مینروا
الذهاب إلى القناة على Telegram
امیررضا مینویی فر | PsyD در روانکاوی بالینی بنیانگذار و تهیهکننده پروژه مینروا دریافت وقت: 09939139397 شماره پروانه نظام روانشناسی: 1375079
إظهار المزيد2 581
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
جاري تحميل البيانات...
القنوات المماثلة
سحابة العلامات
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
أبريل '26
أبريل '26
+1
في 0 قنوات
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+5
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '26
+8
في 2 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+40
في 2 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+39
في 2 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+571
في 14 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+313
في 20 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+22
في 13 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+28
في 12 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+15
في 12 قنوات
Get PRO
مايو '25
+21
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+18
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '25
+31
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+3
في 13 قنوات
Get PRO
يناير '25
+7
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+10
في 2 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+1
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+6
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+3
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+23
في 4 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+3 278
في 1 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+147
في 1 قنوات
Get PRO
مايو '24
+1 312
في 3 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+4 507
في 5 قنوات
Get PRO
مارس '24
+255
في 6 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+636
في 8 قنوات
Get PRO
يناير '24
+104
في 4 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+366
في 4 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+476
في 6 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+15
في 1 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+740
في 0 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 27 أبريل | 0 | |||
| 26 أبريل | +1 | |||
| 25 أبريل | 0 | |||
| 24 أبريل | 0 | |||
| 23 أبريل | 0 | |||
| 22 أبريل | 0 | |||
| 21 أبريل | 0 | |||
| 20 أبريل | 0 | |||
| 19 أبريل | 0 | |||
| 18 أبريل | 0 | |||
| 17 أبريل | 0 | |||
| 16 أبريل | 0 | |||
| 15 أبريل | 0 | |||
| 14 أبريل | 0 | |||
| 13 أبريل | 0 | |||
| 12 أبريل | 0 | |||
| 11 أبريل | 0 | |||
| 10 أبريل | 0 | |||
| 09 أبريل | 0 | |||
| 08 أبريل | 0 | |||
| 07 أبريل | 0 | |||
| 06 أبريل | 0 | |||
| 05 أبريل | 0 | |||
| 04 أبريل | 0 | |||
| 03 أبريل | 0 | |||
| 02 أبريل | 0 | |||
| 01 أبريل | 0 |
منشورات القناة
آنچه امروز مرا آزار میدهد، صرفاً سکوت بخشی از جامعهٔ بالینی نیست؛ بلکه ژست جعلی "متخصص" در لحظهای است که خود واقعیت فریاد میکشد.
مسئله فقط موضعنگرفتن نیست؛ مسئله آنجاست که رنج جمعی به مادهٔ خام تولید محتوا تبدیل میشود.
در دل یک بحران اجتماعی عریان، عدهای سرگرم برگزاری گروهدرمانیاند، تحلیلهای روانکاوانهٔ شستهرفته مینویسند و زبانهایی را بازتولید میکنند که نه روشنگر است، نه بخشی از این پدیده را بازتاب میدهد.
این جلسات و نوشتهها نه تفکرند و نه درمان؛ صرفاً محملاند، محملی برای گریز از موضعگیری روشن. و اگر صادقتر بگوییم، گاه احمقانهاند؛ زیرا رنج را از ساحت سیاسی-اخلاقیاش تهی میکنند و به امر بالینی تقلیل میدهند.
تناقض رسوا دقیقاً همینجاست: همانها که وقتی آنالیزاند به بنبست مالی میرسد، درمان را با توجیه حرفهای قطع میکنند. ناگهان چارچوب و قرارداد مقدس میشود؛ اما در بزنگاه اجتماعی، همان قواعد بهانهای میشوند برای گمنامی و بیمسئولیتی.
اگر روانکاوی قرار است چیزی بیش از یک تکنیک باشد، باید بداند که بیموضعی نیز موضعی کاملاً روشن همسو با منطق ساختار قدرت است.
نمیشود از رنج، سوگواری و ترومای جمعی نوشت و همزمان از لمس واقعیت خشن اقتصادی، سیاسی و اخلاقی گریخت. این نه وفاداری به فروید است و نه به هیچ سنت و مکت روانکاونه؛ بلکه وفاداری به سنت خود تطهیری است.
اگر روانکاوی نقد عقلانیت مسلط است، اگر قرار است با فقدان و شکاف مواجه شود، باید جرأت کند در جای ناآرام بایستد؛ نه آنکه با زبان پیچیده، خشونتی نرم تولید کند.
در غیر این صورت، آنچه باقی میماند نه درمان است و نه تحلیل؛ بلکه صنعتی کوچک از معناسازی برای ندیدن واقعیت.
و این، دقیقاً همان چیزی است که امروز باید به آن نه گفت!
(امیررضا مینوییفر)
@minerva_channel
| 2 | چرا روانکاو باید در بحرانهای اجتماعی موضعگیری کند؟ بازخوانی انتقادی اصل گمنامی تحلیلی
روانکاوی، بهعنوان روشی برای کاوش در ناخودآگاه و درمان رنجهای روانی، همواره با پرسشهای اخلاقی و اجتماعی مواجه بوده است. یکی از این پرسشها، نقش روانکاو در بحرانهای اجتماعی است. برخی بر این باورند که روانکاو باید در محدوده خنثی باقی بماند و از هرگونه موضعگیری عمومی خودداری کند؛ استدلال آنان اغلب به اصل گمنامی بازمیگردد که در سنت کلاسیک روانکاوی برای حفظ فضای امن انتقال ضروری تلقی میشود.
اما واقعیت این است که روانکاو نمیتواند تنها قسمتهای خوب روانکاوی، یعنی تکنیکهای درمانی در کلینیک، را بردارد و از مسئولیت اجتماعی خود شانه خالی کند. بحرانهای اجتماعی (مانند جنگ، تبعیض، سرکوب سیاسی و...) که تأثیر مستقیمی بر روان افراد دارند، تروماها، اضطرابها، ترسها، آسیبها جدیدی میآفرینند که در اتاق درمان نیز خود را نشان میدهند. اگر روانکاو نسبت به این بافتار اجتماعی بیتفاوت باشد، درک ناقصی از مراجع خود خواهد داشت و ممکن است ناخواسته در خدمت بازتولید ساختارهای سرکوبگر قرار گیرد.
حال به این پرسش میرسیم که چرا روانکاو باید موضعگیری مشخص داشته باشد؟
روانکاوی از ابتدا نه فقط معرفتی درمانی، بلکه یک دانش انتقادی نسبت به فرهنگ و جامعه بوده است. فروید در آثارش به نقد تمدن، مذهب، و ساختارهای اقتدار پرداخت. بنابراین، موضعگیری در برابر بحرانهای اجتماعی ادامهی منطقی این سنت انتقادی است.
روانکاوی معاصر تأکید دارد که سوژه در تقاطع امر فردی و امر اجتماعی شکل میگیرد. بحرانهای اجتماعی، ساختارهای نمادین و واقعیتهای مادی را تغییر میدهند و بر روان تکتک افراد اثر میگذارند. روانکاو اگر نخواهد این تأثیرات را بشناسد و دربارهی آنها موضع بگیرد، در واقع نیمی از پازل درمان را نادیده گرفته است.
روانکاو نه فقط در برابر آنالیزاند، بلکه در برابر جامعهای که در آن زندگی میکند مسئول است. سکوت در برابر بیعدالتی، خشونت، یا بحرانهای اخلاقی میتواند به منزلهی تأیید ضمنی آنها تعبیر شود. روانکاو بهعنوان فردی که به زبان و معنا دسترسی دارد، میتواند از این دانش برای روشنگری، حمایت از گروههای آسیبپذیر و پیشبرد گفتمانهای انتقادی استفاده کند.
در دنیای امروز، حرفههای سلامت روان تحت فشار هستند تا نقش اجتماعی خود را بهطور فعالتر ایفا کنند. اگر روانکاوان در بحرانهای بزرگ سکوت کنند، ممکن است به حاشیه رانده شوند و نتوانند در شکلگیری سیاستهای عمومی مرتبط با سلامت روان تأثیر بگذارند.
طرفداران گمنامی تحلیلی اغلب به خطر قضاوت آنالیزاند یا تحمیل ارزشهای شخصی اشاره میکنند. اما موضعگیری اجتماعی لزوماً به معنای قضاوت فردی آنالیزاند نیست. روانکاو میتواند در عین حفظ حریم خصوصی درمان و احترام به خودمختاری مراجع، در فضای عمومی موضعی روشن دربارهی مسائل کلان اجتماعی اتخاذ کند. این دو سطح را میتوان از هم تفکیک کرد.
روانکاو نمیتواند فقط بر تخت تکنیکهای تحلیلی جا خوش کند. بحرانهای اجتماعی بخشی از واقعیت روانی آنالیزاند هستند و نادیده گرفتن آنها به معنای نادیده گرفتن بخشی از رنجی است که مراجع با خود به اتاق درمان میآورد.
موضعگیری مشخص و دقیق روانکاو نه تنها با ماهیت انتقادی روانکاوی سازگار است، بلکه ضرورتی اخلاقی و حرفهای در جهان امروز به شمار میرود. این موضعگیری باید مبتنی بر دانش روانکاوی، احترام به پیچیدگیهای فردی و تعهد به عدالت اجتماعی باشد.
(امیررضا مینوییفر)
@minerva_channel | 740 |
| 3 | رابطه یعنی قاعدهی ما؛ نه قاعدهی من، نه قاعدهی تو
رابطه زمانی شکل میگیرد که دو فرد از منطق صرفاً فردی خود فاصله میگیرند و به ساختن نظمی مشترک تن میدهند. ما حاصل حذف تفاوتها نیست، بلکه نتیجهی مذاکره، تعارض و پذیرش محدودیتهاست. جایی که یکی قاعدهی خود را تحمیل میکند، رابطه به قدرت تبدیل میشود؛ و جایی که قاعدهای ساخته نمیشود، پیوند در آشوب فرسوده میشود. رابطه، میدان ساختن قانونیست که هیچکدام بهتنهایی صاحب آن نیستند.
@minerva_support | 563 |
| 4 | 📅 وقتدهی برای درمان اختلالات روانتنی و بیماریهای مزمن
نمونهها: دردهای مزمن بدون علت پزشکی، میگرن، فشار خون، کولیت عصبی، خستگی، اختلالات خواب، و بیانهای بدنیِ اضطراب.
📩 برای شروع درمان و فرآیند تحلیلی خود به شماره زیر در واتساپ پیام دهید.
09939139397
https://wa.me/989939139397
@minerva_support | 460 |
| 5 | انطباقپذیری یعنی ثبات هویت و تغییر جهانبینی
انطباقپذیری به این معناست که انسان بتواند بدون از دست دادن هویت فردی خود، نگاهش به جهان را تغییر دهد. هویت، ریشهایست که ثبات میدهد؛ جهانبینی، شاخوبرگی که باید با تجربهها، شکستها، دانستهها و مواجهه با دیگری رشد کند و دگرگون شود. انعطافپذیری زمانی شکل میگیرد که فرد بداند «چه کسی است»، اما بپذیرد «جهان چگونه میتواند دوباره فهمیده شود». این تعادل همان نقطهایست که رشد روانی را ممکن میکند.
@minerva_support | 408 |
| 6 | چرا در لحظههای خوش گریه میکنیم؟
گریه در مناسبتهای شادیبخش، صرفاً فوران احساس خوشحالی نیست؛ بلکه اغلب نتیجهی همزمانشدن چند لایهی روانی است. موفقیت یا شادی میتواند به شکل ناهشیار، گناه را فعال کند؛ گناهی که ریشه در تعارضهای قدیمی، رقابتها و حتی احساس تخطی از ممنوعیتهای والدین دارد. از سوی دیگر، وقتی شادی تضمین میشود، دفاعهایی که پیشتر ملال و اضطراب را مهار میکردند فرو میریزند و اشکها مجال بروز پیدا میکنند. گاهی هم لحظهی دستاورد با کاهش حس همهتوانی همراه است؛ مواجهه با این آگاهی که «این نقطهی اوج است» میتواند دردناک باشد. در عین حال، شادیهای بزرگ مثل ازدواج اغلب با جداییهای نمادین مثل فاصله گرفتن از والدین همراهاند. از این منظر، گریه کردن در لحظهی خوشی، نشانهی ضعف نیست؛ بیان پیچیدهای از گناه، فقدان، رهایی و محدودیت انسان است که همزمان خود را نشان میدهند.
@minerva_support | 447 |
| 7 | مثلث پول- سکس- مخدر: سه راه برای فرار از فقدان
روانکاوی، پول، سکس و مواد سه نقطهٔ در یک مثلثاند؛ سه راه متفاوت برای پوشاندن خلأیی که در درون باقی مانده است. پول، حس کنترل را بازسازی میکند؛ سکس، توهم دیدهشدن نارسیستیک را؛ و مخدر، تجربهی موقت از خاموشی رنج را. این سه مسیر، هرچند ظاهر متفاوتی دارند، اما اغلب کارکردی مشترک پیدا میکنند: تلاش برای فرار از مواجهه با ریشههای درد روانی. مثلثی که اگر از بیرون به آن نگاه کنیم، دربارهٔ رفتار حرف میزند اما اگر از درون به آن نزدیک شویم، بیشتر دربارهٔ کمبود، آرزومندی و رابطه است.
@minerva_channel | 526 |
| 8 | بخشی از دهمین نشست مینروا
«از کاناپه تا بازشناسی»
به بیان دکتر امیرحسین ابراهیم
@minerva_channel | 489 |
| 9 | برای روشن کردن معنای روانکاوانهی بیگانگی از خویشتن، مهم است که به تدریج و مرحله به مرحله از طریق زمینههای مفهومی و نظری پیش برویم:
۱. بیگانگی در اصل از فلسفه، بهویژه هگل و مارکس، نشأت میگیرد، جایی که بیگانگی به دوری سوژه از شناخت خود اشاره دارد که اغلب از طریق دیگری واسطهگری میشود.
۲. در روانپزشکی کلاسیک، بیگانگی به بیماری روانی اشاره داشت که در آن سوژه دیگر نمیدانست کیست.
۳. ژاک لاکان مفهوم را با تأکید بر این که بیگانگی یک شرط ساختاری اساسی برای سوژکتیویته است، دگرگون کرد. برای لاکان، سوژه اساساً شکافته و از خود بیگانه است زیرا ایگو از طریق همانندسازی با یک تصویر خارجی (تصویر آینهای در مرحله آینه) شکل میگیرد.
۴. این همانندسازی با تصویر — دیگری — بدان معناست که ایگو در اصل یک خیالپردازی است و سوژه بدون واسطهی دیگری نمیتواند خود را به طور کامل بشناسد. بنابراین، بیگانگی تصادفی نیست بلکه سازنده است و در نظام خیالی جای دارد.
۵. فرمول معروف لاکان «میل انسان، میل دیگری است» نشان میدهد که میل سوژه و بنابراین هویت او تنها در رابطه با میل دیگری ساخته میشود و این بیگانگی را بازتاب میدهد.
۶. بیگانگی شامل انتخابی اجباری (vel) است، که به این معناست که سوژه نمیتواند همزمان دو واژه متضاد را حفظ کند و این تقسیم ساختاری ایجاد میکند.
۷. پیرا اولانیه بیگانگی را به عنوان یک حالت آسیبشناسانه بیشتر تشریح میکند که در آن سوژه سعی میکند تعارضات بین خود و آرمانهایش را حل کند اما در نهایت دیگری را ایدهآل میکند که اطمینان میدهد، که این امر به بروز یک قطعسیر کوتاهمدت منجر میشود که رشد را مانع میشود.
۸. بیگانگی از خود در نتیجه شامل یک شکاف یا دوری است که سوژه نمیتواند تصویر خود را با شناخت از دیگری یکپارچه کند و این منجر به تقسیم بنیادی در سوژکتیویته میشود.
۹. این بیگانگی متفاوت از روانپریشی یا روانرنجوری است اما موضوع عدم تقارن و فقدان تقابل در شناخت خود را به اشتراک میگذارد.
به طور خلاصه، از دیدگاه روانکاوی، بیگانگی از خود به این معناست که سوژه ذاتاً شکافته و از خود بیگانه است زیرا هویت و میل او تنها از طریق واسطهگری دیگری شکل میگیرد. این وضعیت ساختاری و اجتنابناپذیر است و باعث میشود شناخت خود سوژه همیشه واسطهای، جزئی و بیگانه باشد.
منابع:
▫️ International Dictionary of Psychoanalysis - ALAIN de MIJOLLA _ Editor in Chief
▫️ An Introductory Dictionary of LACANIAN Psychoanalysis - Dylan Evans
▫️ Comprehensive Dictionary of Psychoanalysis - Salman Akhtar | 480 |
| 10 | بخشی از دهمین نشست مینروا
«از کاناپه تا بازشناسی»
به بیان دکتر امیرحسین ابراهیم
@minerva_channel | 350 |
| 11 | شروع دورهٔ «علوم انسانی برای همگان» از این هفته است. | 394 |
| 12 | ▪️ مینروا برگزار میکند ▪️
علوم انسانی برای همگان
(شصت مفهوم)
🔸 دربارهی دوره
دورهٔ «علوم انسانی برای همگان» تلاشی است برای آشنایی جامع با شصت مفهوم بنیادین اندیشه انسانی که در شاخههایی چون فلسفه، روانکاوی، جامعهشناسی، زبانشناسی، انسانشناسی، تاریخ و زیباییشناسی ریشه دارند. این دوره با زبانی روشن و میانرشتهای، به بررسی مفاهیمی میپردازد که بر شیوهٔ اندیشیدن، زیستن و فهم خود و دیگری تأثیر میگذارند.
🔹 نمونه مفاهیم
🔻فلسفه: متافیزیک، حقیقت، واقعیت، معنا، اخلاق و...
🔻روانکاوی: رانه، میل، سکسوالیته، فتیش، والایش و...
🔻جامعهشناسی: قدرت، ساختار، هویت، نظم، نابرابری و...
🔻زبانشناسی: نشانه، نحو، دال، مدلول، گفتمان و...
🔻هنر: زیبایی، فرم، تجربه، آفرینش، نقد و...
🔻انسانشناسی: فرهنگ، اسطوره، بدن، آیین، زمان و...
و...
📅 تاریخ آغاز: چهارشنبه، ۳ دیماه ۱۴۰۴
🕰️ زمان برگزاری: چهارشنبهها، ساعت ۱۱ تا ۱۳
برای ثبتنام و دریافت اطلاعات بیشتر، لطفاً به شناسهی زیر پیام دهید:
@minerva_support | 427 |
| 13 | خواندن رمان بهمثابه کنشی روانکاوانه
در پیوند با بحث روایتگذاری در اندیشه پونتالیس در نشست از کاناپه تا بازشناسی
(دکتر امیرحسین ابراهیم)
@Minerva_channel | 422 |
| 14 | فایل صوتی نشست از کاناپه تا بازشناسی
(دکتر امیرحسین ابراهیم)
@Minerva_channel | 401 |
| 15 | ▪️قسمت چهارم مجموعهٔ خاصیت آینگی
مفاهیم ساخت،لوح،ضمیر،حافظه،هویت و سوژه گی در روانکاوی از نظر برتراند پونتالیس
دکتر امیرحسین ابراهیم
@minerva_channel | 1 667 |
| 16 | برای توضیح معنی روانکاوانهی گریه در مناسبتهای خوشایند به صورت مرحلهبهمرحله:
۱. گریه در هنگام رویدادهای شادیبخش مانند عروسیها یا مراسم اهدای جوایز بهطور مکرر مشاهده میشود و دلایل روانپویشی متعددی دارد.
۲. یکی از عوامل، ناهشیار گناه مرتبط با موفقیت است که به تعارضات عمیقتر عقده ادیپ و حتی احساسات نامشروع خانوادگی مرتبط است، همانطور که فروید (۱۹۱۶د) مطرح کرد. فرد ممکن است ناهشیارانه احساس کند که موفقیتش شامل تخطی ممنوعهای است.
۳. عامل دیگر رهایی ملال پیشین است که فرونشانی شده یا مهار گردیده بود. وقتی شادی تضمین میشود، مکانیزم دفاعی که ملال را دور نگه میداشت (که توسط کلاین، ۱۹۴۰ به عنوان «دفاع شیدایی» نامیده شده) ضعیف میشود و اجازه میدهد اشکها بروز کنند.
۴. علت سوم، احساس پارادوکسیک کاهش همه توانی در لحظه یک دستاورد بزرگ است — شناخت اینکه «این همان است، دیگر چیزی نخواهد آمد» — که میتواند درد و گریه را برانگیزد (دورن، ۱۹۶۷).
۵. علاوه بر این، گریه میتواند ناشی از احساس اضطراب جدایی از عزیزان باشد، مانند مواقعی که در عروسی فرد احساس دوری عاطفی از والدین، خواهر و برادرها یا دوستان دارد و حمایت عاطفی معمول یا «فاصله بهینه» (گرونرت، ۱۹۷۹) را از دست میدهد.
۶. در نهایت، در مراسم اهدای جوایز، گریه ممکن است از گناه یا احساس گناه ناشی شود که به دلیل رقابت موفقیتآمیز با دیگران به وجود میآید، از جمله ناهشیار خصومتهای نسبت به آنها که بعدها به صورت گناه احساس میشوند (بهویژه زمانی که دیگران با ظاهری احتمالاً مصنوعی تشویق میکنند).
خلاصه اینکه، از دیدگاه روانکاوانه، گریه در مناسبتهای خوشایند صرفاً بیان شادی نیست بلکه واکنشی پیچیده است که شامل ناهشیار گناه، فرونشانی ملال، احساسات فقدان، کاهش همه توانی و گناه است که در هم تنیده شده و حتی در لحظات خوشی اشک را به همراه میآورد.
منبع:
▫️ Comprehensive Dictionary of Psychoanalysis - Salman Akhtar | 453 |
| 17 | رواندرمانگران تحلیلی حتماً مطالعه کنند! | 437 |
| 18 | خوشحالم که اینجایی! بیا با هم یه نکته جدید تو دنیای روانکاوی یاد بگیریم.
💡همآواییها در تعامل والدین و کودک: بررسی نظریه جیمز هرتزوگ
مقدمه
مطالعات مشاهدهای جیمز هرتزوگ (۱۹۸۴) درباره کودکان خردسال تحت نظارت ویدئویی، دو نوع همآوایی والدین با کودک را مشخص کرده است که هر یک نقش مهمی در شکلگیری تجربه خود کودک دارند.
انواع همآوایی
1. همآوایی هموستاتیک
- تعریف: این نوع همآوایی معمولاً توسط مادران در بازی جاری کودک نوپا ایجاد میشود.
- ویژگیها: مادران با شرکت فعال در بازی، به کودک «تداوم هستی» (وینیکات، ۱۹۶۵، ص. ۵۴) میبخشند و اعتبار و هماهنگی با محیط را برقرار میکنند.
- نقش بالینی: این همآوایی دارای ویژگیهای تأییدکننده است که برای حفظ و تثبیت تجربه خود ضروری محسوب میشود.
2. همآوایی مختلکننده
- تعریف: این نوع همآوایی معمولاً توسط پدران انجام میشود که با ترغیب کودک نوپا برای شرکت در فعالیتهای جدید، تعادل او را مختل میکنند.
- ویژگیها: همآوایی مختلکننده ویژگیهای تقویتکننده دارد که برای گسترش و تعمیق تجربه خود لازم است.
تأثیر و تعامل دو نوع همآوایی
تأثیر این دو نوع همآوایی اعتیادآور بوده و به ایجاد «صلابت روانی سیال» (اختر، ۲۰۰۳، ص. ۱۹۵) در تجربه خود سالم کمک میکنند. هرتزوگ همچنین مشاهده کرد که پدران تنها در حضور مادر همآوایی مختلکننده ایجاد میکنند و در غیاب مادر، پدران نیز همآوایی هموستاتیک ارائه میدهند. بنابراین، همآوایی هموستاتیک به نظر میرسد پیشنیاز تجربی برای همآوایی مختلکننده باشد.
اهمیت بالینی و کاربرد در روانکاوی
عملکردهای «نگهدارنده» و تأییدکننده روانکاو شباهتهای قابل توجهی با همآوایی هموستاتیک مادرانه دارند، در حالی که عملکردهای آشکارسازی و تفسیر روانکاو به همآوایی مختلکننده پدرانه شباهت مییابد. برداشت از مشاهدات هرتزوگ نشان میدهد که عملکردهای نگهدارنده («هموستاتیک») روانکاو باید به طور ایمن برقرار باشند تا تلاشهای تفسیرگرانه («مختلکننده») او مؤثر واقع شود. بدین منظور، بیمار باید پیش از مواجهه با جنبههای رد شده تجربه خود، احساس «امنیت» (سندلر، ۱۹۶۰، ص. ۴) داشته باشد یا به او کمک شود تا این احساس را کسب کند.
منبع:
▫️International Dictionary of Psychoanalysis - ALAIN de MIJOLLA _ Editor in Chief | 449 |
| 19 | برای پاسخ به سؤال درباره اینکه "اجبار به سرنوشت" در نظریه روانکاوی چیست، گام به گام پیش میروم:
۱. اصطلاح "اجبار به سرنوشت" یا "اجبار سرنوشت" توسط زیگموند فروید حدود سال ۱۹۲۰، بهویژه در اثرش *فراتر از اصل لذت* (۱۹۲۰) بهکار گرفته شد.
۲. این مفهوم الگویی از زندگی ناخوشایند و تکراری را در برخی افراد توصیف میکند، که به نظر میرسد توسط نیرویی خارجی، تاریک یا شریرانه، تقریباً مانند نفرین شده یا تحت تعقیب سرنوشتی نامطلوب قرار دارند.
۳. این افراد بارها و بارها با موقعیتهای مشابهی از رنج یا شکست مواجه میشوند (برای مثال، خیانتهای عشقی، شکستهای شغلی)، که این تصور را ایجاد میکند که این رویدادها از بیرون میآیند و اجتنابناپذیرند.
۴. با این حال، از دیدگاه روانکاوی، این تکرارها از نیروی خارجی واقعی ناشی نمیشود، بلکه ریشه در تعارضات ناخودآگاه اولیه دارد، بهویژه خواستههای مازوخیستی و مکانیزم اجبار به تکرار ناخودآگاه.
۵. فرد متاثر دسترسی آگاهانه کمی به این انگیزههای درونی دارد که او را به تکرار رنجها وامیدارند، که این خود توهم قرار داشتن تحت سرنوشتی اجتنابناپذیر را ایجاد میکند.
۶. هلن دویچ این ایده را گسترش داد و از روانرنجوری سرنوشت سخن گفت، و این رنج را چیزی توصیف کرد که بهطور مکرر و ظاهراً از سوی جهان بیرونی تحمیل میشود، ولی در واقع ریشه در تعارضات حلنشده دوران کودکی دارد.
۷. خلاصه اینکه "اجبار به سرنوشت" در روانکاوی همان اجبار به تکرار ناخودآگاه و اجباری الگوهای دردناک زندگی است که به نظر میرسد توسط سرنوشت تحمیل شدهاند، اما در واقع نتیجه دینامیکهای روانی درونی و خواستههای ناخودآگاه رنج است.
بنابراین، اجبار به سرنوشت توضیح میدهد چگونه تعارضات روانی ناخودآگاه فرد را به بازآفرینی مکرر موقعیتهای دردناک وادار میکند و این تصور را ایجاد میکند که در سرنوشتی تراژیک گرفتار شده است.
منابع:
▫️ Comprehensive Dictionary of Psychoanalysis - Salman Akhtar
▫️ International Dictionary of Psychoanalysis - Alain de Mijolla | 327 |
| 20 | ▪️دهمین نشست در پروژه مینروا:
از کاناپه تا بازشناسی: مفهوم شخصیت و شخصانگاری (personalism) در فلسفه و روانکاوی معاصر
▫️در این نشست به محورهای زیر خواهیم پرداخت:
🔻مفهوم شخصیت (personality) در پیوند با سوژه محوری مدرن
🔻تمایز فردیت (individuality) و شخصیت در تفکر مدرن
🔻مقوله بیخویشتنی (alienation) در اندیشه معاصر
🔻پیکار برای بازشناسی در عرصه هویت جنسی
(reconnaissance sexuelle) در نظریه فرا تجدد
✅ برای ثبت نام به آیدی زیر در تلگرام پیام دهید:
@minerva_support | 4 375 |
