𝑴𝒊 𝑹𝒆𝒇𝒖𝒈𝒊𝒐
الذهاب إلى القناة على Telegram
608
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-230 أيام
جاري تحميل البيانات...
جذب المشتركين
أغسطس '26
أغسطس '260
في 0 قنوات
يوليو '26
+7
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '260
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '260
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '260
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+1
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+3
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '260
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+4
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+2
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+64
في 1 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+8
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+4
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+2
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+2
في 1 قنوات
Get PRO
مايو '25
+21
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+7
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '25
+19
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+15
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '25
+11
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+16
في 1 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+1 925
في 1 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+1 316
في 1 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+156
في 1 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 01 أغسطس | 0 |
منشورات القناة
شببخیر مردم عاصی. مردم خیر ندیده. مردم بسیار دویدهی هرگز نرسیده. مردم خوشقلب بدروزگار. مردم آبرومند هر روز نگرانتر. مردم صبور، مردم تنها، مردم بیدوست. شب بخیر ای جوونهای پیر، ای پیرهای خسته.
- حمید سلیمی
| 2 | @MiReefugio | 12 |
| 3 | چگونه میتوان فراموش کرد، وقتی هر وجب از این خاک، گواهِ خاموشِ جانهاییست که بهناحق ستانده شدهاند؟ | 12 |
| 4 | و من مدام از خودم میپرسم چرا سرنوشت تو را به من رساند و به من فرصتی برای زندگی با تو را نداد. | 12 |
| 5 | @MiReefugio | 31 |
| 6 | نه آنقدر نزدیک است که قلب آرام گیرد و نه آنقدر دور که رشتههای امید پاره شود. | 18 |
| 7 | امروز 1405/5/5
قرار نیست اتفاق خاصی بی افته
ولی اگه بودی قشنگ تر میشد... | 17 |
| 8 | @MiReefugio | 28 |
| 9 | من در فروپاشیهایم اشکی نریختم و حالا برای گیر کردنِ لباسم به دستگیرهٔ در، زار میزنم؛ طوری که انگار هیچ راهی برای بیرون آمدن نیست.
این، حاصلِ نادیده گرفتنِ رنجی است که باید در آغوش میگرفتمش. | 28 |
| 10 | بیا…
خستهام از این همه نبودنت.
دلم هیچ پناهی را جز آغوشِ تو باور نکرده…
مگر برای زخمی که از نبودنِ توست، مرهمی جز بودنت آفریدهاند؟ | 28 |
| 11 | @MiReefugio | 27 |
| 12 | او باد بود؛ رها، نترس و گذرا.
کسی را نداشت و کسی را نمیخواست. | 31 |
| 13 | !.. | 30 |
| 14 | دقایقی در زندگی هست که دلت برای کسی آنقدر تنگ میشود که میخواهی او را از رویاهایت بیرون بکشی و در دنیای واقعی بغلش کنی.
صد سال تنهایی - گابریل گارسیا مارکز | 26 |
| 15 | اگر روزى مرا در آغوشِ مرگ يافتيد، بدانيد كه تمام وجودم به اين پايان راضى بود... | 27 |
| 16 | به آغازها
اعتماد نکن
عزیز من
حقیقت
در آخرین لحظات
گفته می شود. | 31 |
| 17 | و من نمیدونم؛ چقدر باید تورو گریه کنم، چقدر تورو وسط جمع ساکت بشم و برم تو خودم، چقدر تورو بنویسم، چقدر تورو شبا بیدار بمونم، چقدر تورو فکر کنم، چقدر تورو سیگار بکشم و چقدر تورو بمیرم که بالاخره یک روز تموم بشی؟ | 30 |
| 18 | ``دیدی تونستی؟`` | 29 |
| 19 | @MiReefugio | 27 |
| 20 | تو فراموش خواهی شد، در مرداد ماه
زمانی که برف روی ایوان خانه ام مینشیند. | 29 |
