطن غیر همسان
خَستم
خَستم
خَستم.
405
دلم واسه وَقتایی که درگیر رُمانی که میخوندم میشدم و دل توو دلم نبود ببینم تهش چی میشه، تنگ شده.
405
ما هممون مالِ یه خاکیم؛پس هَممون داریم ظلم و اضطراب و اندوه و غم رو تجربه می کنیم، حالا هرکسی به یه نَحوی. این روزا تموم میشه، تهش باز خودمون واسه همدیگه میمونیم. انقد به خانواده و شعور و شخصیت هم توهین نکنیم که تنها و تنها و تنها ارزشِ خودمونو بیشتر و بیشتر پایین میاریم. ناسزا گفتن، دمِ دست ترین سلاح واسه خالی کردن حرص و اذیتیه که این مدت هممون دُچارشیم. با تخریبِ طرف مقابل ارزش خودمون بالا نمیره، فقط از هم متنفر میشیم و این یعنی دقیقا همون چیزی که هیچ دشمنی نمیتونه سرمون بیاره، ولی خودمون میتونیم به بدترین نحوِ ممکن سرِ خودمون بیاریم و خونواده بودنمونو به چالشی بزرگ بکشیم. چی بدتر از اینکه ادم از خونواده خودش متنفر و منزجر بشه؟ زیاده عرضی نیست؛ فقط خواستم ابزارِ همدردی کنم و بگم هممون رنج میکشیم و تنها نیستیم و بگم سرزنشِ کسایی که این روزا به زندگیشون ادامه میدن، فقط غَممونو بزرگتر میکنه. ما چیزی یادمون نمیره و غمِ فقدان ها تا همیشه توو وجودمون باقیه، ولی تا زنده ایم باید زندگی کنیم. کنارِ هم باشیم و درد و رنجِ همدیگرو با تمسخر و تخریب و ناسزا واسه همدیگه بزرگتر و بزرگتر نکنیم. بووسم بهتانه و بس. کدعین.
