ar
Feedback
روانشناسِ روانپریـش🔥🌱

روانشناسِ روانپریـش🔥🌱

الذهاب إلى القناة على Telegram

درکے عمیق، میان باورهایے سطحے ... من: https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-4wEkXx3lrd

إظهار المزيد
460
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
-330 أيام
أرشيف المشاركات
یا اینجوریه یا اونام ک میان فقط بقیه رو مسئول حال بدشون میدونن و خودشونو بهترین آدم.
@ThoughtsOfPsychic

ببین حتی اگه یروز سرمون بره خورده به پیروزی تنمون گره #فدایی
@ThoughtsOfPsychic

حتی اگه سرمون بره خورده به پیروزی تنمون گره #فدایی
@ThoughtsOfPsychic

به سلامتی همهٔ آدم‌هایی که پشت‌سر گذاشتیم. هر چه باداباد – استیو تولتز #تیکه_کتاب
@ThoughtsOfPsychic

وقتی مسیری رو شروع میکنی و توش قدم برمیداری، به مقصد که میرسی دیگه اون آدمی نیستی که اولِ راه بودی تو طولِ مسیر تو کلی زمین خوردی و زخمی شدی تو این مسیر با اتفاقا و تجربه های جدید روبه‌رو شدی و کلی آدمِ جدیدو شناختی. که تک تکِ اینا قطعا روت تاثیر گذاشتن. تمامِ اینا کنار هم جمع میشن و باعث میشن تو وقتی به مقصد رسیدی اون آدمی نباشی که این مسیرو شروع کرده بود.
@ThoughtsOfPsychic

تو را برای آن نیافریده اند که هرروز بهتر بخوری بهتر بپوشی و بهتر زندگی کنی.. برای آن آفریده‌اند که هر روز بهتر بیاندیشی!!
@ThoughtsOfPsychic

‏آدم گاهی از یک سرزمین مهاجرت می‌کند، گاهی از یک فرهنگ، گاهی از یک رشتهٔ تحصیلی، و البته گاهی از یک آدم. «مهاجرت از آدم‌ها» شاید سخت‌ترین نوعِ مهاجرت باشد: باید از یک گوشهٔ قلبِ خودت به گوشه‌ای دیگر از قلب‌ات مهاجرت کنی؛ به آن گوشهٔ کوچکِ خلوتی پناه ببری که کسی آن‌جا نیست: پناه به خویشتن از دستِ خویشتن. - ابراهیم سلطانی
@ThoughtsOfPsychic

من در جغرافیایی‌ چشم گشوده بودم که زیباترین بود، کهن ترین بود،صبور ترین بود،مقاوم ترین بود، اما با تمامِ اینها، سرزمینِ من غمگین ترین بود، تنها ترین بود، بی‌ گناه ترین بود! سرزمینِ من جان داشت، جانش‌ را گرفتند. سرزمینِ من روح داشت، روحش را گرفتند. سرزمینِ من شاد بود، شادی اش را گرفتند. سرزمینِ من امیدوار بود، امیدش‌ را گرفتند. سرزمینِ من سالهاست که سیاه‌ پوش است یک روز کودکانش رو کشتند، یک روز نوجوانانش را به گلوله بستند، یک روز جوانانش را به دار کشیدند، یک روز داغِ فرزند به دل مادر و پدرانش گذاشتند، یک روز داغِ مادر و پدر به دلِ فرزندانش.. در سرزمینِ من سیاست و مذهب، عاملِ مرگ بودند. - دربینِ‌شیارهای‌مغزم
@ThoughtsOfPsychic

من در جغرافیایی‌ چشم گشوده بودم که زیباترین بود، کهن ترین بود،صبور ترین بود،مقاوم ترین بود، اما با تمامِ اینها، سرزمینِ من غمگین ترین بود، تنها ترین بود، بی‌ گناه ترین بود! سرزمینِ من جان داشت، جانش‌ را گرفتند. سرزمینِ من روح داشت، روحش را گرفتند. سرزمینِ من شاد بود، شادی اش را گرفتند. سرزمینِ من امیدوار بود، امیدش‌ را گرفتند. سرزمینِ من سالهاست که سیاه‌ پوش است یک روز کودکانش رو کشتند، یک روز نوجوانانش را به گلوله بستند، یک روز جوانانش را به دار کشیدند، یک روز داغِ فرزند به دل مادر و پدرانش گذاشتند، یک روز داغِ مادر و پدر به دلِ فرزندانش.. در سرزمینِ من سیاست و مذهب، عاملِ مرگ بودند. - دربینِ‌شیارهای‌مغزم @ThoughtsOfPsychic

ما از دوچرخه های عالم عقده داریم ما، همه آینده‌ی مرتضی ایم!

حاج اقا تحویل بگیر...

فکر می‌کنم یکی از ظالمانه‌ترین تجربه‌های هر آدمی، تجربه‌ی‌ کور شدن یه ذوقِ خیلی عمیقه. یهو برای یه مدت طولانی همه چیز تاریک می‌شه.
@ThoughtsOfPsychic

من تو نشکستن از ترک بیستم...

به قولِ #مسلک :
اگه الان از همه دورم چون‌ خیلی وقته بسته‌اس چمدونم کسی خوشحال نی بیرون از درِ خونه‌اش ولی این‌جا همه منتظرِ رفتن‌مونن بعد از این همه پیچ و تاب می‌بینم دوتا راه بیشتر نی جلو پام یا تو غربت زندونی باشم یا‌ تو خاک خودم بمونم گروگان تُف، تُف تو حس گوه بلاتکلیفی که نمی‌دونی از همه چی چرا در میری انگار، هیچی نی سر حال بیارتت، فقط ادامه دادن و ادامه‌اش میدی تا میگی خستم، میگن بهونه میاری باید حرصتو بخوری از گلو بدی پایین می‌خوای این جا بمونی؛ ته‌اش حرومه چی باشی؟ اَ پیرا سالمندتره جَوون ایرانی من، هرچی بود به جون خریدم که رفتنی نباشم و موندنی شم هرجا باشم قلبم اینجاس ما دور نمی‌شیم تا مارو دور نریزن من مال همین پس کوچه‌هام غم این خیابونا ریخت غم تو صِدام شاید نفسم بُریده و کم جونه پام ولی با عشق تو دلم هنوز سرپام تـو، بهم بگو تکلیف چیه؟ وقتی روحم از فیریکام لبریز میشه دلم اینجا مثل غُل و زنجیر گیره رفتنمم بهم حس تبعید میده
🔗Chamedoon
#typing @HipHopTweety

باید قبول کرد که مرگ نکات مثبت قابل‌توجهی هم داره. هر چه باداباد – استیو تولتز #تیکه_کتاب
@ThoughtsOfPsychic

«و هر تنهایی‌ای، باور کن عزیز من بهتر از بودن‌های نصفه و نیمه‌ است.»
@ThoughtsOfPsychic

شب‌ها شانه‌هایم دگر تکیه‌گاه نیستند، زیر سنگینیِ غم میفتند و اشک‌هایم ولگردتر از همیشه به هر سویی جاری می‌شوند.
@ThoughtsOfPsychic

جسم قبر و جامه قبر و خانه قبر... باز لفظ زندگان، عنوان ماست! - شهریار
@ThoughtsOfPsychic