ar
Feedback
چای ‌لب سوز.

چای ‌لب سوز.

الذهاب إلى القناة على Telegram
5 072
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-117 أيام
-3330 أيام
أرشيف المشاركات
« کاش خدا بالش زیر دستش رو بتکاند، شاید این‌بار هم پرهای پالشش بر سر ما بریزد.»

« ارزان، کم، مرتب.»

«در غمگین‌ترین لحظه‌ها می‌آید لحظه‌ی کامل.»

+5

«Life Goal? A warm home, quiet life and a mind that feels calm... nothing more.»

« همیشه عاشق صداقت و شفافیتی هستم که توی چینش عناصر، صحبت آدم‌ها و داستان‌هاشون وجود داره جوری که هر چیزی خود حقیقیش به‌نظر میرسه، با همه‌ی کمی و کاستیش.»

« تُرد و ظریف و شاداب.»

«من و مردی که نامه‌های بلند بالا برام مینویسه.»
«من و مردی که نامه‌های بلند بالا برام مینویسه.»

«زندگی آدم خیلی عوض میشه، حتی مهمونای آدم، حتی مهمونی‌های آدم.»

photo content
+8

‏«اشک‌ هم مقوله‌ی جالبیه، روح که آزرده میشه چشم‌ها واکنش نشون میدن، شروع میکنن به برون‌ریزی، این میشه راه انتقال،خروج، نمایش احساس، چند قطره به‌اصطلاح اشک، روی گونه، بامزه‌ست.»

نقشه‌هایی برای گم شدن؛ « یک خیالِ بلند، شورانگیز و جنون آمیز.»

«روز‌های زمستان پرده‌های مخمل زرشکی را کنار می‌زنم، از تماشای برف یا افتادن آفتاب کم‌جون زمستان روی فرش خسته نمی‌شوم، موسیقی بی‌کلامی را پلی میکنم تا زمزمه‌ی آرام و دلنشینی به گوشم برسد. چای میریزم و دانه‌ای از باقلوا و قطاب‌ها را درون بشقاب‌های گل‌سرخیِ مادرجون می‌چینم. سبد کاموا‌ها به دست روی مبل می‌نشینم، عینکم را به چشم می‌زنم، یک چشم به رقص دانه‌های برف و یک چشم به میل بافتنی.» -از روزگاری که در آن نزیستم.

« یه جایی تو شب هست که آدم غرق میشه.»

«حرف‌های بی‌خیال زیاد میزنم، و دل نگرانی‌ها را از ته دلم پنهان می‌کنم، سعی می‌کنم تا انتها را از یاد ببرم.»

« یه حرف ساده یجوری ریشه میزنه تو ذهن که تبدیل به یه درخت صدساله میشه.»

+2
₊ ࣪𓏲✿#Music [ @Ohayoll ⁺ ⟡

«خواب‌آلود، نوستالژیک؛ امشب یک آغوش می‌خواهم، کمی برف ، یک جاده.»

«درود بر هر بهانه‌ای برای شاد بودن.»