ar
Feedback
«آبنبات هل دار »

«آبنبات هل دار »

الذهاب إلى القناة على Telegram

و ما ریشه‌هایِ تَنیده از اُمیدیم🌿✒️... ■دانشجوی کارشناسی روانشناسی

إظهار المزيد
1 408
المشتركون
-324 ساعات
-87 أيام
-4030 أيام
أرشيف المشاركات
sticker.webp0.29 KB

در هم صحبتی با استاد عزیزم در واحد درسی شخصیت امروز گفت این شعر از آقای سعدی، مثالِ همیشگی زندگیمونه :)) منم همینطور سعدی. منم همینطور. با ساربان بگویید احوال آب چشمم.. تا بر شتر نبندد، محمل به روز باران!

sticker.webp0.08 KB

صباح الخير لمستوطن القلب ثم للقارين.. «صبح بخير به ساكنِ در قلب، سپس به خوانندگان..»

sticker.webp0.07 KB

یونگ معتقد بود که روان از جفت‌های متقابل تشکیل شده است؛ مانند: خودآگاه ↔ ناخودآگاه عقل ↔ احساس درون‌گرایی ↔ برون‌گرایی پرسونا (نقاب اجتماعی) ↔ سایه (جنبهٔ سرکوب‌شده) مردانه ↔ زنانه (آنیما و آنیموس) خیر ↔ شر نظم ↔ آشوب این دوگانگی‌ها فقط تضاد نیستند؛ بلکه نیروی محرک رشد روانی‌اند. زیرا یونگ باور داشت که انسان تنها زمانی کامل (یا به اصطلاح او فردیت‌یافته) می‌شود که میان اضداد درونی‌اش تعادل و آشتی برقرار کند، نه این‌که یکی را سرکوب و دیگری را مطلق کند. برای مثال: اگر کسی فقط «عقل» را بپذیرد و «احساس» را سرکوب کند، یک‌سویه و ناپخته می‌ماند. اگر فقط برون‌گرایی کند و درون‌گرایی را نادیده بگیرد، از شناخت دنیای درونی محروم می‌شود در مرکز تفکر یونگ ایدهٔ پدید آوردن هماهنگی بین اضداد است. او می‌گفت: «هیچ دگرگونی روانی بدون تنش میان اضداد رخ نمی‌دهد.» یعنی رشد شخصیتی در اثر کشمکش خلاق بین دو قطب متضاد به وجود می‌آید شبتان خیر و نیک 🌱✨️

04_Homayoun_Shajarian_Feat_Alireza.mp313.01 MB

شب است و جای خواب، یاد تورا دارم: [در دیده به‌جای خواب آب است مرا.. زیرا که به دیدنش شتاب است مرا گویند: بخواب، تا به خوابش بینی. ای بی‌خبران! چه جای خواب است مرا؟] #شعر | #یادم‌تورافراموش

sticker.webp0.08 KB

امروز یکی از اساتید عزیزم حرف خیلی زیبایی گفتند: «گاهی زندگی نه در پاسخ‌ها، که در پرسش‌هایی معنا می‌گیرد که جرأت پرسیدنش را داریم»

این لحظه داشتم برای یکی از دوستانم نقد چندتا کتاب را می‌گفتم که ناگهان یادم افتاد چند سال پیش، ما توی پنامبرا چقدر دور هم جمع می‌شدیم، کتاب می‌خواندیم بحث می‌کردیم و از دل همان گفت‌وگوها چیزهای تازه یاد می‌گرفتیم یکهو موجی از خاطرات آن سال‌های طلایی برگشت… یاد صداهای آرام اما پرشورمان یاد چای‌های نیمه‌سردی که وسط بحث‌ها فراموش می‌کردیم یاد کل کل‌های بامزه‌مان بر سر یک جمله یا یک شخصیت و حقیقتش را بخواهی خیلی دلم برای آن فضا آن جمع صمیمی و گفت‌وگوهای طولانی‌مان تنگ شده انگار حالا که هرکدام‌مان در مسیر خودش افتاده آن دورهمی‌های کوچک و پرمعنا بیشتر از همیشه ارزشمند به نظر می‌رسند گاهی فکر می‌کنم شاید دوباره باید برگردیم به همان نقطه‌ها به همان حال‌وهوای ساده اما عمیق به ساعاتی که دغدغه‌مان فقط فهمیدن و عمیق‌تر شدن بود
کتابخونه پنامبرا 🌱

sticker.webp0.26 KB

زندگی پنجره‌ای باز به دنیای وجود تا که این پنجره باز است جهانی بـا ماست... آسمان، نـور، خـدا عشق سعادت با مـاست فرصت بازی این پنجره را دریابیم

4_5798449782267583014.mp39.51 MB

يگانه بودى و بسيار عاشقت بودم ولى به چشم نمى آيد آنچه بسيار است
سیدتقی سیدی

«آبنبات هل دار » - إحصائيات وتحليلات قناة تيليجرام @cardamomcandynote