226
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+430 أيام
أرشيف المشاركات
225
جدى تو ترسوترين آدمى بودى كه توى تمام زندگیم ديدم، تو حتى جرئت نداشتی با خيال راحت دوستم داشته باشی.
225
زندگیمو که نگاه میکنم، واقعاً دلم به حال خودم میسوزه. مدتهاست هیچچیزی واقعاً خوشحالم نمیکنه، هیچچیز هیجانزدهم نمیکنه و انگار دیگه هیچچیزی توی این دنیا نیست که دلم بخواد بخاطرش زندگی کنم. انگار یه پیرزنِ خسته و لبِ مرگ، یه گوشهی وجودم نشسته و احساسش رو نسبت به همهچیز از دست داده.
