سپیـدار
الذهاب إلى القناة على Telegram
-نویسنده و شیفتهی کتابها- سپیده پورحنیفهی جامعه، سینپی قصهها و سپیدارِ شما هستم. ارتباط با من: @Sepidaran_bot اینستاگرام: https://instagram.com/sepidpourhanifeh
إظهار المزيد295
المشتركون
-124 ساعات
+27 أيام
+830 أيام
أرشيف المشاركات
295
میدونی تعریف شنیدن از آدمهایی که خودشون همیشه حرفی برای گفتن دارن و درخشانن تو حوزههای مختلف، خیلی لذت بخشه :)
من اینارو به یادگار برای خودم نگه میدارم تا هرلحظهای که نیاز داشتم یادم بیاد تک تک این حسهارو!
295
آیدا همون کسیه که همیشه من رو به خودم میاره و بهم انرژی میده. لحظههایی که خودم رو میبازم مثل فرشته نجات ظاهر میشه و شنیدن تعریف از فرشتهی نجات، خیلی خوشحال کنندست :)❤️✨
295
در این لحظه، به معنای واقعی کلمه، دارم با کار کردن عشق بازی میکنم. اصلا ساعت برام مهم نیست، فشار کاری این مدت به چشمم نمیاد، در این لحظه منم و صدای لانا، منم و هنر، منم و ترکیب جملات جادویی که قراره نفوذ کنه به قلب تک تک هنرجوها. مهمترین قرارمون با رویا، تأثیرگذاری بود. دلمون نمیخواست صرفا یک سری مطالب بگیم و بریم، دلمون میخواد بچهها شیفتهی ادبیات بشن، عاشق و دلباختهی کلمات بشن. دلمون میخواد با کلی حس و انرژی خوش، مطالب به جونشون بشینه.
295
لیوان قهوم ترکید، خیلی صحنهی خوشگلی ایجاد شده بود، و حیف من شوکه شدم و نتونستم عکس بگیرم از اون اثر هنری. رو سرامیکها جوی قهوه راه افتاده بود :)
295
میخواستم بگم کارگاه تموم بشه یه نفس راحت بکشم که یادم اومد قول دادم کمپ نویسندگی برگزار کنم برای هفتهی آخر شهریور.
295
امیدوارم آیناز(منابع انسانی لومیر) این پیامهارو نبینه. آخرین بار بهم گفته بود شب کار نکنم، حالا خبر نداره رویا رو هم بدبخت کردم✨
295
وقتی دیدم اکثر بچههایی که باهام جلسهی نقد داشتن، توی کارگاه شرکت کردن، خیلی خوشحال شدم. چون اون هنرجو دوباره به من اعتماد کرده و مهر تایید زده به کارم :)))
295
یادمه چندجارو اشتباه خوندم، اما انقدر احساساتم واقعی بود اون لحظه که به روی خودم نیاوردم و ادامه دادم.
