ar
Feedback
- Malekas

- Malekas

الذهاب إلى القناة على Telegram

- افکار یک شخصِ بی منطق ! - 8 October 2022

إظهار المزيد
660
المشتركون
-224 ساعات
-87 أيام
-630 أيام
أرشيف المشاركات
خداوند وقتی داشت ایران رو خلق میکرد گفت:« کُن فَي یَکونی ازتون پاره میکنم اونسرش نا پیدا»

خودشیفته برای من کلمه مناسبی نیست! من خودپرستم ، اول خودم دوم خودم سوم خودم الی آخر ! بنظر من بعد مرگم بارون میاد و نبودنم غمناک ترین اتفاق تاریخه، و قطعا روز تولدم به حد زیادی خاصه! زیباترینم و همتا ندارم راستگو و مهربونم همه بدن من خوبم بله همین که هست🙏🏻

من پلنای خوبی تو ذهنم دارم ، ولی برنامم با خاورمیانه یکی نیست🙏🏻

اینکه پوزه آدم کصکشی مثل تورو به خاک مالیدم باعث شده آدم بده قصه بشم🙏🏻

جنایتکارید ؛ جنایکاران عادی نیستید ، جانی‌های بالفطرت هستید . بی‌قاعده بی‌رحمید و بی‌فکر. هیچ نویسنده و شاعری تا ابد ظلم شمارا نمیتواند به تصویر بکشد، کسی که در این روزها شاهد نبوده ، در قلم قدرت توصیف شما را ندارد. بی‌شمارگان نیستید ، برعکس ! انگشت شمارید. روزی نیست که دشنام نگویم بر شما شمایی که به کودک تا پیر ، شجاع تا بزدل ، انسان تا حیوان ، رحم ندارید. خلق خدا نیستید ، لاقل خلق خدای ما نیستید ! خدای شماهم مثل خودتان بیمارِ لاعلاج است. بمیرید ! بمیرید ! بمیرید ! چون ما از بین نمیرویم ، هرجا باشیم چه روی خاک چه زیر خاک چه با چندین گلوله در سینه و پهلو ! مظلوم هم نیستیم ، خون‌خواهیم و خون شمارا در شیشه خواهیم کرد، این یک وعده نیست ، قولِ شرف است ، شرفی که در خون آریایی ما هست و در خونِ کفتار صفتان نیست!

یه کوچولو مونده برخط شیم🥺

اخلاقم خوب نیست، ولی حداقل بوی خوبی میدم ؛ خیلیا همینم ندارن

وقتی که غم تو دله ، دیگه مُردن آسونه.

گاه میاندیشم که چرا سه اقدام به خودکـ/شی برای مرگ من کافی نبود ؟ و چرا بعد از آن وانمود کردم زندگی زیباست ؟ این قانون را چه کسی نوشت و از من خواست دست به چهارمین اقدام نزنم؟ روزی که من سومین اقدام را کردم ، بخدا که زندگی رنگین تر از امروز بود ، رنگین بود غمناک ؛ امروز زندگی خاکستری و خفت‌بار شده ؛ و من هنوز دست به چهارمین اقدام نمیزنم کاش هیچ چشمی به من نبود ، کاش هیچ فکری پیش من نبود... خدا میداند که افکارِ مریضِ خودکـ/شیه من چقدر برایم عزیز هستند و روزانه چندین بار به آنها با تبسمی ، عمیق فکر میکنم! حالا که حین نوشتن اینم ، دستانم میلرزند ، پاهایم را از حرص مدام تکان میدهم ، تپش قلب دارم و از دار مکافات شاکی‌ام جسمم از مغزم شاکی و مغزم از قلبم... حالا که این را مینویسم نمیدانم چگونه به این نوشته پایان دهم ، دقیقا همانطور که نمیدانم چگونه چهارمین اقدامم را بکنم و به ای خفت بی معنا پایان دهم.

گاهی تاریخ فقط دور میزند تا دوباره به آزادی برسد

یچیز میخواستم بنویسم یادم رفت

نگران نباشید برگشت

پیج جدید زدم اونم پرید🎀

پیجم پرید🎀

روز رفیق صمیمیم مبارک ، بقیه دخترا میتونن برن بمیرن👌🏻🎀

photo content

در تاریخ بنویسید: دو شب در دی ماه ۱۴۰۴، ۱۴۰۰ سال محرم را بی ارزش و خار کرد!

یه مثل ترکی هست که میگه: قحبه‌نین تعصبین ، گوت چکر! یعنی تعصب جنده رو کونی میکشه👌🏻

من از تو پشیمان نمیشوم آنقدر پای تو میمانم تا ویران شوم.

او جسارتی داشت که برای من خرج کرد ، زمانی داشت که در اختیار من گذاشت ، رویایی بافت که موی من بود ، مالی داشت که برای آینده‌مان جمع کرد ، لبانی داشت که مرا بوسید ، قلبی داشت که مرا در آن جا داد ، کوهی بود که پشت من ایستاد ، او هزاران چیز داشت و همه را برای من گذاشت...