ar
Feedback
سپیـدار

سپیـدار

الذهاب إلى القناة على Telegram

-نویسنده‌ و شیفته‌ی کتاب‌ها- سپیده پورحنیفه‌ی جامعه، سین‌پ‌ی قصه‌ها و سپیدارِ شما هستم. ارتباط با من: @Sepidaran_bot اینستاگرام: https://instagram.com/sepidpourhanifeh

إظهار المزيد
295
المشتركون
-124 ساعات
+27 أيام
+830 أيام
أرشيف المشاركات
به خاطر نگه داشتن هیچ‌کس خودت رو پنهان نکن.

من هروقت ناراحتم کتاب می‌خرم، خوشحالم کتاب می‌خرم، حس می‌کنم زندگی بی‌معنی شده، کتاب می‌خرم، احساس ناکافی بودن تو مسئله‌ای بهم دست می‌ده، کتاب می‌خرم، برای تمام احساسات و لحظه‌هام کتاب می‌خرم! و به معنای واقعی کلمه به کتاب‌ها نیاز دارم، منتها یه مشکلی هست، این‌که به اندازه‌ی تمام احساسات و لحظه‌هام پول و وقت کافی برای کتاب‌های جدید ندارم :)

برای تقویت "روحیه جنگی و توان بحث و دعوا" کلاس و کتاب خاصی وجود داره؟

photo content

کلاس شخصیت‌پردازی به اتمام رسید و این یکی از بزرگترین چالش‌هایی بود که این ماه پذیرفتم و انجامش دادم، اولش در تردید بودم و دلم می‌خواست به گزینه همیشه در دسترس (فرار) پناه ببرم، اما موندم و سختی‌هاش رو پذیرفتم و نتیجه بسیار بسیار دلخواهم بود :)🤌

با من خیال کن، که نشستی کنار من، تو قصه گفته‌ای، من قصه خوانده‌ام...

تنها باگ کتاب‌ها، نداشتن موسیقی پس‌زمینه در سکانس‌های حساسه.

مث این‌که واقعیه و جلو جلو ذوق کنی برای چیزی، کلا کنسل می‌شه :)

اسم این بیماری که "یه ثانیه برای پیدا کردن چیزی که بهش نیاز داری می‌ری اینستاگرام/تیک‌تاک و یادت می‌ره که چرا رفته بودی و دوساعت چرت و پرت نگاه می‌کنی" چیه؟

و نم نم بارون و منی که عاشق و شیفته‌ی چنین عکس‌هایی هستم.
+1
و نم نم بارون و منی که عاشق و شیفته‌ی چنین عکس‌هایی هستم.

هوای سرد بیرون، نور کم جون زمستون که کتاب‌فروشی گرم و دنج رو روشن می‌کرد، درخت کتابی و یه لیوان کاپوچینو و گشت زدن بین قفسه‌ه
هوای سرد بیرون، نور کم جون زمستون که کتاب‌فروشی گرم و دنج رو روشن می‌کرد، درخت کتابی و یه لیوان کاپوچینو و گشت زدن بین قفسه‌ها.

ولی نوری که تو این عکس تابید زیادی قشنگ شد :)
ولی نوری که تو این عکس تابید زیادی قشنگ شد :)

بازهم باهم گوش دادیم، اما این‌بار اشک ریختیم، چرا؟ نمی‌دونم.

یه روزهایی هم فقط "این طرف بپر، اون طرف بپر" هستن.

امیدوارم اونقدری که بها میدی بها ببینی.

این موزی که پشت لپتاپش نشسته، منم از زاویه دید بچه‌ای ده ساله. موهای فر و تمرکزم به کار ستودنیه :)))))
این موزی که پشت لپتاپش نشسته، منم از زاویه دید بچه‌ای ده ساله. موهای فر و تمرکزم به کار ستودنیه :)))))

-عزیزِ قصه‌های من، شما نیستید و من درکوچه باغ‌های خیال پرسه می‌زنم... ✨ متن، صدا و...: خودم :)! امیدوارم دوست داشته باشید❤️ [اسفند هزار و چهارصد] -سپیدار

غم صدام خودم رو شوکه کرد! باورم نمی‌شد از این حس و حال، از این کرختی و غم، فقط دوسال و ده ماه گذشته! انگار برای هزار سال پیش بود...

یک روز می‌آیی که من دیگر دچارت نیستم از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم یک روز می‌آیی که من نه عقل دارم نه جنون نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم شب زنده داری می‌کنی تا صبح زاری می‌کنی تو بی‌قراری می‌کنی من بی‌قرارت نیستم پاییز تو سر می‌رسد قدری زمستانی و بعد گل می‌دهی نو می‌شوی من در بهارت نیستم... [فروردین هزار و چهارصد] -سپیدار

این شعر، همین شعر آشنا...